یادداشتهای در ‘اجتماعی’ دسته:
دستهبندی شده در اجتماعی, اینترنت در دی.۰۶, ۱۳۸۷
ماجراهای اخیر اتفاق افتاده پیرامون فرندفید، نوشتنهای پی در پی در مورد اینکه فرندفید قبلترها بهتر بود و حالا بدتر است. اکانت پاک کردنهای متوالی (نمی گویم بیمورد چون هر کس برای خودش یک دلایلی دارد که به من مربوط نمیشود) اما وقتی میبینم عدهای از تمام شدن فرندفید حرف میزنند یا به هرز رفتن [...]
برچسبها:وب ٢.٠, وسیله, کاربران
دستهبندی شده در اجتماعی, حقوق بشر در آذر.۱۱, ۱۳۸۷
شما فکر کن یک آدمی – اصلآ من نمیفهمم چرا هر کس یک اقدام غیرانسانی انجام میده فورآ اسم حیوان رو برازندهش میکنند؟ به خدا حیوانها هم وقتی در بینشان حیوان بیشعوری پیدا میشود به او لقب آدم نمیدهند – خب داشتم میگفتم یک آدم فاقد عقل و شعور در لحظه یا در کل، پیدا [...]
دستهبندی شده در اجتماعی, اینترنت, وبلاگستان در شهریور.۱۷, ۱۳۸۷
مدتهاست میخواهم این مطلب را بنویسم و منتظر فرصت بودم. فرصت ادای احترام به شخصی که چیزهای زیادی را در این دو سال از او آموختهام. دکتر مزیدی را کمتر کسیست در این وبلاگستان پهناور که نشناسد، حتی اگر به وبلاگ او سر نزده باشید اسم او را شنیدهاید.جنبه و جایگاه هر کسی مشخص است. [...]
دستهبندی شده در اجتماعی, حقوق بشر در مرداد.۱۷, ۱۳۸۷
وقتی عصبانی هستیم یا غیرمنطقی همیشه راحتترین تصمیمها را میگیریم. راه حل سادهایست اعدام هنگامی که شخصی، عزیزی را به قتل رسانده است. بالاتر از این که جرمی نیست هست؟ کسی مثلآ یک قاتل زنجیرهای باشد. برای تصمیمگیری ساده، نیاز به تفکر نیست. مقابله به مثل آسانترین راهیست که پیش روی ماست. اما مگر تصمیمگیری [...]
دستهبندی شده در اجتماعی در تیر.۲۱, ۱۳۸۷
ترسی دمادم همیشه با ماست. در هر موضع و مکان. چه جامعهی مجازی و چه جامعهی حقیقی. یاد گرفتهایم قبل از اینکه حرفی بزنیم از واکنش دیگران نسبت به آن بترسیم. صحبت ضربالمثل نیست که هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد. حرف چیز دیگریست. از ابراز عقیده میترسیم. از اینکه نظرمان مخالف نظر [...]
دستهبندی شده در اجتماعی, طنز در خرداد.۱۰, ۱۳۸۷
ساعت ۲:۳۰ بامداد، خارجی، خیابان، منطقهی زالزالکیه: خانم گزارشگر که دست بر قضا دختر مجردی است گوشهی خیابان با یک تیپ مکش مرگ ما ایستاده است، دو مامور امنیت اجتماعی و همینطور بچههای برنامهی چراغ خاموش در قسمتی از خیابان که خارج از دیدرس قرار دارد کمین کردهاند. اتومبیل مامورین سمند است و اتومبیل صدا [...]
دستهبندی شده در اجتماعی, سیاست, طنز در خرداد.۰۱, ۱۳۸۷
ما ملت خوشحالی هستیم. از این زندگی لذت میبریم. اصلآ به قول شاعر زندگی بهتر از این نمیشه. وزیر ارتباطات خوشآتیهمان معتقد است سرعت اینترنت ایران در حد ایدهآل است. چرا که نباشد؟ اصلآ چه نیازی هست که باشد؟ مگر مهم است در ژاپن و آمریکا و بلاد کفر چه میگذرد؟ مهم این است این [...]
دستهبندی شده در اجتماعی, حقوق بشر, وبلاگستان در فروردین.۲۶, ۱۳۸۷
یادم باشد اینجا یک رسانهی شخصی است. اینجا را دارم تا بنویسم، تا برای دل خودم بنویسم. یادم باشد اینجا اگر خوانندهای دارد که همیشه محترم است، به خاطر همین نوشتههاست که من در آنها نظرم را بیان میکنم. یادم باشد هر چیزی که مینویسم اول باید خودم را خوش بیاید، بعد دیگران خوبی هستند [...]
برچسبها:وبلاگ, وبلاگنویسی
دستهبندی شده در اجتماعی در دی.۰۱, ۱۳۸۶
سید خوابگرد ما را میشناسد؟ با این آقا که حرفی ندارم وقتی کیمیایی را زبان خودش میداند و نمیفهمد دغدغهی کیمیایی، ما دهه شصتیها هستیم وقتی با ما صمیمانه گفتگو میکند، وقتی این آقا نمیداند دستیار کیمیایی در “سرب” تهمینه میلانی بوده و در “سلطان” سامان مقدم، کارگردانان این روزهای قسمتی از نسل ما. با [...]
دستهبندی شده در اجتماعی در شهریور.۱۴, ۱۳۸۶
آدمها سه دستهاند؛ دستهی اول، اونهایی که به مردم کاری ندارند و مردم هم کاری بهشون ندارند. دستهی دوم، اونهایی که کاری به مردم ندارند اما مردم بهشون کار دارند و دستهی سوم، اونهایی هستند که مردم بهشون کاری ندارند اما اونها به همهی مردم کار دارند. یکی از این دستهی سومیها حسین شریعتمداریه، که [...]
برچسبها:پرونده, کیهان