یادداشت‌های در ‘ترانه’ دسته:

تو مکتبِ علی، ولی، مساوی‌ان شاه و گدا؟

«سفارشی» سفارشی، اسمِ تو رو کاغذ میاد نگات داره جوهرِ خودکارُ می‌پاد نوشتن از تو رسم شده، تو صفحه‌ی جریده‌ها پُر از غرورِ کاذبی، اما دوسِت دارن زیاد سفارشی، معنیِ شعر عوض می‌شه یه انتقادِ الکی، دشمنیای خز می‌شه دوست داری عاشقت بشن، اونا که چیزی ندارن اگه که اعتراضی شد، با قصد و با [...]

ارسال دیدگاه

تو مُشتِ تو یه پنجره‌س

«مُشت» تو مُشتِ تو یه پنجره‌س وا بکُنیش می‌شه قفس ببندیش اما نَفَسه همین برای ما بَسه اگه هنوز دلواپسی می‌خوای به رؤیات برسی دلت هوای نو می‌خواد یه عالمه، خیلی زیاد می‌بینی آسمون سیاس دنیا به کام ِ دشمناس شب ِ تو روز ِ ظالمه قانون ِ جنگل حاکمه تو مُشتِ تو یه پنجره‌س [...]

دیدگاه (۱)

کی فکرشُ می‌کرد، همه «ندا» بشیم

تقدیم به ندا که هر روز ما با نگاهش، شنبه شد. «ندا» کی فکرشُ می‌کرد، من و تو، ما بشیم تو یک غروبِ سرد، همه «ندا» بشیم کی فکرشُ می‌کرد، شنبه بچیکه خون گولّه از آسمون، بباره بی‌امون خواستن ندای ما، خاموش بشه، نشد! بغضِ گلوی ما، تیر می‌شه خودبه‌خود بارونِ شب ببار، رو پلکِ [...]

برچسب‌ها:

دیدگاه‌ها (۴)

بازی اینجوری شروع شد

«بازی» بازی اینجوری شروع شد، با یه گرگم به هوا رختِ شادی یکی شد، با رختِ روضه و عزا دلا عاشق که نبودن، سر بُریدن عاشقُ خط زدن از تو گُلا، اسمِ گلِ شقایقُ عطرِ زن شد قدغن، مثلِ صدای مخملی‌ش همه‌ی نجابتش گُم شد تو حجمِ روسری‌ش رستما باز یه دفه، سهراب‌کُشی‌شون پا گرفت [...]

دیدگاه‌ها (۲)

کجاست رای ما؟

نوشتم تغییر، خوندن کودتا خدایا بگو، کجاست رای ما؟ بیست و دوم ِ خرداد و بیداد رخت اصلاحات، شد رخت عزا ترانه‌ی نیمه‌کاره‌ای که به زودی تکمیل خواهد شد…

برچسب‌ها:,

ارسال دیدگاه

تاریخُ از نو بنویس، تغییر بده تقدیرتُ

شب سایه‌شُ از سرِ ما، انگاری برنمی‌داره تا کی می‌خواد تو این کوچه، بارونِ وحشت بباره؟ دیگه داره طاقتِ ما، بدجوری بازی می‌خوره ثانیه‌ها تبر شده، خنده‌ها رو سر می‌بُره رو دستِ ما بلند شده، حافظه‌ی سردِ سکوت از یادمون رفته دیگه، بیشه‌ی خشکِ برهوت شاید شکست خورده باشی، از این حریفِ لعنتی اما هنوزم [...]

دیدگاه‌ها (۲)

آسمونُ رنگی کن، رؤیایی ِ بی‌کابوس

این روزها، باید روزهای خوبی باشد لابد. سال نو هم حتمآ مبارک.  باید تصمیم‌های مهمی گرفته شود. همیشه برای این تصمیم‌های مهم زود دیر می‌شود تا گندش در می‌آید. بگذریم. گویا از لحاظ ترانه، سال خوبی در پیشه، در این روزهای گذشته از گاو، پنج شش ترانه‌ نوشته‌ام که خودم دوستشان دارم. اولین ترانه‌ی سال [...]

دیدگاه (۱)

نه این که تقصیر تو نیست

«گلایه» از تو گلایه‌ای که نیست، من تو خودم دربه‌درم سردرگمم یه عمره و، از من ِ تو بی‌خبرم من از خودم دلزده‌م و، بن‌بسته راه ِ قلب ِ من بیخود به خواب ِ من نیا، تو چشم ِ من قدم نزن نه این که تقصیر تو نیست، تقدیر من این‌جوریه بدبختیام مصیبته، خوشبختیامم زوریه [...]

برچسب‌ها:,

ارسال دیدگاه

مرگ رسمی

اگه دیدی که یه روز ستاره نوری نداره یا یکی رستمه اما دیگه زوری نداره اگه دیدی که یه وقت پرنده‌ای پر نداره یه قفس همه‌ش دیواره، یه دونه در نداره هیچ تعجبی نداره، اینه نقاشی دنیا مرگ رسمی خداوند توی بی‌رحمی و غوغا اگه دیدی که داره از آسمون سنگ می‌باره یا دلِ نازک [...]

دیدگاه‌ها (۵)

تفنگ

لوله‌ی این تفنگا رو، پُر کردن از گل کاغذی اینو اونا می‌گن نه من، یه وقتی دست تکون ندی من می‌گم توی هر کدوم می‌گن توی هرکدومش، یه گوله نیست خیابونه یکطرفه، پر زد و خورد، خلاصه که خونریزونه دستتو دستاتُ از جیب در نیار، یکدفه اشتباه می‌شه تو هم از این زمین بری، مشت [...]

دیدگاه‌ها (۳)