طبل بزرگ زیر پای چپ
دستهبندی شده در شخصی در مرداد ۳۱م، ۱۳۸۹، ۴:۵۷ ب.ظ
خیلی وقته چیزی ننوشتهام اینجا. چند هفتهای که مسافرت بودم و بعد هم که حوصلهای برای نوشتن نبود. حالا هم مینویسم چون قرار است فردا برای خدمت سربازی اعزام شوم، این که کجا و چگونه برایم فرقی نمیکند. مهم این است که تصمیم گرفتهام به اجباری دیگر تن دهم در این زندگی سراسر اجباری.
سرم را هم ماشین کردهام، کچل بودن برای من که تصور کردنش را هم دوست نداشتم، تجربهی تازهایست. از تصویر تازهام زیاد هم بدم نمیآید، شاید اصلآ خوشم میآید. به هر حال سربازی هم دورانیست که عدهای میگویند و عدهای میگویند بدترین دوران زندگیشان بوده است. کاش برای من اگر بهترین نمیشود، لااقل بدترین نباشد.
پینوشت: نام آلبوم تازهی مهرداد «طعم ِ رؤیا»ست با ترانههای ایرج جنتی عطایی. نام آلبوم را دوست دارم، امیدوارم آهنگهایش را هم بشنوم و دوست داشته باشم. آلبوم به احتمال زیاد در ماه اکتبر (مهر) منتشر خواهد شد.




مرداد ۳۱م, ۱۳۸۹ در ۶:۱۴ ب.ظ
باشد که آغاز بهترین دوران عمرت شود…
پاسخ به این نظر
مرداد ۳۱م, ۱۳۸۹ در ۹:۰۲ ب.ظ
تو میروی دامنکشان
من زهرِ تنهاییچشان
پاسخ به این نظر
مرداد ۳۱م, ۱۳۸۹ در ۱۱:۴۵ ب.ظ
با اینکه خدمت نرفتم، اما تجربه ی چنین شبی رو داشتم. شبی که قرار بود از شمال برم بافق برای کاری نا معلوم و مدتی نا معلوم. مدتی که ۱ سال طول کشید/. صمیمانه امیدوارم این مدت زود بگذره و البته آسون.
موفق باشی
پاسخ به این نظر
شهریور ۲۲م, ۱۳۸۹ در ۱۰:۱۰ ق.ظ
منم مثل تو پسر یه چند وقت دیگه اعزامم…!
حالم گرفتست…
موفق باشی:)
پاسخ به این نظر
دی ۲۲م, ۱۳۸۹ در ۵:۲۳ ب.ظ
من تا روز آخر فکر میکردم که بدترین دوران عمرم خدمت سربازیست. با آنکه درجه دار بودم اما خیلی سخت میگذشت. اما چیزی که الان مانده اینست که تمام خاطرات بد و تلخ آن به شیرینی بدل گشته و به نیکی یاد میشود!!!!
پاسخ به این نظر
مرداد ۲م, ۱۳۹۰ در ۱۰:۲۰ ب.ظ
دمت گرم خوبه که اراده کردی بری
پاسخ به این نظر
مرداد ۲م, ۱۳۹۰ در ۱۰:۲۲ ب.ظ
بدنیست برو
پاسخ به این نظر