یادداشتهای در ‘ترانه’ دسته:
دستهبندی شده در ترانه, شعر من در آذر.۰۴, ۱۳۸۷
تارها معکوسند، من تو را میبوسم ابرها مأیوسند، من تو را میبوسم چشمها بارانی، من تو را میبوسم رقصها محبوسند، من تو را میبوسم فقرها عریانند، من تو را میبوسم شعرها گریانند، من تو را میبوسم شبها بیمهتاب، من تو را میبوسم اشکها میمانند، من تو را میبوسم حرفها تکرارند، من تو را میبوسم عشقها [...]
دستهبندی شده در ترانه, شعر من, پادکست در آذر.۰۳, ۱۳۸۷
با توجه به اینکه پادکست قبلی یعنی شاملو ترانهای با مضمون سیاسی-اجتماعی داشت، تصمیم گرفتم پادکست جدید ترانهای عاشقانه باشد، در انتخاب ترانه مردد بودم، اما به هر حال ترانهی “یه کم” انتخاب شد، نوشته شده در تیر ١٣٨٧. موسیقی متن از بیژن مرتضویست، حرف خاصی پیرامون ترانه نیست مگر اینکه بگویم آن را پس [...]
دستهبندی شده در ترانه, روزمره, شخصی, شعر من, وبلاگستان در آبان.۲۰, ۱۳۸۷
اول از طرف بریر، و بعدتر از طرف صادق جم و میلاد به نامرئی شدن دعوت شدم. تاخیرم دلیل داشت و دلیلش هم این بود که میخواستم مثل آرزوهای محال، ترانهای بنویسم و پادکستش کنم اما سخت شدن نوشتن ترانه از یک سو، سرد شدن بازی از سوی دیگر و نیز سرماخوردگیای که به سراغم [...]
دستهبندی شده در ترانه, شعر من در مهر.۲۵, ۱۳۸۷
بگو از شب چی میدونی، تو که دستات پر از پوله تو که آهنگ تنهایی توی گوشات نمیخونه چرا کوری نمیبینی که بارون داره میتازه یکی آواره و تنها توی دست خیابونه بگو از شب چی میدونی، آهای سردرگم بیبغض که وقتی سایهها پُر شه، دیگه ترانه داغونه تو به دنیای پرمهری که دستاتو گرفت [...]
دستهبندی شده در ترانه, ترانهبازی, شعر من در شهریور.۲۱, ۱۳۸۷
شهیار قنبری هنوز هم شعر میریسد. واژهساز بزرگ ترانههای خوب ما. کافیست به کارهای آخر او نگاه کنیم تا بفهمیم هنوز هم میشود به ترانهی شهیار ایمان داشت. شب سپید و شک میکنم از گوگوش، قلب از مارتیک، بوسههای پیادهرو، جنگل شش و هشت، هفتهی سپید و سیاه و کوچهی لخت از مهرداد، حسادت، خوش [...]
دستهبندی شده در ترانه, ترانهبازی, شعر من, پادکست در تیر.۲۳, ۱۳۸۷
اگر بخواهم درگیر وزن و عروض و قافیه شوم، شاید هیچگاه ترانههایم به دل خودم ننشیند. مفهوم ترانه برایم مهم است. نوشتن ترانه گاهی ساده میشود، مثل ترانهی شاملو، شروع که کردی به نوشتن، هی میخواهی تمامش کنی. هر چند این تمام کردن یک ماه یا بیشتر طول بکشد. دلت با ترانه است. لذت دمادم [...]
دستهبندی شده در ترانه, ترانهبازی, شعر من, پادکست در خرداد.۱۴, ۱۳۸۷
متن ترانهی معشوق تکراری خیلی سریع نوشته شد. یعنی شروع شد و من تمامش کردم. به همین سادگی، توضیح خاصی ندارد. اگر پادکست ضعفی دارد ببخشید. اگر ترانه ضعف دارد بگویید. در دفترم نوشته دوم بهمن ۱۳۸۶ ترانه تکمیل شده، این شما و این معشوق تکراری. powered by ODEO
دانلود (۳.۱۵ مگابایت) پینوشت: به [...]
دستهبندی شده در ترانه, ترانهبازی, شعر من, پادکست در فروردین.۲۱, ۱۳۸۷
پاسخ من به دعوت مریم در مورد آرزوهای محال، یک ترانه است آن هم با اجرای خودم. پادکست اول بازخورد خوبی داشت، امیدوارم از این دکلمه هم خوشتان بیاید. شناسنامهی موسیقی متن رو ندارم اگه کسی تشخیص داد، در قسمت نظرات بگه. powered by ODEO
دانلود (۳.۰۹ مگابایت) توضیح: بعد از دعوت، روی کاغذ [...]
دستهبندی شده در ترانه, ترانهبازی, شعر من در آبان.۲۹, ۱۳۸۶
این روزها که نور را در پستوی خانه هم نمیتوان نهان کرد اگر شاملوی بزرگ زنده بود چه میسرود؟ مریم حسینخواه هم مثل بقیه بازداشت میشود و باز هم به خود میگویم آیا من نوعی ارزش این همه فدارکاری این بچهها را دارم؟ به قول شاعر اگر غم نان بگذارد، هان؟ این روزها از ترانه [...]
دستهبندی شده در ترانه, شعر من در دی.۲۱, ۱۳۸۵
به دعوت لیلی نیکونظر: کمی تا قسمتی ابری غبارآلود و افسرده پر از دلتنگی ممتد پر از بغض فروخورده کمی تا قسمتی ابری دلم سرد و زمستونی هوای چشم تو اما مث همیشه بارونی کمی تا قسمتی ابری شبای گمشده افزون صدای پرسهی توفان میان خلسهای محزون کمی تا قسمتی ابری چکاوک، روزنه، پرواز شقایقهای [...]