یادداشت‌های در ‘حقوق بشر’ دسته:

غیبت عشقه که ما رو می‌کشه

اسم کوچه‌ی ما «سحرخیز» است. اگر بشود به خانه‌ی مادربزرگ گفت خانه‌ی ما، که می‌شود گفت ولی خب توی پادگان هیچ‌کس باورش نمی‌شود من اینجا زندگی می‌کنم، که زندگی هم نمی‌کنم. این کوچه‌ی سحرخیز تاریخچه‌اش هر چه که بوده من نمی‌دانم، اما تا جایی که یادم می‌آید، حداقل در خانه‌‌ی ما جز پدربزرگم که صبح [...]

دیدگاه (۱)

کمربند ایمنی یا طناب اعدام

این که خشونت بد است و جواب خشونت را با خشونت دادن فاجعه را نوشته‌اند و نوشته‌ایم و نوشته‌ام. چند روز پیش در حال رانندگی بودم و به حکم اعدام اجرا شده‌ی اخیر فکر می‌کردم. به آدم‌هایی که برای جلب رضایت خانواده‌ی قربانی تلاش کردند و به رضایت هم رسیدند و به خانواده‌ی قربانی که [...]

ارسال دیدگاه

درد بی‌درمون

شاید عمده‌ترین تشابه انواع آنفلوانزاهای حیوانی و گیاهی در سراسر دنیا با بیماری اعدام در سراسر ایران، میزان هزینه‌ای است که برای درمان آن‌ها پرداخت می‌شود. در مورد بیماری‌های نوع اول امیدی هست، در مورد بیماری نوع دوم؟

ارسال دیدگاه

اخطار: این اسید، چشم‌ها را نمی‌شوید

شما فکر کن یک آدمی – اصلآ من نمی‌فهمم چرا هر کس یک اقدام غیرانسانی انجام می‌ده فورآ اسم حیوان رو برازنده‌ش می‌کنند؟ به خدا حیوان‌ها هم وقتی در بینشان حیوان بی‌شعوری پیدا می‌شود به او لقب آدم نمی‌دهند – خب داشتم می‌گفتم یک آدم فاقد عقل و شعور در لحظه یا در کل، پیدا [...]

دیدگاه‌ها (۳)

بفرمایید طناب اعدام

وقتی عصبانی هستیم یا غیرمنطقی همیشه راحت‌ترین تصمیم‌ها را می‌گیریم. راه حل ساده‌ایست اعدام هنگامی که شخصی، عزیزی را به قتل رسانده است. بالاتر از این که جرمی نیست هست؟ کسی مثلآ یک قاتل زنجیره‌ای باشد. برای تصمیم‌گیری ساده، نیاز به تفکر نیست. مقابله به مثل آسان‌ترین راهی‌ست که پیش روی ماست. اما مگر تصمیم‌گیری [...]

دیدگاه‌ها (۱۲)

در این غربت خانگی…

حالا که زهرا با صدای بلند بلند فکر می‌کند، لازم دیدم کمی توضیح بدهم تا سنگینی این بلند بلند فکر کردن زهرا برای من لااقل کمتر بشه. در مورد نوشته‌ی وبلاگستان بی‌دین و ایمون و توضیحش باید بگم که من هیچ مشکلی با اعتقادات و نظریات زهرا ندارم و همانطور که قبلآ هم نوشته‌ام وبلاگ [...]

دیدگاه‌ها (۱۲)

یادم باشد

یادم باشد اینجا یک رسانه‌ی شخصی است. اینجا را دارم تا بنویسم، تا برای دل خودم بنویسم. یادم باشد اینجا اگر خواننده‌ای دارد که همیشه محترم است، به خاطر همین نوشته‌هاست که من در آن‌ها نظرم را بیان می‌کنم. یادم باشد هر چیزی که می‌نویسم اول باید خودم را خوش بیاید، بعد دیگران خوبی هستند [...]

برچسب‌ها:,

دیدگاه‌ها (۱۱)

آخر خون، ته شکنجه

برای تلنگر به من و امثال من این مطلب نازلی لازم است. جدآ که راست می‌گوید وقتی می‌نویسد: شما ایرانی های همه جای این دنیای بزرگ یک مشت زباله انسانی هستید! نمونه اش هم این تفکرات عمداً مزخرفتان در وبلاگ های مزخرف ترتان است و این احساس سفید پوست بودن و جهان اولی بودن تان! [...]

دیدگاه‌ها (۴)

اخلاقیات غیرانسانی

دوستانی که اخلاقیات را پیش می‌کشند و چون شاید خودشان از همجنس‌گراها متنفرند می‌گویند مصاحبه با ساقی قهرمان به دلیل گرایشات جنسی او نباید صورت می‌گرفته چند لحظه ساقی را از معادله کنار بگذارند. فرض کنید عمر خیام زنده بود و در این دوران زندگی می‌کرد. اصلآ بگذریم از اینکه آیا در چنین حالتی همین [...]

دیدگاه‌ها (۷)

این خیابان یکطرفه

چقدر لذت‌بخش است برای حاکمان ایران‌زمین این کلمه‌ی آزادی. ۱۰۱ سال است که ما دموکراسی داریم و چقدر انسان دلزده می‌شود از این خیابانی که همیشه یکطرفه است. همیشه آن‌ها آزاد بوده‌اند و ما در بند، زندانش مگر فرقی هم می‌کند؟ به جای اینکه دولت‌هایمان پاسخگوی ملت‌ها باشند این مردم بوده‌اند که به ساز منتخبینشان [...]

دیدگاه‌ها (۳)