یادداشت‌های در ‘شعر’ دسته:

جای مهمان خالیست

چه سکوتی چه شبی جای یک عابر ِ شب‌گرد ِ غزل‌خوان خالیست (+)

دیدگاه (۱)

مژده‌ی رحمت برساند سروش

گر چه وصالش نه به کوشش دهند هر قدر ای دل که توانی بکوش لطف خدا بیشتر از جرم ماست نکته‌ی سربسته چه دانی خموش گوش من و حلقه‌ی گیسوی یار روی من و خاک در می‌فروش*

ارسال دیدگاه

داوری دارم بسی، یا رب که را داور کنم

عهد و پیمان فلک را نیست چندان اعتبار عهد با پیمانه بندم، شرط با ساغر کنم من که دارم در گدایی گنج سلطانی به دست کی طمع در گردش گردون دون‌پرور کنم «حافظ»

دیدگاه‌ها (۲)

جواب‌ها پر از تقلبند

هیچ بارگاهی از ما نماند. بارگاه ما، آرام‌گاهمان بود. چه بر یاران رفت؟ کمان‌گیری، که خود در تیر نشست. شاهزاده‌ای، که خود بر خاک نشست. خانه زیر باران و خمپاره بود و ما یکدیگر را ستایش می‌کردیم آنقدر به هم نزدیک بودیم شادمانی‌های رکیک را به یکدیگر تعارف نمی‌کردیم. هوا پر از لطافت بود حتی [...]

ارسال دیدگاه

من خونِ چشمِ شاعران، دیوان به دیوان دیده‌ام

شرح ِ ستم بس خوانده‌ام، آتش به آتش مانده‌ام من اشک ِ چشم ِ کودکان، دامان به دامان دیده‌ام از این کُلَه تا آن کُلَه، فرقی ندارد شیخ و شَه من پاسدار و پاسِبان، ایران به ایران دیده‌ام ———————————- «انسان» با صدای «داریوش»، شعر «معینی کرمانشاهی» و موسیقی «هومن دپارس»

دیدگاه‌ها (۵)

ببین من خیسم از یادت

«مرد ِ بی‌خورشید» دوباره بغض ِ دلتنگی، گلوتُ بسته انگاری ببین من خیسم از یادت، چرا با من نمی‌باری؟ من از شبگریه لبریزم، تب ِ زردی ِ شالیزم منُ با چشم ِ شب‌تابت، یه شب، تنها درآویزم بذار از بغض ِ باریدن، تنم هم‌جنس ِ تو باشه نذار این مرد ِ بی‌خورشید، تو این شبگریه [...]

ارسال دیدگاه

شاعر هم می‌فرماید که

شاملو در شعر «بهار خاموش» از دفتر «هوای تازه»اش می‌نویسد: نه آدم‌ها، نه گاوآهن، نه اسبان نه زن، نه بچه، … ده خاموش، خاموش. حالا اگر از شاعرانگی و استعارات آن بگذریم، همچین بد هم نگفته ها. فمنیست‌های جهان هم اگه خواستن می‌تونن به پا خیزند.

برچسب‌ها:,

دیدگاه (۱)

حافظه‌ی سرد

حافظه‌ی سرد یعنی ذهن من نیمه‌تمام مانده است. یعنی من نیمه‌کاره‌ام. حافظه‌ی سرد یعنی بایگانی حواس من آتش گرفته است. چهار عمل اصلی ماشین حساب. حواس من جمع نیست. من از من منها شده‌ام. من در من ضرب نمی‌شوم. من بر من تقسیم نمی‌شوم. حساب من پاک پاک است. دیسک را عوض کن. «apple» سیب [...]

 

ارسال دیدگاه

سبز سبز

گفتی پس دوباره سبز خواهیم شد؟ گفتم در گلدان پشت پنجره‌ات سبز خواهم شد. در ترانه‌های ننوشته‌ام سبز خواهی شد. سبز سبز. سبز غزل. سبز دفترچه‌های مشق. سبز دفترهای بزرگ نقاشی. سبز مداد شمعی. سبز گرگم به هوا. سبز دفترچه‌ی عقاید. سبز نامه‌های پنهانی. سبز گر گرفتن‌های بی‌وقفه. سبز  سبز. دوباره سبز خواهیم شد… شهیار [...]

 

دیدگاه‌ها (۱۳)

پشت پلک من می‌خوابی؟

لکه‌های آفتابی، در صدایت خانه دارداز دهانت یاس می‌روید، حرفهایت سایه دارداهل من، ای آشنای باستانیرنج تو دنباله دارد…===========================قسمتی از ترانه‌ی نیلوفر آبی با کلام محمد صالح علاء و صدای مهرداد

دیدگاه‌ها (۳)