یادداشتهای در ‘روزمره’ دسته:
دستهبندی شده در روزمره, شخصی در اسفند.۲۶, ۱۳۸۸
سال ۸۸، برای همهی ما، برای ایران، سال بدی بود. سالی که همهی سیاهیها خودشان را نشان دادند. اما جدای این سال بد بد، سال ۸۸ برای من خوبیها و خوشیهایی داشت که به یادشان خواهم سپرد. برای من سال ۸۸ سال مهمی در زندگیام بود. سال ۸۹، باید بهتر از امسال باشد، دستکم من [...]
دستهبندی شده در روزمره, شخصی در اسفند.۱۱, ۱۳۸۸
بالاخره امروز به شش سال سختی کشیدن برای تحصیل رشتهی نادلخواهم، پایان دادم. انصراف دادن در مراحل پایانی گرفتن مدرک مهندسی حتی اگر مهندسی شیمی نساجی باشد به نظر شاید دیوانگی بیاید اما من آدم مهندس شدن نیستم، هر چهقدر هم که خانواده خواست، من نتوانستم. نخواستم ترانهسرای تحصیلکرده و مهندس باشم. من همین واژهسازی [...]
دستهبندی شده در روزمره, شخصی در دی.۲۰, ۱۳۸۸
شعر خسته است حوصله خسته است وبلاگ خسته است من خسته است سرم گیج میرود. تاریخ نوشتن این مطلب شده ۲۰۱۰/۰۱/۱۰ به نظرم جالب است. قرار بود دل تنگ نشود که شده است، اما دل لجباز است و سرسخت و بدبخت. قرار بود شعر طولانیای بنویسم در ستایش چشمهای آن دخترک فالفروش توی مترو که [...]
دستهبندی شده در روزمره, وبلاگستان در مهر.۲۵, ۱۳۸۸
امروز راه من، وارد پنجمین سال حضورش در وبلاگستان میشود. با توجه به مشکلاتی که دامنهی راه من دات کام داشت یعنی فیلتر بودن، از امروز وبلاگ راه من را بر روی این دامنه یعنی راه من دات نت میتوانید بخوانید. دامنهی قبلی با همهی دوستداشتنی بودنش به خاطرهها پیوست. از دوستانی که لطف داشتهاند [...]
دستهبندی شده در روزمره, شخصی در مهر.۰۶, ۱۳۸۸
بیحوصله که باشی برای نوشتن، هیچ موضوعی تو را ترغیب نمیکند که ویندوز لایو رایتر را باز کنی و زل بزنی به صفحهی سفیدش. کم کم از بازی انگشتانت بر دکمههای صفحهکلید، متنی خلق شود که جرأت آنرا داشته باشی تا گزینهی پابلیش آن بالا را بزنی و برود بچسبد بر صفحهی بیحوصله، بیمطلب جدید [...]
دستهبندی شده در انتخابات ۸۸, روزمره, سیاست در خرداد.۲۴, ۱۳۸۸
در این بلبشو یاد مسعود کیمیایی افتادم که بعد از سالها از کاندیدایی حمایت رسمی کرده بود. بعد یاد گوزنها افتادم و انقلاب ۵۷. به هوش کیمیایی نباید شک کرد. این اتفاقات درهم را که میبینم یاد آشفتگی عمدی رئیس مسعود کیمیایی میافتم، شاید فیلم رئیس دارد حقیقت پیدا میکند.
برچسبها:گوزنها
دستهبندی شده در روزمره در آذر.۱۶, ۱۳۸۷
راه من جاییه که توش احساس آرامش میکنم، گفتهام که وبلاگنویسی نقطهی پررنگی در زندگی من است اگر زندگی من مجموعهی متناهی از نقاط باشد، حداکثر به تعداد انگشتان دست. این نقاط یعنی کارهای مثبتی که به گمان خودم از دستم برمیآید. نقطهی پررنگ دیگر شعر و ترانه است، حتی اگر اجرا نشده باشد برای [...]
برچسبها:وبلاگ
دستهبندی شده در ترانه, روزمره, شخصی, شعر من, وبلاگستان در آبان.۲۰, ۱۳۸۷
اول از طرف بریر، و بعدتر از طرف صادق جم و میلاد به نامرئی شدن دعوت شدم. تاخیرم دلیل داشت و دلیلش هم این بود که میخواستم مثل آرزوهای محال، ترانهای بنویسم و پادکستش کنم اما سخت شدن نوشتن ترانه از یک سو، سرد شدن بازی از سوی دیگر و نیز سرماخوردگیای که به سراغم [...]
دستهبندی شده در روزمره, وبلاگستان در آبان.۰۴, ۱۳۸۷
دستهبندی شده در روزمره در آبان.۰۲, ۱۳۸۷
این روزها علاوه بر مشغلههای خارج از وب، به شدت درگیر تهیهی پادکست دهم آق فری و شرکا هستم که تریلرش را مدتهاست منتشر کردهایم. سخت و وقتگیر است، اما طی یکی دو روز آینده باید منتشر شود. به همراه دوست عزیزم احسان مصلحی و باقی شرکا و دوستان حسابی مشغولیم، گفتم که بیخبر نباشم.