یادداشت‌های در ‘یک تکه نور’ دسته:

تموم قصه یعنی این

باید مبارزه کنیم تا آزادی برای همه یکسان بشود، تا هیچ‌کس مجبور نشود در برابر دیگران از آزادی خودش شرمنده باشد! – سوءظن / فریدریش دورنمات

ارسال دیدگاه

نه برف آمد نه ثریا

«خیلی فاصله هست بین اینکه وقتی وارد خونه می‌شی چراغ خونه رو خودت روشن کنی یا چراغ خونه روشن باشه. تو نمی‌دونی این فاصله یعنی چی!» مسعود کیمیایی

ارسال دیدگاه

انفجار افتخار

ارکستر مدرسه سازهایش را کوک کرد و بعد همه‌ی ما سرود ملی کانادا را خواندیم. سرودی که از بس کلماتش را تغییر می‌دهند اصلآ به گوشم آشنا نیست. این روزها بعضی از کلمات سرود به زبان فرانسه است، که یک وقتی کسی حتی به گوشش نخورده بود. پس از احساس افتخار نسبت به سرودی که [...]

دیدگاه (۱)

هوم؟

رنی می‌گفت: باید برای هر چیز کوچکی شکرگزار باشید. لورا می‌پرسید: چه چیز کوچکی؟ آدمکش کور / مارگارت اتوود / شهین آسایش / ققنوس

ارسال دیدگاه

دنیای عجیب به راه خود می‌رود

اتومبیل همسایه را قرض گرفتم، تا نیوجرسی راندم و هویت جسد را برای پلیس شناسایی کردم. دیدن او [خواهرم] در آن حال بسیار شوک‌آور بود: چنان بی‌حرکت، دور و مرده، حقیقتاً مرده. وقتی پرسیدند مایلم جسد را برای کالبدشکافی بفرستند، گفتم آن را به حال خود بگذارند. تنها دو امکان وجود داشت: یا به صورت [...]

دیدگاه‌ها (۲)

خبرها همه بد

تلفن زنگ زد. بلافاصله فهمیدم مشکلی پیش آمده. هیچ‌کس ساعت هشت صبح یک‌شنبه تلفن نمی‌کند مگر بخواهد خبری را بدهد که نمی‌تواند بماند برای بعد. و خبری که نتواند بماند برای بعد همیشه خبر بدی‌ست. پل استر / اختراع انزوا

دیدگاه‌ها (۳)

بی‌پدرها

- پس از آن همه مطالعه، شما دریافتید که دیکتاتورها خصوصیات مشابه زیادی دارند. مثلآ آیا این حقیقت ندارد که همه‌شان پسران زنان بیوه بوده‌اند؟ چگونه این را توضیح می‌دهید؟ – چیزی که یافتم، این بود که خصوصیت بارز زندگی تمام‌شان مادرها بوده! بدین معنا که همه‌شان از همان ابتدا بی‌پدر بوده‌اند. البته من به [...]

برچسب‌ها:, ,

ارسال دیدگاه

آره یا نه

می‌دانی، وقتی شاهد کشته شدن آدمها در جنگ باشی و بدانی که ممکن است تو هم کشته شوی، خیلی تفاوت دارد با وقتی که در جنگ باشی و قدرتی نداشته باشی و فقط فکر کردن برایت ممکن باشد و تو هم فکر جان ۹ آدمیزادی را بکنی که به آره یا نه‌ی چند احمق بستگی [...]

دیدگاه‌ها (۳)

قضاوت غلط سانسور

قضاوت سانسور درباره‌ی یک اثر هنری، اگر درست نباشد، نتیجه‌ای ندارد جز آنکه یک جامعه را از یک اثر هنری، از یک نگاه متفاوت، از آگاهی محروم کند. من طرفدار هرج و مرج نیستم. درباره‌ی شغل‌سازان، هیاهوگران و غیرهنرمندان متظاهر به هنرمند بودن حرف نمی‌زنم. من می‌گویم یک هنرمند، با ذات هنرمندانه‌ی خود، با کار [...]

دیدگاه‌ها (۴)

زندان

خواهرم، طاووس، زندان پر از شاعرانی است که یک لحظه غافل و قاتل شدند. شهر پر از قاتلانی است که حتی یک لحظه شاعر نبوده‌اند. اما خواهر، شاعر غافل نمی‌شود. “مسعود کیمیایی/جسدهای شیشه‌ای(نشر اختران)/جلد دوم/فصل ۶۳/صفحه‌ی ۶۳۸”

دیدگاه‌ها (۲)