یادداشت‌های در ‘صدا، صدای قدغن’ دسته:

صدا، صدای قدغن – چهارده

هیچ کاری
خوش‌تر از کار ِ تو
نیست

دیدگاه (۱)

صدا، صدای قدغن – سیزده

از سر ِ بچگی تا ته ِ پیری
انتظار
از اوج ِ موج‌بازی
تا سرازیری
انتظار
سهم ِ ما از بهار
ابر ِ گریه‌دار
انتظار
جاده‌ی بی‌سوار
ایستگاه ِ قطار
انتظار

دیدگاه (۱)

صدا، صدای قدغن – دوازده

وقتی شاعر از غزل افتاده
وقتی بی‌صدا
صدا سر داده
وقتی که دل ِ ستاره
ریخته
وقتی عشق ِ ما خراب‌آباده
وقتشه بغض ِ سکوتُ
بشکنم
که خود ِ خود ِ خود ِ گریه
منم

ارسال دیدگاه

صدا، صدای قدغن – یازده

دوستم داشته باش
شهرها
می‌لرزند
برگ‌ها می‌سوزند
یادها
می‌گندند
باز شو
تا پرواز
سبز باش از آواز
آشتی کن
با رنگ
عشق‌بازی با ساز

دیدگاه‌ها (۲)

صدا، صدای قدغن – ده

در شب ِ یلدایی ِ تو
صاحب ِ روز
می‌شوم

دیدگاه (۱)

صدا، صدای قدغن – نه

با تو بساط ِ شب
چه روبه‌راهه
بی‌تو ولی
خورشیدم
روسیاهه

دیدگاه‌ها (۶)

صدا، صدای قدغن – هشت

چند تا خواب ِ نصفه مونده
تا  سحر
چند تا هق هق مونده تا ته ِ سفر
چند تا باغچه
تا حیاط ِ بچگی
چند تا نامه‌ی خیس ِ گریه پشت ِ در

دیدگاه‌ها (۲)

صدا، صدای قدغن – هفت

یکی از ما می‌تونه ابرا رو
سر بکشه
از لج ِ این قفسا
صد تا کفتر بکشه
یکی از ما می‌تونه تا قناری
بپره
با همین ترانه‌ها
آبرویی بخره
حرفاتُ راست وُ دروغ
دوست دارم
قد ِ شعرای فروغ
دوست دارم

دیدگاه (۱)

صدا، صدای قدغن – شش

حتی به هوا
حسادت می‌کنم
به صدای پا
حسادت می‌کنم
من به نوری که رو دستاته
حسادت می‌کنم
واسه دیدن ِ تو
با آینه رقابت می‌کنم

ارسال دیدگاه

صدا، صدای قدغن – پنج

دست ِ زن
زیبا نیست
دست ِ زن
نایاب است

ارسال دیدگاه