به نظرت چیزی می‌توان نوشت؟ اگر می‌توان نوشت چه چیزی؟ بیا مرور کنیم تاریخ صدر اسلام را که در کتاب‌های درسی خودشان به خورد ماها داده‌اند. همه‌ی امامان مظلوم کشته شده‌اند. همه‌ی بزرگان این دین، طوری کشته شده‌اند که ما تصاویر سه‌بعدی‌اش را ۱۴۰۰ سال بعد با چشم غیرمسلح در خیابان‌های این شهر اندوه می‌بینیم. تاریخ را انگار پیش پیش نوشته‌اند. نعش آزادی را در جمهوری خون می‌غلتانند.
عزت‌اله سحابی یک عمر از آزادی گفت و نوشت، یک عمر در بند بود تا که آزاد شد. حالا در روز رفتنش، هاله سحابی با ضرب و شتم شب‌دلان، کشته می‌شود. به همین سادگی، در تشییع جنازه‌ی عزیزت، کشته می‌شوی، کشته میشوی، کشته می‌شوی. آیا ساده است؟ کشته شدن ساده است؟ وای بر ملت و مملکتی که در آن کشته شدن ساده است.
از هیچ‌کسان بپرسید آیا مطمئنند الآن صدر اسلام نیست؟ آیا ما در سال ۱۳۹۰ زندگی می‌کنیم؟ آیا همه‌ی این‌ها که در آزادی‌خواهی مظلوم کشته می‌شوند، علی نیستند؟
آه، حالم بد می‌شود از تمام مقدسات. قسم به هر چه مقدس نیست، روزی این تاریخ اندوه سوزانده خواهد شد…