سال گذشته این موقع، پس از شادی‌های زجرآور مورینیو بر روی چمن نیوکمپ که بارسا را از رسیدن به قهرمانی اروپا آن هم در ورزشگاه رقیب دیرینه‌اش رئال مادرید بازداشته بود، دعا می‌کردم که بایرن مونیخ ون گال بتواند از پس دیوار چین مورینیو بر بیاید. اما امروز منتظرم تا روز موعود ویمبلی برسد، جایی که ما اولین قهرمانی اروپا را جشن گرفته‌ایم. مهم نیست مورینیو و پیروانش که طرفداران منطقی رئال را هم گاهن با خود همراه کرده‌اند چه فکر می‌کنند. مگر مهم است که رئیس دولت کودتای ما در مورد دنیا چه فکر می‌کند و چه توهمی دارد. بیایید از فوتبالی که تیم گوآردیولا بازی می‌کند لذت ببریم و لذت یک بازی تماشایی در ویمبلی را از بین نبریم. وقتی همه‌ی دنیا از کوچک و بزرگ می‌توانند از پابه‌توپ شدن هنرمندی به نام مسی لذت ببرند و از خود بپرسند چرا نام مارادونا و مسی را در لیست هنرمندان بزرگ تاریخ ثبت نمی‌کنند؟
لذت دوباره‌ی رودررویی پپ گوآردیولا و سر الکس فرگوسن آن هم در ویمبلی همان چیزی بود که آقای خاص، خاصیت سد شدنش را نداشت. ما به قهرمانی چهارم در اروپا نزدیکیم که اگر دوران تازه‌ای برای فوتبال از سال ۱۹۷۵ تصور کنیم، نه آرژانتین در قهرمانی چیزی کم از برزیل دارد و نه بارسلونا چیزی از رئال مادرید، چه بسا که امسال چیزی بیشتر هم به دست آوریم.