وقتی شکنجهگر تویی، شکنجه اشتباهتره
دستهبندی شده در موسیقی در خرداد ۱۵م، ۱۳۸۹، ۷:۲۲ ب.ظ
وقتی آلبوم تازهی داریوش «دنیای این روزای من» حرفی برای گفتن ندارد، من به عنوان یک دوستدار همیشهی صدای داریوش چه حرفی میتوانم بزنم؟ از دایره واژگان محدود روزبه بمانی (که خودم روزی منتظر شنیدن ترانههای تازهاش بودم) در این آلبوم گلایه کنم یا از آهنگهای معمولی علیرضا افکاری که گویا هیچ تفاوتی بین جنس صدای هلن و داریوش قائل نبوده است؟ بهتر است از داریوش گلایه کنم که این ترانه و آهنگها را انتخاب کرده است و خوانده. اینکه چهطور میشود بعد از دو آلبوم شاهکار به نامهای «راه من» و «معجزهی خاموش» کار به آلبوم معمولی «دنیای این روزای من» میانجامد را داریوش باید پاسخ بدهد. به نظرم این کار بیشتر به تریبونی برای مطرحتر کردن ترانهسرا و آهنگساز در داخل کشور تبدیل شده است تا آلبومی درخور خوانندهی بزرگش.
به جای شنیدن این آلبوم دوست دارم گوش بسپرم به آهنگ زیبا و دلنشینی به اسم «۳۰۰ گل سرخ» که یک روز قبل از انتشار آلبوم «دنیای این روزای من» در وبسایت هواداران داریوش منتشر شد، میتوانید آنرا از اینجا دانلود کنید.
+ عنوان مطلب برگرفته از ترانهی شکنجهگر: «عذاب میکشم ولی عذاب ِ من گناه نیست / وقتی شکنجهگر تویی، شکنجه اشتباه نیست»






خرداد ۱۵م, ۱۳۸۹ در ۸:۵۸ ب.ظ
موافقم
پاسخ به این نظر
خرداد ۱۶م, ۱۳۸۹ در ۱۲:۳۲ ق.ظ
بله من هم با شما موافقم
پاسخ به این نظر
خرداد ۱۶م, ۱۳۸۹ در ۶:۴۴ ب.ظ
اشعار عاشقانه یه جوان ساده و بی آلایش است. درسته که ترکیبات وصف ناشدنی ترانه های ایرج جنتی و اردلان سرفراز در آن ها وجود نداشت. اما زمان و تجربه کلام و دایره ی واژگان یک شاعر را پخته تر و محکم تر می نماید. در کل ترانه های بدیع و متفاوتی بود.
اما در مورد آهنگساز جز سه مورد (سراب – قیصر – دنیای ای روزای من) بنده نیز که عاشق همیشگی صدای داریوش ام بسیار ناخرسند ام.
در کل از این جهت با نظرت مخالفم، که لازم بود پس از مدتی داریوش گام در وادی عشق بی آلایش بزاره. حداقل خودم و تعداد کثیری از طرفداراش این نیاز رو احساس می کردن. کار با دو جوون هم این امر رو میسر کرد و هم بزرگ بودن داریوش بزرگ رو نشون داد.
پاسخ به این نظر
خرداد ۱۶م, ۱۳۸۹ در ۹:۱۶ ب.ظ
فوادجان درود!
راستاش من موافق نیستام با دو ایرادی که گرفتهای بنا به دلایلی که بعدها در اپیزود اگر وقت و فرصتی بود مفصل توضیح خواهم داد. من به گمانام این آلبوم از اینرو برای شما دایرهی واژهگاناش تکراریست که یک ترانهنویس ۸ اثر نوشته است. اگر شهیار قنبری هم ۸ اثر مینوشت همین بود یا ایرج!! تازه در آلبوم “امان از…” شهیار فقط ۵ ترانه دارد که اگر دقت کنی ردپای واژهها و فضاهای تکراری را بهوفور حس میکنی و البته ردپای یک آهنگساز و تنظیمکننده(نه چند آهنگساز و تنظیمکننده) که بسیار طبیعی هم هست. اما در مورد هلن باید بگویم که داریوش با توانایی ویژه در این سن توانسته فضاهایی را اجرا کند که به گمان تو در فضای هلن است. مهم نیست در چه فضایی خلق شده و متاسفانه انتظار داریوشیها همیشه این است که فضا و واژهها سنگین و آرکاییک باشد. نه عزیزان مهم این است که ملودیها دلنشین و ترانهها ایراد واشکال فنی نداشته باشد. البته من هنوز در ترانهها غرق نشدهام که ببینم روزبه چه کرده و آیا اشکال فنیای بر او وارد است یا خیر که اگر هم باشد دیگر از شهیار که بزرگ نداریم که کم ایراد و اشکال ندارد. حتمن آلبوم قبلی را به یاد داری که شبتاب آنی نیست که از غولی چون شهیار انتظار میرفت. اما مهم این است که اشکالات فنی در آن نیست. به هر روی این فضای پیشین که البته داریوش هم به دفعات اذعان کرده که خواسته گریزی به جوانی بزند را باید پذیرفت. بخشی از این مسائل که به کسی این آلبوم صفا نداده به سلیقه مربوط است نه به ایرادهای فنی… بخشی از موسیقی سلیقه است و این حرف من نیست و حرف بزرگی چون “احمد پژمان” است.
شاد زی
پاسخ به این نظر
foadsa خرداد ۱۷م, ۱۳۸۹ at ۱۲:۱۳ ب.ظ
بحث سلیقه، بحثیست درست. اما من به عنوان یک طرفدار داریوش انتظار دارم که خوانندهی محبوبم در انتخاب ترانه و آهنگ همانگونه تا الآن بوده، وسواس به خرج دهد. «امان از …» را به عنوان مثال آوردید که البته به نظرم قابل مقایسه نیست دایره واژگان شهیار قنبری در آن آلبوم و موسیقی متفاوت عبدی یمینی. شبتاب دقیقن همان ترانهایست که میتوان شهیار انتظار داشت هر چند موسیقی فرید زولاند به سطح بالای ترانه باخته است. کارهای روزبه بمانی را من از آلبوم «شبح» بهنام صفاریان پیگیری کردهام. در آلبوم «بیخوابی» سعید شهروز به اوج خود رسید و حال به نظرم در حال تکرار مضمون و واژهها با صداهای مختلف است. در داخل هم در حال حاضر با خشایار اعتمادی کار میکند که کپی دست چندمی از صدای داریوش ارائه میکند. اگر فرصتی بود نظرم را در اپیزود خواهم نوشت.
پاسخ به این نظر
خرداد ۱۷م, ۱۳۸۹ در ۱۲:۲۶ ب.ظ
فوادجان
این نکتهای که شما میگویی پس در مورد همهی ترانهنویسان قَدر چون ایرج و شهیار و اردلان هم صدق میکند که دایرهی واژهگانی محدود خودشان را دارند. شما ببین مثلن “شب” چه اندازه در ترانههای ایرج هست! یا بغل و لاله و برهنهگی در واژههای شهیار!! مطمئنن هرکسی جای روزبه بود به همینگونه واژههای تکراری داشت و از این مسئله ابدن گریزی نیست. در آلبوم معجزهی خاموش بیش از سه آهنگساز حضور دارد و بیش از سه ترانهنویس!!!! مسلمن فضایی دیگر و متفاوت از این آلبوم خواهد بود و این طبیعی هم هست.
منتظر مطلبات در اپیزود خواهم بود.
پاسخ به این نظر
خرداد ۱۷م, ۱۳۸۹ در ۱۲:۳۰ ب.ظ
فراموشام شد بگویم که برعکس نظر تو ترانهی شبتاب شهیار به نسبت کارهای دیگرش بسیار هم ضعیف است. فراموش نکن نوشتم به نسبت کارهای دیگر مثلن “نون و پنیر و سبزی” که با دایرهی واژهگان ساده اما فضایی بینظیر دارد یا همین “راه من” که شاید مثال درستتری باشد که زباناش مثل شبتاب است اما فضا نو و مدرن است.
پاسخ به این نظر
آذر ۲۲م, ۱۳۸۹ در ۴:۰۶ ب.ظ
به نظر من آلبوم دنیای این روزای من فوق العاده بود متاسفانه ما عادت کردیم که همیشه برای بیان یک حرف از گروهی از کلمه ها و بیت های مشکل استفاده کنیم در صورتیکه زیبایی لین البوم در ساده بیان شدنش است!!! فووووووق العاده بود!!!
پاسخ به این نظر
مرداد ۱۱م, ۱۳۹۰ در ۱:۰۴ ب.ظ
به نظر منم البوم دنیای این روزای من فوق العاده بود من که خیلی حال کردم . من که خودم روزی چند بار اهنگ شکنجه گر را گوش می دم . همه اهنگاش باحالن …
پاسخ به این نظر