دست تو رو گرفتن، آی چه حال خوبی داره

پیاده‌روهای تهران، دیگر با ما هم‌پا و هم‌راه شده‌اند. حالا می‌دانند ما دوستشان داریم، وقتی خلوت باشند. وقتی پر از عاشقانه باشند. مزاحم نیستند. حوصله سر نمی‌برند. حال خوبی دارد کنار تو، وقتی دست‌های هم را بغل کرده‌ایم و از کنار ساختمان‌های قدبلند تهران می‌گذریم که هر چه قد می‌کشند دست‌هایشان به عرش عشق ما نخواهد رسید. خوبی پیاده‌روها این است که وقتی در کنج خلوتشان به تن هم دخیل می‌بندیم و به لب‌های هم بوسه می‌بخشیم، حسادت نمی‌کنند و خجالت نمی‌کشند و قرار نیست ما را به آدمک‌ها لو بدهند. هر چند باید مراقب برادر بزرگ باشیم که چشم‌هایش را در قامت دیوار جا نگذاشته باشد تا عشق را سنگسار کند.
قلم شهیار قنبری، در ترانه‌ی «بوسه‌های پیاده‌رو» حرف مرا زده است. بوسه‌های پیاده‌رو ادای دینی است به تمام پیاده‌روها وقتی دلهره و ترس در لذت عشق‌بازی من و تو غرق می‌شود.
سال نو در کنار تو، زیبا و رؤیایی آغاز شد تا خیال، راحت و آسوده پرواز کند در حضور همیشه‌ی تو.

+ عنوان مطلب از ترانه‌ی «نجاتم بده» سروده‌ی شهیار قنبری