یادداشتهای در ‘شعر طنز’ دسته:
دستهبندی شده در شعر طنز, شعر من, طنز در تیر.۱۷, ۱۳۸۹
سردار ِ دلبرانی، آقایی که شمایی پیچاندهای رقیبان، آی رحیم ِ مشایی سی ساله این دل ِ من، مانده در اشتیاقی خواندم از انتظارت، تا که شما بیایی نمانده هیچ سواری، حتی کنسرتگذاری مردم من از خماری، مردم در انتظارت، اسفندیار مشایی اسفند ِ من کجایی؟ اسفندیار مشایی اسفند ِ من کجایی؟ اسفندیار مشایی
دستهبندی شده در شعر طنز, شعر من, طنز در فروردین.۲۵, ۱۳۸۹
همهچی آرومه، توی رأی آب بستی کودتایی خوبه، که رئیسش هستی همهچی آرومه، سبزا رو خوابوندی شک نداری انگار، تا ابد تو موندی همهچی آرومه، تو چهقد خوشحالی به خیالت داری، در ِ ما میمالی عقده داری بدبخت، از چشات معلومه تو تیوی میخندی، همهچی آرومه میگی توی ایران، کمرا مرغوبه دو سه تا کافی [...]
دستهبندی شده در شعر طنز, شعر من, طنز در بهمن.۰۷, ۱۳۸۸
سه دسته مردم، خوشه به خوشه حکومتی که پول میفُروشه هر خوشهای هست بدبخت به قرآن گلولهای هم در سینهی آن یارانهها را نشمرده با هم فشرده در ما، کاپشننژادم هم جوکه هم تلخ، هم که کلفت است هر چی که گفته، ا.ن، حرف ِ مفت است
دستهبندی شده در شعر طنز, شعر من, طنز در بهمن.۱۵, ۱۳۸۷
کارش این بود که هر شب، توی خواب شعر میگفت گاهیم بر ملودی قافیه میبافت، کمی معر میگفت شبی از همین شبا، شاعری رو دید توی خواب وجنات ظاهری حافظ و از درون خراب شاعرک گفت که ای حضرت حافظ عجبا پای بر چشم نهادی و شدی دولت ما حالیا شانس بزد زنگ در خانه [...]
برچسبها:چرت و پرت
دستهبندی شده در سیاست, شعر طنز, شعر من, طنز در مهر.۰۳, ۱۳۸۷
در اخبار داشتیم که انتشارات آکسفورد قصد دارد مجموعه اشعار «اسامه بن لادن» را منتشر کند، از آنجا که اسامه شاعر بزرگی بوده و از اشعار خود برای اهداف سیاسی و نیز ثبت خاطرات استفاده میکند، تصمیم گرفتم یکی از اشعار او را برای نمونه پیش از انتشار برای شما بنویسم تا بیشتر با ذوق [...]
دستهبندی شده در شعر طنز, شعر من, طنز, ورزش در شهریور.۰۶, ۱۳۸۷
ما هم به المپیک راه یافته بودهایمما هم تافتهی جدا بافته بودهایمما هم به کودکی از مدال طلاقصری از افتخار به رویا ساخته بودهایمبر رنگ زرد ما به مسخرگی نظر مکنما هموطن دبیر و تختی و رهبرزاده(۱) بودهایم اونا که تو کشوراشون، طلاها رو سر بریدندتوی میدون المپیک، از روی رکورد پریدنداونا که تو بازگشایی(۲) [...]
دستهبندی شده در سیاست, شعر طنز, شعر من, طنز در تیر.۰۶, ۱۳۸۷
چرا، چی شد که درگیریم، با این وضعی که میبینیمیه ریز از برق مینالیم، یه ریز دنبال بنزینیمبه جای زندگی با هم، دنبال لقمهای نونیمتموم زندگیمونو، به پوله، که ما مدیونیم تمومش میکنیم یا نهتمومش میکنیم یا نهچقدر اسیر این دردیمتمومش میکنیم یا نهتمومش میکنیم یا نهبه دقیانوس چرا برگردیم؟ دیگه جونم به لب اومد [...]
دستهبندی شده در شعر طنز, شعر من, طنز, فوتبال در اردیبهشت.۲۸, ۱۳۸۷
دیدی لیگ هفتم، به جام هم رسیدیم تو بازی آخر، چه رنجی کشیدیم دیدی لیگ هفتم، طلسم رو شکستیم تو وقت اضافی، دهنها رو بستیم کم شد امتیازات، عجب بغضی کردیم میگفتیم که میشه؟ بازم برمیگردیم؟ ولیکن یه عمره که ما پرسپولیسیم با افشین قطبی! نه ما باج نمیدیم تو بحران و وحشت، ما مردان [...]
دستهبندی شده در شعر طنز, شعر من, طنز در اردیبهشت.۱۴, ۱۳۸۷
به مناسبت روز سمپاد (اصلآ با نامگذاریهای اینگونه مخالفم) شعر زیر رو با ریتم میلاد شهرام شبپره بخونید: امروز روز درسه، شادی دیگه بسه امروز انگاری پتک تو سر ماست، امروز روز سمپاده که نحسه امروز روز شوره، روز حس غروره امروز انگاری مخ اگه باشی، درسخونی زوره امروز روز سمپاده، روز نخبهی شمشاده امروز [...]
دستهبندی شده در سیاست, شعر طنز, شعر من, طنز در اسفند.۲۰, ۱۳۸۶
سران سرخوش سه قوهی اصلاحطلبی طی نشست اخیرشان پس از رد صلاحیتهای دستهای و گلهای و فلهای تصمیمات عظیم و بسیار سودمندی را برای پیشبرد اصلاحات گرفتند. پس از این نشست شیخ اصلاحات قبل از اینکه بخوابد گفت: «این انتخابات نه تنها رقابتی است، بلکه حتی شانس اصلاحطلبها بیشتر از اصولگرایان میباشد. شرکت میکنیم خوبشم [...]