پرسپولیس در آتش
دستهبندی شده در فوتبال در شهریور ۲۶م، ۱۳۹۰، ۷:۱۵ ب.ظ
در روزگاری که فوتبالیهای جهان همیشه تشنهی دیدن نبردهای کلاسیکی چون بارسلونا-رئال مادرید، میلان-اینتر، رم-لاتزیو، منچستر یونایتد-آرسنال، بایرن مونیخ-بورسیا دورتموند و … هستند. ما در جهانی از فوتبال زندگی میکنیم که بزرگترین مسابقهی فوتبال باشگاهیاش دیگر هیچ نشانی از تاریخ خود ندارد. گویی که ۱۱ بازیکن پرسپولیس و ۱۱ بازیکن استقلال فرقی برایشان نمیکند مقابل چه تیمی بازی میکنند. گیرم که طرح پیراهن میلان و اینتر را هم برایشان دوختید، گمان میکنید سطح کیفی مسابقه تفاوتی میکند؟
روز گذشته یکی دیگر از داربیهای تهران را شاهد بودیم. به اصطلاح کهکشانیهای استقلال در عصری که پیرمردی چون فرهاد مجیدی بهترین بازیکن لیگ ماست در مقابل ضعیفترین و بیتاکتیکترین تیم تاریخ پرسپولیس صف کشیدند. تیمی که گمان میکند اگر بارسلونا اینگونه در جهان یکهتاز است فقط به خاطر رقص پای مسی است و نگاه نمیکند که آرژانتین با همین مسی به سادگی همهی تورنمنتها را از دست میدهد چون تاکتیک تیمیاش اساس درستی ندارد. علی کریمی را تک و تنها فرض کنید در خط حملهی پرسپولیس که میخواهد خودش توپ را بگیرد، خودش موقعیت خلق کند و خودش هم گل بزند، مگر مارادونا و مسی چند بار در طول عمرشان چنین کاری را کردهاند که ما از ستارهی پا به سن گذاشتهی پرسپولیس چنین انتظاری داریم؟
این روزها پرسپولیس، تیم پرآوازهی لیگ ایران، پرطرفدارترین، سرخترین و هجومیترین تیم سالهای دور و نهچندان دور ایران، در آتش میسوزد، در آتش حزباللهیها. یکبهیک اسطورهها از تیم فرار کردهاند و آنچه مانده است تیمی است که آنها دوست دارند نامش «پیروزی» باشد که همیشه شکست میخورد.
و ما که فصل گذشته تنها دلخوشیمان این بود که پرسپولیس علی دایی اگر نتیجه را به استقلال واگذار کرد، بازی را نباخت. امسال دیگر این دلخوشی را نداریم. چون از دقیقهی ۱۰ بازی منتظر سوت پایان بودیم و حتی اگر نتیجهای جز باخت هم رقم میخورد این پرسپولیس، پرسپولیس ما نبود.
چرا میگویم، داربی تهران نشانی از داربیهای کلاسیک را نداشت؟ چون همین چند هفته قبل دیدیم که منچستریونایتد به ضعیفترین تیم چند سال اخیر آرسنال ۸ گل زد و سال گذشته مردان پپ گوآردیولا ۵ گل را وارد دروازهی قوهای سپید مورینیو کردند. استقلال با اینهمه بازیکن و درصد مالکیت توپش، باید بیش از اینها به پرسپولیس گل میزد. باید دیوار را بر سر مدیریت غلط فوتبال ما، مدیریت اللهبختکی فوتبال ما فرو میریخت که نریخت. مگر چند بار دیگر موقعیتش پیش میآید که آنها بتوانند آخرین تیر را بر پیکرهی فوتبال دولتی فرسوده و نچسب ما بزنند؟
هر چند که امثال کاشانی و استیلی آنقدر رو دارند که ادعا کنند همهی این شکستها یک اتفاق است، اما فشاری که ۵-۶ گل میتوانست به آنها بیاورد را این دو گل هرگز نخواهد آورد. اینگونه است که دادکان را به راحتی میتوانیم از صحنه محو کنیم، ولی کفاشیان و علیآبادی و غیره همچنان در ورزش سیاسی ما یکهتازی میکنند.
روزی قرار بود پرسپولیس اولین تیم خصوصی ایران باشد، آن روز فرا نرسید و پرسپولیس لحظه به لحظه در آتش بیفکری سیاسیون ما میسوزد چون باقی ورزش ما. آیا روز قرار فرا خواهد رسید؟




ارسال پاسخ