وای از این قانون بیدل
دستهبندی شده در ترانه, شعر من در خرداد ۸م، ۱۳۸۹، ۴:۵۷ ب.ظ
چند هفتهای بود در حال تکمیل ترانهای بودم که به طور مستقیم به مخالفت با مجازات اعدام اشاره کند. ترانهی «اعدامبس» نتیجهی این چند هفته است. دوست دارم اگر سازمانی یا شخصی قصد ارائهی کاری موسیقایی علیه اعدام را دارد، این ترانه را برای اجرا به دستش بسپارم.
اعدامبس
روی دیوار مینویسم که طناب ِ دار ممنوع
پر ِ تکرار مینویسم که طناب ِ دار ممنوع
با تو ام که انتقامی، پری از شهوت ِ اعدام
پری از غصهی دوری، آرزوی بیسرانجام
چشماتُ بستی رو دنیا، شده نفرت همه دنیات
نمیبینی که یه دنیا، افتادن به دست وُ پاهات
یه گزینه پیش ِ روته: بزنی زیر ِ سهپایه
افتخار کنی به اینکه جون گرفتی از یه سایه
آه از این تصمیم ِ شومِت، وای از این قانون ِ بیدل
پشت ِ هم ضیافت ِ خون، پشت ِ هم تکثیر ِ قاتل
یه کمی چشماتُ وا کن، بغض ِ کینه مرگ ِ رنگه
توی بخشش لذتی نیست، که دلت اینقده سنگه؟
ما میگیم کثیفه اعدام، خونُ با خون نمیشورن
اونا که راضی به مرگن، بندهی بیرحم ِ زورن
تو از این حادثه رد شو، حق بده به حق ِ آدم
یه ترانه زندگی رو نگیر از بغض ِ دمادم
شک نکن به خوبیات وُ قطع کن این طناب ِ دارُ
گریه کن از عمق ِ باور، تر کن این چشمای ما رو
بگو نه به حکم ِ اعدام، به خشونت، به شکستن
خط بکش رو حجم ِ کابوس، بخون از ترانهی من
روی دیوار مینویسیم که طناب ِ دار ممنوع
با هم اینبار مینویسیم که طناب ِ دار ممنوع
۸ خرداد ۱۳۸۹




خرداد ۱۲م, ۱۳۸۹ در ۵:۰۱ ب.ظ
دست مریزاد/ آقا خیلی خوب بود/
پاسخ به این نظر
خرداد ۱۶م, ۱۳۸۹ در ۷:۱۰ ب.ظ
خیلی قشنگ بود. محکم و از دل برآمده.
وزن شعرت شبیه وزن یکی از آهنگهای ابی (بگو آره، بگو نه) بود.
پاسخ به این نظر