بالاخره امروز به شش سال سختی کشیدن برای تحصیل رشته‌ی نادلخواهم، پایان دادم. انصراف دادن در مراحل پایانی گرفتن مدرک مهندسی حتی اگر مهندسی شیمی نساجی باشد به نظر شاید دیوانگی بیاید اما من آدم مهندس شدن نیستم، هر چه‌قدر هم که خانواده خواست، من نتوانستم. نخواستم ترانه‌سرای تحصیل‌کرده و مهندس باشم. من همین واژه‌سازی و نوشتن را می‌پرستم، اگر دیوانگی‌ست که چه بهتر.
بابت هزینه‌های بالایی که رفته، از خانواده‌ام عذرخواهی می‌کنم و امیدوارم روزی بتوانم جبران کنم محبت بی‌‌نهایتشان را. روزی اگر باشد.
امروز با یک مدرک کاردانی که به لطف واحدهای گذرانده شده به دست آوردم، برای شروع مرحله‌ی دیگری از زندگی باید اقدام کنم، حالا موسیقی و هنر هم باید مرا جدی بگیرد، که به وقتش خواهد گرفت.
پیش به سوی شروع ربع قرن مهم زندگی…