یادداشت‌های در ‘کتاب’ دسته:

بعضی‌ها مرتب شانس می‌آورند

صبح روز بعد بر اثر نفس گرمی که به گونه‌اش می‌خورد، بیدار شد. همین که چشم باز کرد چهره‌ی کودک را دید، دختربچه‌ای که به شدت به او خیره شده بود و با دهانش نفس می‌کشید، کنار کاناپه زانو زده بود و صورتش آن‌قدر به او نزدیک بود که کم مانده بود آن را لمس [...]

ارسال دیدگاه

روزی تمام می‌شوند؟

بازی وبلاگی کتاب‌های ناتمام توی این فصل امتحانات و کتاب‌های ناتمام درسی یک زنگ تفریح است. وقتی فکر می‌کنم می‌بینم من سعی کرده‌ام هر کتابی به دستم رسیده است را تمام کنم، چون باید نتیجه‌گیریم بر مبنای کل کتاب باشد. و این خوبه که بازی در مورد کتاب‌های تمامآ خوانده شده نیست! اما برای ناتمام [...]

برچسب‌ها:,

دیدگاه‌ها (۵)

ما همان چیزی هستیم که به آن تظاهر می‌کنیم

رمان شب مادر اثر کورت ونه‌گات نویسنده‌ی سلاخ‌خانه‌ی شماره‌ی پنج است. موضوع جنگ جهانی دوم است و اعترافات یک نمایشنامه‌نویس است که در زمان جنگ صدای ارتش نازی‌ها در رادیو بوده و جاسوس آمریکایی‌ها به نام هوارد دبلیو کمبل جونیور. توضیح مترجم ع.ا. بهرامی پشت کتاب گویای مضمون اصلی داستان است:
… [...]

دیدگاه‌ها (۲)