یادداشتهای در ‘شعر طنز’ دسته:
دستهبندی شده در سیاست, شعر طنز, شعر من, طنز در اسفند.۰۷, ۱۳۸۶
انتخب، ینتخب، انتخاب/دغدغهی اصلی ما نون و آب به من چه که پنچره، تراکتور مش رجب به من چه که حاملهس، اقدس خانوم بیسبب ببین اصلآ مهم نیست، پوستر و رنگ و لعاب باید بفهمه دردو، حرف نزنه بیحساب مجلس که بیخودی نیست، حرف کلی حقوقه صدای اون نامزده، چقدر شبیه بوقه سوسولبازی نداریم، آزادی [...]
دستهبندی شده در اوبونتو, شعر طنز, شعر من, طنز در بهمن.۲۸, ۱۳۸۶
در جواب این شعر: خوشا لینوکس و حسن بیحسابش که میاندازد لنگ، ویستا زیر پایش از irc تا فروم اختصاصی تمام کاربرها دارند هوایش ز رم هیچش ندزدد حجم اضافی ببخش عطای ویستا به لقایش برای هر سلیقه هست رنگی اوبونتو یا دبیان، فدورایش اگر فیفا ندارد لاگنو دارد کند بازی با مغز کاربرانش به [...]
دستهبندی شده در شعر طنز, شعر من, طنز در بهمن.۱۳, ۱۳۸۶
بی هیچ توضیح اضافه: منو با یه بوسه، فرستاد به زندان گنه از خودش بود و گردی پستان مگر من چه کردم به جز رفع حاجت چه بیش انتظار است ز مردان ایران*! الا ای جماعت چرا خرده گیرید چرا هیچی محکم به زنها نمیگید من آنم که رستم، گرفت دخت توران من آنم کسی [...]
دستهبندی شده در شعر طنز, شعر من, طنز در دی.۱۸, ۱۳۸۶
برف نو، برف نو، سلام، سلام! میچکد آب از ترکهای سقف و بام قطعی گاز و برق و اساماس برفی ای سپیدی یا که جذام؟ میخورد زارپ بر زمین پیرزنی چکمه گفتند نپوش تو گام به گام یخ زده آب در دهان کارتنخواب جای نسکافه برف خورده خام خام شنبه چون دوشنبه چون امروز شده [...]