یه مرد رفت یه مرد
دستهبندی شده در فوتبال در خرداد ۲م، ۱۳۹۰، ۱۰:۵۶ ب.ظ
پرسپولیسیام. همیشه آرزو میکردم ناصر حجازی هیچوقت بر روی نیمکت استقلال ننشیند. چون دوست نداشتم شکست ناصر حجازی را ببینم، و دلم میخواست استقلال ببازد. آن سالی که استقلال با مربیگری حجازی در دریاچهی آزادی نایب قهرمان آسیا شد، دروغ میگفتم که خوشحال شدم استقلال نتیجه نگرفت، چون ناصر حجازی را دوست نداشتم بازنده ببینم. مادرم همیشه میگفت حجازی مرا یاد بابابزرگت میاندازد. حالا لابد مادرم خیلی ناراحت شده است چون بعد از پدربزرگ ناصر خان حجازی هم رفته است. من که پیش مادرم نیستم، احتمال میدهم گریه کرده باشد، خب فردا روز مادر است.
ناصر حجازی سوپراستار فوتبال ایران، یک جنتلمن به تمام معنا بود. نمیدانم چهطور استقلالیها به خودشان اجازه میدادند چوب لای چرخش بگذارند تا تیمش نتیجه نگیرد. اصلن چرا ما اینطوریم؟ آنهایی که برای این فوتبال اعتباری خریدهاند را دوست داریم به زمین بزنیم، زمین فوتبال را با تشک کشتی اشتباه گرفتهایم. ستارههایمان را از آسمان میچینیم تا کوتولهها بزرگ شوند.
حالا مرد خوشتیپ فوتبال رفته است و باز ما نشستهایم ماتم گرفتهایم. همین ما وقتی او میخواست برای ریاست جمهوری کاندید شود، خندیدیم. در حالی که خنده نداشت، این حال و روز ماست که گریه دارد. نمیدانستیم باید ریاست جمهوری را بدهیم به کسانی که اهل دل باشند و دل داشته باشند. بعدتر دیدیم که ناصر حجازی غصهاش درد این مردم بود که سکوتشان را فریاد کشید.
آن روزها که احمدرضا عابدزاده در بستر بیماری افتاده بود، همه دعا میکردیم، همه اشک میریختیم. جواب داد، چون آن روزها خدا تقریبن حواسش را جمع کرده بود، آدمها را اشتباهی نمیبرد. احمدرضا عابدزاده ماند و ما خوشحال شدیم. این روزها اما خدا به قول ترانهی ضعیف افشین مقدم، با ما نشسته چای مینوشه. و خدایی که چایی بنوشد، لابد سیگار هم میکشد. لابد معتاد به مواد مخدریست که نامش را نمیدانم. آنوقت حواسی برایش نمیماند، آدمها را اشتباهی میبرد. ناصر حجازی بزرگ را میبرد و …
دعاهایمان اگر نمیگیرد به این خاطر است، بیایید دعا کنیم حال خدا خوب شود و ناصر حجازی شاد باشد و به یاد قرنها بماند.




خرداد ۳م, ۱۳۹۰ در ۱۲:۳۰ ب.ظ
از دیروز تا حالا یه چیزی رو قلبم سنگینی می کنه که نمی دونم چیه… شاید منم از دست خدا شاکیم …
پاسخ به این نظر