یادداشت‌های در ‘حرف’ دسته:

سی سال سرکوب مقدس

هر دهه، یک قتل عام

دیدگاه (۱)

درباره‌ی سوختن سیخ و کباب

در روزه‌خواری لذتی هست که در روزه‌داری نیست و بالعکس. +

دیدگاه‌ها (۲)

در ارتباط با کیفرخواست اخیر

حضور محترم مهران مدیری، کارگردان برجسته‌ی سریال‌های طنز: «کات بده بابا!» +

برچسب‌ها:, ,

ارسال دیدگاه

ظهور در وقت اضافه

فریاد زد: «ا.نا محمود الموعود» نیازی به ۳۱۳ یار نداشت، همه را دشمن پنداشت و سرشان را به طاق چسباند. با هاله ازدواج کرد و دنیا به آخر رسید. + فیلم‌نوشت «آدم و حوا، هاله و محمود»، صحنه‌ی پایانی

ارسال دیدگاه

هرگز از حذف نهراسیده‌ام…

هرگز از حذف نهراسیده‌ام، اگرچه دستانش از بلاگفا شکننده‌تر بود. هراس من –باری- همه از غارت شدن در سیستمی‌ست، که ادعای دموکراسی روی دیکتاتوری را سفید کرده است. + بلاگفا، دیکتاتور مجازی + بلاگفا و مشکلی که همچنان ادامه دارد + بلاگفا دزد است + آقای شیرازی، حکومت می‌کنی یا خدمت؟

برچسب‌ها:

دیدگاه‌ها (۴)

آفتاب لب بومه

به لُپ‌لُپ، بیلاخی دوباره خواهیم داد.

دیدگاه (۱)

قهر در سایه

گاهی، دلت برای سایه‌ی خودت تنگ می‌شود. برمی‌گردی، نگاهش می‌کنی و او رویش را از تو برمی‌گرداند. + سایه‌ی روبه‌رو که دل‌تنگی ندارد.

دیدگاه‌ها (۲)

اصلاح الگوی مصرف

مصرف باتوم و گاز اشک‌آور و گلوله، الگوی اصلاح‌پذیری ندارد.

دیدگاه‌ها (۴)

در این بی‌همه‌چیزآباد

آن‌که باتوم می‌کوبد در خیابان به کشتن سکوت آمده است رای‌ها را، در چشمشان فرو باید کرد.

دیدگاه‌ها (۲)

کام‌ناروا

بی‌حیا باش تا رای بیاوری پی‌نوشت: من از این مردم خسته‌ام اما هنوز امید دارم به وجود ذره‌ای وجدان، به وجود ذره‌ای ایرانیت در نهاد تک تکشون.

برچسب‌ها:,

دیدگاه (۱)