یادداشت‌های در ‘شعر’ دسته:

آقا راننده

آقا راننده، یالا بزن دنده دختره با دوستش تو برج هرهر می‌خنده پنجره رو وا کن روسری‌تو وا کن پاسدارا رو بی‌خیال عرقو وردار بیار بریم لب دریا تور کنیم دخترای خانه دریا یه سوت می‌زنم میان می‌شینن روی کاپوت پیکان کمیته می‌برتمون زندان رپ می‌خونیم توی وزرا دستا بالا، همه دستا بالا می‌خوام برم [...]

دیدگاه‌ها (۴)

من به شعری که تو حرفاته حسادت می‌کنم

اولین ترانه‌ی را که از تو شنیدم احساس می‌کنم “نون و پنیر و سبزی” داریوش و ابی بود. نمی‌دانستم مال توست اصلآ چیزی از ترانه نمی‌فهمیدم اما همیشه برای شنیدن دوباره و داشتن این آهنگ دلتنگ بودم. کم‌کم بزرگ می‌شدم و شعر و قافیه را می‌فهمیدم. برای من که در ایرانم ترانه سال‌ها فقط با [...]

دیدگاه‌ها (۵)

اخلاقیات غیرانسانی

دوستانی که اخلاقیات را پیش می‌کشند و چون شاید خودشان از همجنس‌گراها متنفرند می‌گویند مصاحبه با ساقی قهرمان به دلیل گرایشات جنسی او نباید صورت می‌گرفته چند لحظه ساقی را از معادله کنار بگذارند. فرض کنید عمر خیام زنده بود و در این دوران زندگی می‌کرد. اصلآ بگذریم از اینکه آیا در چنین حالتی همین [...]

دیدگاه‌ها (۷)

به سادگی یک جشن مدرسه

باز باید از جادوی زن گفت باز باید از عاشق شدن گفت باز هم باید در سایه گم شد باز باید ساده شد لابد تو، به سادگیِ یک جشن مدرسه جشن تولد گل کن مثل یه هدیه سرخوش و خود به خود سرخوش و خود به خود دست تو کو بگو دست تو کو دو [...]

دیدگاه‌ها (۲)

دیگه هر بستر خوابی تخته‌بند یه شکنجه‌س

۱ توی کوچه قد کشیدم، توی گردُ دودُ سوزن با شبُ دشنه گره خورد، همه‌ی زنده‌گیِ من یه خیابون سرِ رام بود که نمی‌رسید به آخر من فقط هفت‌تیرِ تنهامُ صدا زدم: برادر! سایه به سایه‌ی من بود ترسِ مسمومی همیشه این‌جا با گلوله ختمِ قصه‌ها نوشته می‌شه تو رسیدیُ تو دستت برگِ آزادیِ من [...]

ارسال دیدگاه

اگر آزادی …

اگر یک بار دیگر آزادی دست دهد، خیال را از آن بیرون خواهم کرد. آزادی می‌داند، خیال دشمنِ ماست. اگر یک بار دیگر آزادی دست دهد، به شاعر خواهم گفت خیال دشمنِ فردا است. اگر یک بار دیگر آزادی دست دهد، به نظامی خواهم گفت بر طبل‌ها بکوبد خیال، دشمن سرزمین است. اگر آزادی دست [...]

دیدگاه (۱)

حرف بین ما نگاه بود

یه روزی یه روزگاری حرف بین ما نگاه بود عشقو نقاشی می‌کردیم نقش ما خورشید و ماه بود بعد از اون واژه نوشتیم جمله‌مون ستاره‌چین بود مثل دریا آبی بودیم معنی زندگی این بود ==================== قسمتی از ترانه‌ی “عروسک” با صدای محمدرضا اعرابی پی‌نوشت: گویا در بعضی نقاط وبلاگ مرا با جناب فیل مزدوج کرده‌اند [...]

ارسال دیدگاه

ریتم چکمه‌ها

سکوت شب، صدای پا، دوباره ریتم چکمه‌ها خواب من از گلوله پر شده، از التماس بچه‌ها (فؤاد/۵ بهمن ۱۳۸۵) وقتی استرس شدید دارم می‌لرزم. نه می‌توانم ترانه بگویم نه می‌توانم ترانه زمزمه کنم. حال این استرس می‌خواهد مادی باشد یا معنوی. چه موقع مشروط شدن باشد چه هنگامی که به درست شدن گوشی امیدی ندارم! [...]

دیدگاه‌ها (۴)

کاش

این روزهای امتحان وقتی ابهت هوگو چاوز را در کنار رئیس‌جمهورمان می‌بینم، حسرت می‌خورم که چقدر رضاشاه دوست‌داشتنی به نظر می‌آید لااقل اون‌موقع لب‌دوخته بودن ابهت داشت و ارزش. نمی‌دونم شاید فشار درسه! به راستی شما دوست نداشتید هوگو چاوز به جای احمدی‌نژاد رئیس‌جمهورتان بود؟ هرچی باشه به شکیرا اجازه می‌ده تو خاک کشورش کنسرت [...]

دیدگاه‌ها (۴)

یگانگی

ما خسته از رنگ و ریا با درد هر داغ آشنا این آسمان را پرفروغ روی زمین را بی‌دروغ خالی ز کین می‌خواستیم نیک و نوین می‌خواستیم زیباترین می‌خواستیم کی اینچنین می‌خواستیم؟ ======================== قسمتی از ترانه‌ی “یگانگی” با صدای ستار

دیدگاه (۱)