کی فکرشُ میکرد، همه «ندا» بشیم
دستهبندی شده در ترانه, شعر من در تیر.۰۳, ۱۳۸۸
تقدیم به ندا که هر روز ما با نگاهش، شنبه شد. «ندا» کی فکرشُ میکرد، من و تو، ما بشیم تو یک غروبِ سرد، همه «ندا» بشیم کی فکرشُ میکرد، شنبه بچیکه خون گولّه از آسمون، بباره بیامون خواستن ندای ما، خاموش بشه، نشد! بغضِ گلوی ما، تیر میشه خودبهخود بارونِ شب ببار، رو پلکِ [...]





