یادداشت‌های در ‘شخصی’ دسته:

شروع یک رؤیای نو

بالاخره امروز به شش سال سختی کشیدن برای تحصیل رشته‌ی نادلخواهم، پایان دادم. انصراف دادن در مراحل پایانی گرفتن مدرک مهندسی حتی اگر مهندسی شیمی نساجی باشد به نظر شاید دیوانگی بیاید اما من آدم مهندس شدن نیستم، هر چه‌قدر هم که خانواده خواست، من نتوانستم. نخواستم ترانه‌سرای تحصیل‌کرده و مهندس باشم. من همین واژه‌سازی [...]

دیدگاه‌ها (۱۵)

اسمایلی‌های ما

:) :( :(( :)) :* >:D< اسمایلی‌هایی هستند که برای من و تو بیشرین کاربرد را در یاهو مسنجر دارند. داشتم فکر می‌کردم به اینکه چقدر حس این اسمایلی‌ها به ما نزدیک است و چقدر دور. :) :( :(( با این [...]

دیدگاه‌ها (۳)

خسته

شعر خسته است
حوصله خسته است
وبلاگ خسته است
من خسته است
سرم گیج می‌رود.
تاریخ نوشتن این مطلب شده ۲۰۱۰/۰۱/۱۰ به نظرم جالب است. قرار بود دل تنگ نشود که شده است، اما دل لج‌باز است و سرسخت و بدبخت. قرار بود شعر طولانی‌ای بنویسم در ستایش چشم‌های آن دخترک فال‌فروش توی مترو که گریه‌ی متمایل به آسمان بود [...]

دیدگاه‌ها (۷)

مژده‌ی رحمت برساند سروش

گر چه وصالش نه به کوشش دهند
هر قدر ای دل که توانی بکوش
لطف خدا بیشتر از جرم ماست
نکته‌ی سربسته چه دانی خموش
گوش من و حلقه‌ی گیسوی یار
روی من و خاک در می‌فروش*

ارسال دیدگاه

بی‌حوصله، بی‌رؤیا

بی‌حوصله که باشی برای نوشتن، هیچ موضوعی تو را ترغیب نمی‌کند که ویندوز لایو رایتر را باز کنی و زل بزنی به صفحه‌ی سفیدش. کم کم از بازی انگشتانت بر دکمه‌های صفحه‌کلید، متنی خلق شود که جرأت آن‌را داشته باشی تا گزینه‌ی پابلیش آن بالا را بزنی و برود بچسبد بر صفحه‌ی بی‌حوصله، بی‌مطلب جدید [...]

دیدگاه‌ها (۳)

داوری دارم بسی، یا رب که را داور کنم

عهد و پیمان فلک را نیست چندان اعتبار عهد با پیمانه بندم، شرط با ساغر کنم من که دارم در گدایی گنج سلطانی به دست کی طمع در گردش گردون دون‌پرور کنم «حافظ»

دیدگاه‌ها (۲)

ترانه‌ی ناتمام تنهایی

فکر کرد: هر چه‌قدر حساب می‌کنم، تو را کم می‌آورم … *** گفت: سکوت می‌کنی شنواتر می‌شوم *** پرسید: چه‌قدر [...]

دیدگاه (۱)

هر پایان، یک شروع دیگر است

خداحافظ ۲۴، سلام ۲۵
+ + ممنون از دوستانی که در توییتر، فرندفید و فیس‌بوک، تبریک گفتند.

دیدگاه‌ها (۱۰)

۶ سال تمام

۶ سال وبلاگ‌نویسی من هم تمام شد و وارد هفتمین سال شد، همین!

برچسب‌ها:

دیدگاه‌ها (۱۳)

امروز چه خوشحالم

انتظار از اول دی ماه ۱۳۸۷ تا هفتم اردیبهشت ۱۳۸۸، سرانجام به پایان رسید و حرفی جز خوشحالی نیست…

دیدگاه‌ها (۵)