آلبیسلستهها اعتبار را به جام جهانی بازمیگردانند، برای فتح رؤیا آماده باشید.
دستهبندی شده در جام جهانی ۲۰۱۰, فوتبال در اردیبهشت ۲۹م، ۱۳۸۹، ۶:۱۱ ب.ظ
مطلب زیر را چند روز بعد از صعود آرژانتین به جام جهانی ۲۰۱۰ نوشتم و قرار بود در یکی از مجلات چاپ شود، اما به موقع به دست مجله نرسید برای چاپ. برای شروع نوشتن از جام جهانی ۲۰۱۰ و آرژانتین، بد ندیدم این مطلب را روی وبلاگ قرار دهم.
دقایقی پیش از اینکه داور بازی آرژانتین و پرو سوت آغاز بازی را بزند، در دل خودم با بهترین بازیکن تاریخ فوتبال و مرد رؤیاهای آرژانتین اتمام حجت کردم: «آقای مارادونا! اگر آرژانتین این هفته به جام جهانی صعود نکند، من ترانهنویسی را کنار خواهم گذاشت.» و این نقطهی پایانی بود بر همهی تهدیدهایی که به خیال خودم باعث میشد راه صعود هموار شود.
بازی شروع شد و چیزی را که دیدم باور نمیکردم. تیمی که مارادونا به زمین فرستاده بود تیم سوم یا چهارم آرژانتین بود. جز لیونل مسی، هیگواین، ماسکرانو، آیمار و هاینتزه بقیه ناشناس بودند و جمع تعداد بازیهای ملیشان به عدد بیست هم نمیرسید. مارادونا ریسک کرده بود تا به انگیزه میدان دهد. انصافاً بازی بد هم شروع نشد و جوانان آرژانتینی از همان اول به سمت دروازهی پرو یورش بردند. تصور این بود که پرو تیم نگونبختی خواهد بود اما این اتفاق نیفتاد و نیمهی اول با همهی افت و خیزهایش بدون گل پایان یافت.
دلهره و استرس در من تمامی نداشت. گویی شیشهی عمر تمام آرژانتینیها در دست مارادونا و یاران جوانش بود. نیمهی دوم با تعویض یک چهرهی آشنا شروع شد. مارتین پالرموی ۳۵ ساله بعد از ده سال با یاد و خاطرهی همیشگی از دست دادن سه پنالتی در یک بازی، پا به زمین گذاشت. پابلو آیمار که در روز کمفروغ مسی ستارهی میدان بود، با یک پاس توی عمق اصیل آرژانتینی هیگواین را وادار کرد تا در دقیقهی ۴۷ دروازهی پرو را باز کند.
عقبنشینی بعد از گل، بیماری این روزهای فوتبال به سراغ آرژانتین آمد. همان که باعث شکست مقابل میزبان جام جهانی ۲۰۰۶ شده بود.
هیچوقت خاطرهی بد گل دقایق پایانی آدریانو در فینال کوپا آمهریکا را در حالی که آرژانتین میرفت که بعد از سالها قهرمان شود را فراموش نمیکنم. آن هم هنگامی اتفاق افتاد که جناب جواد خیابانی به بررسی و نقد و نظر در مورد آرژانتین میپرداخت، درست چیزی که در جریان بازی با پرو هم ادامه داشت.
دقیقهی ۷۵ دوربین فیلمبرداری شروع به لرزیدن کرد و در عرض چند دقیقه آب و هوای صاف و مساعد تبدیل به باد و باران گل و لای شد. باد موهای رومهرو دروازهبان آرژانتین را با خود میبرد و دوربین مستند صحرایی در ورزشگاه ریورپلاتهی آرژانتین را نشان میداد. وای اگر یکی از این توپهای نادیده به صورت اتفاقی درون دروازهی آرژانتین قرار بگیرد. و اتفاق در دقیقهی سکته، در دقیقهی ۹۰ افتاد. آب سرد بر پیکرهی آرژانتینیها. من دیگر ترانه نخواهم نوشت.
اما این اتفاق پایان ماجرا نبود. کسی که با دست خدا دروازهی انگلیسیهای مغرور را باز کرده باشد، باز هم نشانهای از خدا دریافت خواهد کرد. وقتی از شدت توفان کاسته شد، آرژانتینیها مقابل دروازهی پرو بودند، یک سانتر به چند بازیکن برخورد کرد تا پالرمو پایش را جلوی توپ قرار دهد و توپ راه خود را غلت غلتان به دروازهی خالی پرو پیدا کند. با این گل نه تنها پالرمو در دقیقهی ۹۳ به قهرمان ملی آرژانتین تبدیل شد، بلکه خاطرهی آن سه پنالتی را هم به فراموشی سپرد.
باید در آن نیمهشب سوت و کور ایران بیدار بودید و حس میکردید چه هیجانی داشت وقتی مارادونا بر زمین خیس ریورپلاته از خوشحالی شیرجه زد و ماندگار شد.
آخرین توپ پرو از میانهی زمین بر تیرک افقی دروازهی آرژانتین نشست تا معجزه تکمیل شود.
با برد اوروگوئه در بازی عجیب ۱۰۰ دقیقهای مقابل اکوادور، آرژانتین به یک تساوی در بازی آخر احتیاج داشت تا به دلهره پایان دهد و من مطمئن بودم با نشانهی دقیقهی ۹۳ از وجود خدا، این صعود حتمی است.
اتفاق درسحر پنجشنبه ۲۳ مهر ماه افتاد. بیلسای بزرگ با شیلی اکوادور را شکست داد. تعویض طلایی مارادونا، دقیقهی ۸۴ بازی پر زد و خورد آرژانتین و اوروگوئه را رؤیایی کرد. آرژانتین تکرار اولین فینال جامهای جهانی را برد تا با خیال راحت به جام جهانی قدم بگذارد. جایی که تجربه نشان داده است تیمهای بزرگی که در مقدماتی ناموفقترند، بهتر نتیجه میگیرند.
مرد رؤیاهای آرژانتین آمده است تا بعد از ۲۴ سال اعتبار را به جام جهانی بازگرداند. آیا رؤیای آلبیسلستهها در آفریقای جنوبی ۲۰۱۰ به حقیقت میپیوندد؟ مطمئن باشید تیمی که این روزها به نام آرژانتین در زمین بازی میکند، تیمی نیست که در جام جهانی به مصاف رقیبان قدرتمند خودش میرود. دست مارادونا هنوز رو نشده است. منتظر فتح رؤیا باشید.
و من با خیال راحت، هنوز ترانه خواهم نوشت.






ارسال پاسخ