وقتی آلبوم تازه‌ی داریوش «دنیای این روزای من» حرفی برای گفتن ندارد، من به عنوان یک دوست‌دار همیشه‌ی صدای داریوش چه حرفی می‌توانم بزنم؟ از دایره واژگان محدود روزبه بمانی (که خودم روزی منتظر شنیدن ترانه‌های تازه‌اش بودم) در این آلبوم گلایه کنم یا از آهنگ‌های معمولی علیرضا افکاری که گویا هیچ تفاوتی بین جنس صدای هلن و داریوش قائل نبوده است؟ بهتر است از داریوش گلایه کنم که این ترانه و آهنگ‌ها را انتخاب کرده است و خوانده. اینکه چه‌طور می‌شود بعد از دو آلبوم شاهکار به نام‌های «راه من» و «معجزه‌ی خاموش» کار به آلبوم معمولی «دنیای این روزای من» می‌انجامد را داریوش باید پاسخ بدهد. به نظرم این کار بیشتر به تریبونی برای مطرح‌تر کردن ترانه‌سرا و آهنگساز در داخل کشور تبدیل شده است تا آلبومی درخور خواننده‌ی بزرگش.
به جای شنیدن این آلبوم دوست دارم گوش بسپرم به آهنگ زیبا و دل‌نشینی به اسم «۳۰۰ گل سرخ» که یک روز قبل از انتشار آلبوم «دنیای این روزای من» در وب‌سایت هواداران داریوش منتشر شد، می‌توانید آن‌را از اینجا دانلود کنید.

+ عنوان مطلب برگرفته از ترانه‌ی شکنجه‌گر: «عذاب می‌کشم ولی عذاب ِ من گناه نیست / وقتی شکنجه‌گر تویی، شکنجه اشتباه نیست»