منُ اعدام کن
دستهبندی شده در ترانه, شعر من در شهریور ۳۰م، ۱۳۹۰، ۱۱:۴۱ ب.ظ
منُ اعدام کن شاید، دلت لبریز ِ شادی شه
منُ اعدام کن اعدام، واسه این ملت عادی شه
نگاه کن دور ِ میدونُ، به من سنگ میزنن مردم
دارم میمیرم از گریه، داره فریاد میشه گم
تعجب میکنه بارون، چشای مادرم خیسه
دیگه نیستم تو آغوشش، اینُ تاریخ مینویسه؟
منُ اعدام کن دستات، به خون ِ من تبرک شه
منُ اعدام کن قلبم، یهضرب درگیر ِ این شوک شه
همیشه فکر میکردم، یه جور ِ دیگه میمیرم
بلیت ِ مرگمُ بفروش، ازت پولی نمیگیرم
نفس کمکم ازم میره، چشام سیاهی میبینه
غروب ِ من واسه مردم، چهقدر انگاری شیرینه
منُ اعدام کن اما، بدون که مرگ ِ این تن نیست
تن ِ تو بالای داره، نه این مرگ ِ تن ِ من نیست
منُ اعدام کن اعدام، واسه مرگم یه تسکینه
آخه حتی خدای من، نشسته مرگ میبینه
۳۰ شهریور ۱۳۹۰ / نوشته شده به صورت آنلاین در توییتر و فرندفید




مهر ۲۵م, ۱۳۹۰ در ۱۱:۰۸ ق.ظ
میشه بپرسم مناسبت این چی بوده؟
پاسخ به این نظر
foadsa آبان ۱م, ۱۳۹۰ at ۸:۰۷ ب.ظ
بله میشه :)
به مناسبت اعدامهای بیمناسبت در ایران
پاسخ به این نظر