جای مهمان خالیست

چه سکوتی
چه شبی
جای یک عابر ِ شب‌گرد ِ غزل‌خوان خالیست (+)

دیدگاه (۱)

ماراخدا

ارسال دیدگاه

ثبت احوال

امروز
۲۵ خرداد است
آفتاب
جای پای تو را
بر خون ما
ثبت کرده است
اما
هنوز زنده‌ایم و بی‌شمار
در هوای زمستانی‌ات
هر ثانیه سبز می‌شویم.

ارسال دیدگاه

پارسال این موقع، خواب می‌دیدیم نه کابوس

خواب ِ خوب ِ بی‌قفس بودن
بی‌تو رفتن، با تو برگشتن
- شهیار قنبری

۲۲ خرداد ۱۳۸۸، روزی که خواب‌ها مصادره شد، روز کودتا.

دیدگاه (۱)

آرژانتین انتقام می‌گیرد

بیایید از جام جهانی کابوس‌وار ۱۹۹۴ شروع کنیم. روزهایی که من برای اولین بار بود جام جهانی فوتبال را از طریق تلویزیون با تمام وجود لمس می‌کردم. با خاطره‌ی مبهمی از ایتالیای ۹۰ و فینال لعنتی‌اش. می‌گویم ۹۴ چون شرایط آن تورنمنت برای آرژانتین مشابه همین مسابقاتی‌ست که پیش رو داریم. آن سال هم آرژانتین با نذر و نیاز به جام جهانی صعود کرده بود، در گروهی مشابه گروه امسال قرار گرفته بود. نیجریه، یونان و بلغارستان که امسال جای خودش را به کره‌ی جنوبی داده است. فرق دیگری هم هست، آن سال آلفیو باسیله سرمربی بود، ولی امسال در میانه‌ی راه جای خودش را به ماردونا داد.
جام از دقیقه‌ی دوم اولین بازی نشان از حضور یک تیم پر از ستاره و رؤیایی داشت. گابریل باتیستوتا دروازه‌ی یونان را در همان ابتدای بازی، گشود تا ما امید به درخشش آرژانتین بدون توجه به صعود ناپلئونی‌اش به جام جهانی داشته باشیم. همه‌چیز ایده‌آل پیش می‌رفت، یونان نوظهور در جام جهانی را با ۴ گل در هم کوبیدیم و نیجریه را با درخشش مارادونا و کنیجیا ۲-۱ شکست دادیم. اما ورق برگشت و همه‌چیز به هم ریخت. فیفا بعد از این بازی مارادونا را دوپینگی اعلام کرد و از ادامه‌ی بازی‌ها محروم کرد که هنوز بعد از گذشت ۱۶ سال واقعیت این ماجرا در هاله‌ای از ابهام است. کابوس آرژانتین شروع شد و دو بازی پیاپی را بر خلاف انتظار به بلغارستان و رومانی باخت و از گردونه‌ی مسابقات خارج شد.
اما این بار ماردونا به همراه ستاره‌گانش آمده است تا انتقام خود را از جام ۹۴ و فیفا بگیرد و بعد از ۲۴ سال ناکامی، آلبیسلسته را به رؤیایش برساند. آرژانتین در حال حاضر بهترین مدافعان و مهاجمان جهان را در اختیار دارد. دمیکلیس و والتر ساموئل دو مدافعی بودند که امسال در بایرن مونیخ و اینتر فینال جام باشگاه‌های اروپا را تجربه کردند. در رؤیایی بودن خط حمله که تردیدی نیست، مسی، هیگواین، ته‌وز، میلیتو و آگه‌رو به همراه پالرموی ۳۶ ساله مهاجمانی هستند که مارادونا کاری جز دعوت کردنشان به تیم ملی نمی‌توانست انجام دهد. در خط میانی نیز جادوگر کوچک، خوان سباستین ورون هنوز هم می‌تواند همان جادوگر سال‌های اوج باشد. ماسچرانو، رودریگوئز، دی‌ماریا و ذخیره‌هایشان در تیم‌های خود بازیکنان کلیدی‌اند. باید دید درون دروازه آیا رومه‌رو و ذخیره‌هایش می‌توانند خاطرات درخشان پومپیدو، گوی‌گوچه‌آ و حتی روآ را برای ما زنده کنند یا نه؟
آخرین کلام می‌تواند حرف‌های لیونل مسی باشد در آستانه‌ی جام جهانی ۲۰۱۰ آفریقای جنوبی:

چیزی که من می‌خواهم قهرمانی در جام جهانی و کفش طلایی مسابقات است. منتظر بازی من باشید. این آخرین جمله‌ی  من است.

دیدگاه‌ها(۵)

هم‌کلام با صدای خورشید

مهرداد آسمانی

چهارشنبه شب هفته‌ی پیش وقتی جی‌میل را چک می‌کردم، باورم نمی‌شد که به برآورده شدن یکی از آرزوهای خودم نزدیک می‌شوم. پیشتر نوشته بودم که از طریق ای‌میل با مهرداد آسمانی در تماسم، اما صحبت کردن از طریق تلفن با خواننده و آهنگساز محبوبم یکی از آرزوهایی بود که ای‌میل مهرداد، مژده‌ی برآورده شدنش بود.
خوشحالی و ذوق‌زدگی من حد نداشت، تا ساعت ۱۰:۲۵ شب پنج‌شنبه، که مهرداد آسمانی گوشی تلفن را برداشت استرس حرف زدن با او رهایم نمی‌کرد.
شخصیت بزرگ مهرداد آسمانی را من نمی‌توانم در چند خط و کلمه توصیف کنم. فقط می‌توانم بگویم، هر روزی که می‌گذرد بیشتر از پیش از اینکه همیشه دوست‌دار صدا و موسیقی‌اش بوده‌ام، به خودم افتخار می‌کنم. کم‌اند هنرمندانی که این‌چنین باشند، که هم هنرشان مورد پسند واقع شود و هم اخلاق و رفتارشان.
با مهرداد از هر دری سخن گفتیم، از وضعیت موسیقی پاپ ایرانی، از ضعف ترانه‌ها و آهنگ‌ها. از همکاری جدیدش با ایرج جنتی عطایی. مطمئن باشید آلبوم جدید نیز فصل تازه‌ای خواهد بود در موسیقی و ترانه‌ی ایران‌زمین، اثری درخور نام مهرداد و ایرج عزیز. در یک کلام می‌توانم بگویم هم‌کلامی‌ام با مهرداد عالی بود، همان چیزی که انتظارش را داشتم.
در این یک سال با همه‌ی سختی شرایط و فاصله‌ی زیاد بین‌مان، مهرداد در پیشرفت ترانه‌های من نقش مهمی بازی کرده است و این به خاطر نگاه تیزبین و سخت‌گیرانه‌اش نسبت به ترانه است. ممنونم از این مهربانی و رفاقت بی‌اندازه‌اش.
پنج‌شنبه، ۱۳ خرداد ۱۳۸۹ در خاطر من با صدای خورشید جاودانه شد.

+ صدای خورشید، نام اولین آلبوم مهرداد است با ترانه‌های محمد صالح‌علا
+ پروفایل رسمی مهرداد آسمانی در فیس‌بوک
+ صفحه‌ی هواداران مهرداد آسمانی در فیس‌بوک

ارسال دیدگاه

وقتی شکنجه‌گر تویی، شکنجه اشتباه‌تره

وقتی آلبوم تازه‌ی داریوش «دنیای این روزای من» حرفی برای گفتن ندارد، من به عنوان یک دوست‌دار همیشه‌ی صدای داریوش چه حرفی می‌توانم بزنم؟ از دایره واژگان محدود روزبه بمانی (که خودم روزی منتظر شنیدن ترانه‌های تازه‌اش بودم) در این آلبوم گلایه کنم یا از آهنگ‌های معمولی علیرضا افکاری که گویا هیچ تفاوتی بین جنس صدای هلن و داریوش قائل نبوده است؟ بهتر است از داریوش گلایه کنم که این ترانه و آهنگ‌ها را انتخاب کرده است و خوانده. اینکه چه‌طور می‌شود بعد از دو آلبوم شاهکار به نام‌های «راه من» و «معجزه‌ی خاموش» کار به آلبوم معمولی «دنیای این روزای من» می‌انجامد را داریوش باید پاسخ بدهد. به نظرم این کار بیشتر به تریبونی برای مطرح‌تر کردن ترانه‌سرا و آهنگساز در داخل کشور تبدیل شده است تا آلبومی درخور خواننده‌ی بزرگش.
به جای شنیدن این آلبوم دوست دارم گوش بسپرم به آهنگ زیبا و دل‌نشینی به اسم «۳۰۰ گل سرخ» که یک روز قبل از انتشار آلبوم «دنیای این روزای من» در وب‌سایت هواداران داریوش منتشر شد، می‌توانید آن‌را از اینجا دانلود کنید.

+ عنوان مطلب برگرفته از ترانه‌ی شکنجه‌گر: «عذاب می‌کشم ولی عذاب ِ من گناه نیست / وقتی شکنجه‌گر تویی، شکنجه اشتباه نیست»

دیدگاه‌ها(۷)

وای از این قانون بی‌دل

چند هفته‌ای بود در حال تکمیل ترانه‌ای بودم که به طور مستقیم به مخالفت با مجازات اعدام اشاره کند. ترانه‌ی «اعدام‌بس» نتیجه‌ی این چند هفته است. دوست دارم اگر سازمانی یا شخصی قصد ارائه‌ی کاری موسیقایی علیه اعدام را دارد، این ترانه را برای اجرا به دستش بسپارم.

اعدام‌بس
روی دیوار می‌نویسم که طناب ِ دار ممنوع
پر ِ تکرار می‌نویسم که طناب ِ دار ممنوع
با تو ام که انتقامی، پری از شهوت ِ اعدام
پری از غصه‌ی دوری، آرزوی بی‌سرانجام
چشماتُ بستی رو دنیا، شده نفرت همه دنیات
نمی‌بینی که یه دنیا، افتادن به دست وُ پاهات
یه گزینه پیش ِ روته: بزنی زیر ِ سه‌پایه
افتخار کنی به این‌که جون گرفتی از یه سایه
آه از این تصمیم ِ شومِت، وای از این قانون ِ بی‌دل
پشت ِ هم ضیافت ِ خون، پشت ِ هم تکثیر ِ قاتل
یه کمی چشماتُ وا کن، بغض ِ کینه مرگ ِ رنگه
توی بخشش لذتی نیست، که دلت این‌قده سنگه؟
ما می‌گیم کثیفه اعدام، خونُ با خون نمی‌شورن
اونا که راضی به مرگن، بنده‌ی بی‌رحم ِ زورن
تو از این حادثه رد شو، حق بده به حق ِ آدم
یه ترانه زندگی رو نگیر از بغض ِ دمادم
شک نکن به خوبیات وُ قطع کن این طناب ِ دارُ
گریه کن از عمق ِ باور، تر کن این چشمای ما رو
بگو نه به حکم ِ اعدام، به خشونت، به شکستن
خط بکش رو حجم ِ کابوس، بخون از ترانه‌ی من
روی دیوار می‌نویسیم که طناب ِ دار ممنوع
با هم این‌بار می‌نویسیم که طناب ِ دار ممنوع

۸ خرداد ۱۳۸۹

دیدگاه‌ها(۲)

آلبیسلسته‌ها اعتبار را به جام جهانی بازمی‌گردانند، برای فتح رؤیا آماده باشید.

مطلب زیر را چند روز بعد از صعود آرژانتین به جام جهانی ۲۰۱۰ نوشتم و قرار بود در یکی از مجلات چاپ شود، اما به موقع به دست مجله نرسید برای چاپ. برای شروع نوشتن از جام جهانی ۲۰۱۰ و آرژانتین، بد ندیدم این مطلب را روی وبلاگ قرار دهم.

دقایقی پیش از اینکه داور بازی آرژانتین و پرو سوت آغاز بازی را بزند، در دل خودم با بهترین بازیکن تاریخ فوتبال و مرد رؤیاهای آرژانتین اتمام حجت کردم: «آقای مارادونا! اگر آرژانتین این هفته به جام جهانی صعود نکند، من ترانه‌نویسی را کنار خواهم گذاشت.» و این نقطه‌ی پایانی بود بر همه‌ی تهدیدهایی که به خیال خودم باعث می‌شد راه صعود هموار شود.
بازی شروع شد و چیزی را که دیدم باور نمی‌کردم. تیمی که مارادونا به زمین فرستاده بود تیم سوم یا چهارم آرژانتین بود. جز لیونل مسی، هیگواین، ماسکرانو، آیمار و هاینتزه بقیه ناشناس بودند و جمع تعداد بازی‌های ملی‌شان به عدد بیست هم نمی‌رسید. مارادونا ریسک کرده بود تا به انگیزه میدان دهد. انصافاً بازی بد هم شروع نشد و جوانان آرژانتینی از همان اول به سمت دروازه‌ی پرو یورش بردند. تصور این بود که پرو تیم نگون‌بختی خواهد بود اما این اتفاق نیفتاد و نیمه‌ی اول با همه‌ی افت و خیزهایش بدون گل پایان یافت.
دلهره و استرس در من تمامی نداشت. گویی شیشه‌ی عمر تمام آرژانتینی‌ها در دست مارادونا و یاران جوانش بود. نیمه‌ی دوم با تعویض یک چهره‌ی آشنا شروع شد. مارتین پالرموی ۳۵ ساله بعد از ده سال با یاد و خاطره‌ی همیشگی از دست دادن سه پنالتی در یک بازی، پا به زمین گذاشت. پابلو آیمار که در روز کم‌فروغ مسی ستاره‌ی میدان بود، با یک پاس توی عمق اصیل آرژانتینی هیگواین را وادار کرد تا در دقیقه‌ی ۴۷ دروازه‌ی پرو را باز کند.
عقب‌نشینی بعد از گل، بیماری این روزهای فوتبال به سراغ آرژانتین آمد. همان که باعث شکست مقابل میزبان جام جهانی ۲۰۰۶ شده بود.
هیچ‌وقت خاطره‌ی بد گل دقایق پایانی آدریانو در فینال کوپا آمه‌ریکا را در حالی که آرژانتین می‌رفت که بعد از سال‌ها قهرمان شود را فراموش نمی‌کنم. آن هم هنگامی اتفاق افتاد که جناب جواد خیابانی به بررسی و نقد و نظر در مورد آرژانتین می‌پرداخت، درست چیزی که در جریان بازی با پرو هم ادامه داشت.
دقیقه‌ی ۷۵ دوربین فیلم‌برداری شروع به لرزیدن کرد و در عرض چند دقیقه آب و هوای صاف و مساعد تبدیل به باد و باران گل و لای شد. باد موهای رومه‌رو دروازه‌بان آرژانتین را با خود می‌برد و دوربین مستند صحرایی در ورزشگاه ریورپلاته‌ی آرژانتین را نشان می‌داد. وای اگر یکی از این توپ‌های نادیده به صورت اتفاقی درون دروازه‌ی آرژانتین قرار بگیرد. و اتفاق در دقیقه‌ی سکته، در دقیقه‌ی ۹۰ افتاد. آب سرد بر پیکره‌ی آرژانتینی‌ها. من دیگر ترانه نخواهم نوشت.
اما این اتفاق پایان ماجرا نبود. کسی که با دست خدا دروازه‌ی انگلیسی‌های مغرور را باز کرده باشد، باز هم نشانه‌ای از خدا دریافت خواهد کرد. وقتی از شدت توفان کاسته شد، آرژانتینی‌ها مقابل دروازه‌ی پرو بودند، یک سانتر به چند بازیکن برخورد کرد تا پالرمو پایش را جلوی توپ قرار دهد و توپ راه خود را غلت غلتان به دروازه‌ی خالی پرو پیدا کند. با این گل نه تنها پالرمو در دقیقه‌ی ۹۳ به قهرمان ملی آرژانتین تبدیل شد، بلکه خاطره‌ی آن سه پنالتی را هم به فراموشی سپرد.
باید در آن نیمه‌شب سوت و کور ایران بیدار بودید و حس می‌کردید چه هیجانی داشت وقتی مارادونا بر زمین خیس ریورپلاته از خوشحالی شیرجه زد و ماندگار شد.
آخرین توپ پرو از میانه‌ی زمین بر تیرک افقی دروازه‌ی آرژانتین نشست تا معجزه تکمیل شود.
با برد اوروگوئه در بازی عجیب ۱۰۰ دقیقه‌ای مقابل اکوادور، آرژانتین به یک تساوی در بازی آخر احتیاج داشت تا به دلهره پایان دهد و من مطمئن بودم با نشانه‌ی دقیقه‌ی ۹۳ از وجود خدا، این صعود حتمی است.
اتفاق درسحر پنج‌شنبه ۲۳ مهر ماه افتاد. بیلسای بزرگ با شیلی اکوادور را شکست داد. تعویض طلایی مارادونا، دقیقه‌ی ۸۴ بازی پر زد و خورد آرژانتین و اوروگوئه را رؤیایی کرد. آرژانتین تکرار اولین فینال جام‌های جهانی را برد تا با خیال راحت به جام جهانی قدم بگذارد. جایی که تجربه نشان داده است تیم‌های بزرگی که در مقدماتی ناموفق‌ترند، بهتر نتیجه می‌گیرند.
مرد رؤیاهای آرژانتین آمده است تا بعد از ۲۴ سال اعتبار را به جام جهانی بازگرداند. آیا رؤیای آلبیسلسته‌ها در آفریقای جنوبی ۲۰۱۰ به حقیقت می‌پیوندد؟ مطمئن باشید تیمی که این روزها به نام آرژانتین در زمین بازی می‌کند، تیمی نیست که در جام جهانی به مصاف رقیبان قدرتمند خودش می‌رود. دست مارادونا هنوز رو نشده است. منتظر فتح رؤیا باشید.
و من با خیال راحت، هنوز ترانه خواهم نوشت.

ارسال دیدگاه

پرواز قهرمان بر فراز نیوکمپ

بارسا، در فصلی که رئال مادرید رؤیایی‌ترین نمایش را با ستاره‌هایش داشت، با زدن ۴ گل در آخرین بازی فصل به وایادولید و کسب ۹۹ امتیاز جام قهرمانی اسپانیا را در نیوکمپ نگه داشت و منتظر می‌ماند تا مورینیو فصل بعد به رئال بیاید، شاید خیلی زود مصاف انتقام محیا شود.
مسی آقای گل اسپانیا، با ۳۴ گل زده به همراه دیگر آرژانتینی‌ها آماده می‌شوند تا تیم مارادونا رؤیاها را فتح کند و ویکتور والدز که سالی بسیار عالی را گذراند امیدوار است تا در تیم ملی اسپانیا به جایگاهی که لیاقتش را دارد برسد.
می‌ماند فینال نچسب جام باشگاه‌های اروپا که تنها جذابیتش می‌تواند شکست خوردن مورینیوی مغرور به دست لوییز ون گال باشد که تیمش فوتبال بازی می‌کند.

دیدگاه (۱)