دنیای عجیب به راه خود میرود
دستهبندی شده در یک تکه نور در اردیبهشت ۱م، ۱۳۸۹، ۲:۱۰ ب.ظ
اتومبیل همسایه را قرض گرفتم، تا نیوجرسی راندم و هویت جسد را برای پلیس شناسایی کردم. دیدن او [خواهرم] در آن حال بسیار شوکآور بود: چنان بیحرکت، دور و مرده، حقیقتاً مرده. وقتی پرسیدند مایلم جسد را برای کالبدشکافی بفرستند، گفتم آن را به حال خود بگذارند. تنها دو امکان وجود داشت: یا به صورت طبیعی از بین رفته بود، یا با خوردن مقداری قرص خودکشی کرده بود، و من نمیخواستم پاسخ را بدانم، زیرا هیچیک واقعیت ماجرا را برملا نمیکرد. بتی بر اثر شکستن دلش مرده بود. شنیدن این اصطلاح برای بعضیها خندهآور است، اما به این دلیل که چیزی از دنیا نمیدانند. آدمها از دلشکستگی میمیرند. این چیزی است که هر روز اتفاق میافتد و تا آخر زمان هم روی خواهد داد.
پل استر / مردی در تاریکی (صفحهی ۱۱۰)




اردیبهشت ۴م, ۱۳۸۹ در ۳:۴۸ ق.ظ
من عاشق این آدمم !
پاسخ به این نظر
اردیبهشت ۷م, ۱۳۸۹ در ۷:۴۰ ب.ظ
چقده که راس گفتش. ادما از دلشکستگی میمیرن
:(
پاسخ به این نظر