گوگوش عزیز، پیش از اینکه این مطلب را بنویسم یک‌بار دیگر آلبوم تازه‌ی شما «حجم سبز» را، که گفته‌اید تغییر نامش از عاشقانه به حجم سبز هیچ ربطی به حوادث ایران ندارد و فقط به علاقه‌ی شما به کتاب سهراب برمی‌گردد، گوش دادم تا شاید دوستش داشته باشم.
نشد، یعنی نتوانستم به عنوان یک اثر متفاوت که حرفی برای گفتن دارد، دوستش داشته باشم. بسیار علاقه‌مند بودم که گوگوش پس از قطع همکاری با مهرداد آسمانی به عنوان آهنگساز و شهیار قنبری به عنوان ترانه‌سرا، باز هم بتواند آثاری چون آخرین خبر، مانیفست و شب سپید خلق کند. اما …
یادم می‌آید چه‌قدر بعضی از هواداران شما که بیشتر به دشمنان شما می‌مانسته‌اند به ترانه‌های شهیار قنبری و بیشتر از آن به ملودی‌های مهرداد آسمانی و نه حتی ملودی‌های او که به خود او تاخته‌اند. امیدوارم وجدانشان آسوده باشد.
اما من اینگونه نیستم، معتقدم انتخاب همکار برای تولید اثر هنری، به خود خواننده مربوط می‌شود. یک دوره همکاری حرفه‌ای پایان پذیرفته تا دوره‌ای جدید آغاز شود.
انتظار من از اردلان سرفراز به عنوان ترانه‌سرای نیمی از آهنگ‌های آلبوم و فرید زلاند به عنوان آهنگساز آن‌ها، بیشتر از آن چیزی بود که در این آلبوم شنیدم. و فکر نمی‌کنم انتظار نابه‌جایی بوده باشد. البته که تنظیم تازه‌ی بابک امینی برای آهنگ قدیمی «من و گنجشکا» به دلم نشست و بعد از آن‌هم «گریه کنم یا نکنم» و «آبی» را که شنیده بودم قوی‌ترین آهنگ‌های این اثر معمولی می‌دانم.
قصد نقد این آلبوم را ندارم، فقط نوشتم تا بگویم این آلبوم را دوست نداشتم، انتظار من از خالقینش خیلی زیاد بود و برآورده نشد، به امید شنیدن آلبوم‌های تازه از شما.

+ اطلاعات آلبوم