یادداشتهای در ‘شعر طنز’ دسته:
دستهبندی شده در شعر طنز, شعر من, طنز در بهمن.۰۷, ۱۳۸۸
سه دسته مردم، خوشه به خوشه
حکومتی که پول میفُروشه
هر خوشهای هست بدبخت به قرآن
گلولهای هم در سینهی آن
یارانهها را نشمرده با هم
فشرده در ما، کاپشننژادم
هم جوکه هم تلخ، هم که کلفت است
هر چی که گفته، ا.ن، حرف ِ مفت است
دستهبندی شده در شعر طنز, شعر من, طنز در بهمن.۱۵, ۱۳۸۷
کارش این بود که هر شب، توی خواب شعر میگفت گاهیم بر ملودی قافیه میبافت، کمی معر میگفت شبی از همین شبا، شاعری رو دید توی خواب وجنات ظاهری حافظ و از درون خراب شاعرک گفت که ای حضرت حافظ عجبا [...]
برچسبها:چرت و پرت
دستهبندی شده در سیاست, شعر طنز, شعر من, طنز در مهر.۰۳, ۱۳۸۷
در اخبار داشتیم که انتشارات آکسفورد قصد دارد مجموعه اشعار «اسامه بن لادن» را منتشر کند، از آنجا که اسامه شاعر بزرگی بوده و از اشعار خود برای اهداف سیاسی و نیز ثبت خاطرات استفاده میکند، تصمیم گرفتم یکی از اشعار او را برای نمونه پیش از انتشار برای شما بنویسم تا بیشتر با ذوق [...]
دستهبندی شده در شعر طنز, شعر من, طنز, ورزش در شهریور.۰۶, ۱۳۸۷
ما هم به المپیک راه یافته بودهایمما هم تافتهی جدا بافته بودهایمما هم به کودکی از مدال طلاقصری از افتخار به رویا ساخته بودهایمبر رنگ زرد ما به مسخرگی نظر مکنما هموطن دبیر و تختی و رهبرزاده(۱) بودهایم
اونا که تو کشوراشون، طلاها رو سر بریدندتوی میدون المپیک، از روی رکورد پریدنداونا که تو بازگشایی(۲) واسه [...]
دستهبندی شده در سیاست, شعر طنز, شعر من, طنز در تیر.۰۶, ۱۳۸۷
چرا، چی شد که درگیریم، با این وضعی که میبینیمیه ریز از برق مینالیم، یه ریز دنبال بنزینیمبه جای زندگی با هم، دنبال لقمهای نونیمتموم زندگیمونو، به پوله، که ما مدیونیم
تمومش میکنیم یا نهتمومش میکنیم یا نهچقدر اسیر این دردیمتمومش میکنیم یا نهتمومش میکنیم یا نهبه دقیانوس چرا برگردیم؟
دیگه جونم به لب اومد از این [...]
دستهبندی شده در شعر طنز, شعر من, طنز, فوتبال در اردیبهشت.۲۸, ۱۳۸۷
دیدی لیگ هفتم، به جام هم رسیدیم
تو بازی آخر، چه رنجی کشیدیم
دیدی لیگ هفتم، طلسم رو شکستیم
تو وقت اضافی، دهنها رو بستیم
کم شد امتیازات، عجب بغضی کردیم
میگفتیم که میشه؟ بازم برمیگردیم؟
ولیکن یه عمره که ما پرسپولیسیم
با افشین قطبی! نه ما باج نمیدیم
تو بحران و وحشت، ما مردان مردیم
مثل پروانهها ما، دور تیم میگردیم
دیدی لیگ هفتم، [...]
دستهبندی شده در شعر طنز, شعر من, طنز در اردیبهشت.۱۴, ۱۳۸۷
به مناسبت روز سمپاد (اصلآ با نامگذاریهای اینگونه مخالفم) شعر زیر رو با ریتم میلاد شهرام شبپره بخونید:
امروز روز درسه، شادی دیگه بسه
امروز انگاری پتک تو سر ماست، امروز روز سمپاده که نحسه
امروز روز شوره، روز حس غروره
امروز انگاری مخ اگه باشی، درسخونی زوره
امروز روز سمپاده، روز نخبهی شمشاده
امروز روز فؤاده، دیگه آبرو بر باده
این [...]
دستهبندی شده در سیاست, شعر طنز, شعر من, طنز در اسفند.۲۰, ۱۳۸۶
سران سرخوش سه قوهی اصلاحطلبی طی نشست اخیرشان پس از رد صلاحیتهای دستهای و گلهای و فلهای تصمیمات عظیم و بسیار سودمندی را برای پیشبرد اصلاحات گرفتند. پس از این نشست شیخ اصلاحات قبل از اینکه بخوابد گفت: «این انتخابات نه تنها رقابتی است، بلکه حتی شانس اصلاحطلبها بیشتر از اصولگرایان میباشد. شرکت میکنیم خوبشم [...]
دستهبندی شده در سیاست, شعر طنز, شعر من, طنز در اسفند.۰۷, ۱۳۸۶
انتخب، ینتخب، انتخاب/دغدغهی اصلی ما نون و آب
به من چه که پنچره، تراکتور مش رجب
به من چه که حاملهس، اقدس خانوم بیسبب
ببین اصلآ مهم نیست، پوستر و رنگ و لعاب
باید بفهمه دردو، حرف نزنه بیحساب
مجلس که بیخودی نیست، حرف کلی حقوقه
صدای اون نامزده، چقدر شبیه بوقه
سوسولبازی نداریم، آزادی که کود نشد
توی حساب بانکی، حقوق بشر [...]
دستهبندی شده در اوبونتو, شعر طنز, شعر من, طنز در بهمن.۲۸, ۱۳۸۶
در جواب این شعر:
خوشا لینوکس و حسن بیحسابش
که میاندازد لنگ، ویستا زیر پایش
از irc تا فروم اختصاصی
تمام کاربرها دارند هوایش
ز رم هیچش ندزدد حجم اضافی
ببخش عطای ویستا به لقایش
برای هر سلیقه هست رنگی
اوبونتو یا دبیان، فدورایش
اگر فیفا ندارد لاگنو دارد
کند بازی با مغز کاربرانش
به جای فتوشاپ و ورد و وینمپ
اوپنسورس است جمله محتوایش
اگر نشناخت مودم [...]