ما تقاص چی رو میدیم؟
دستهبندی شده در موسیقی در بهمن ۲۶م، ۱۳۸۸، ۱۲:۵۹ ب.ظ
بعد از حدود سه هفته در سکوت موندن این وبلاگ، دو خبر خوب موسیقی باعث شد دوباره من چند خطی رو توی وبلاگ بنویسم.
اول اینکه دیروز منتظر انتشار جدیدترین آهنگ داریوش نشستیم و «خونبازی» چیزی فراتر از انتظار من بود. آهنگی که من بهش نیاز داشتم. اطلاعی در مورد ترانهسراش ندارم اما خیلی به دلم نشت:
آخرین سنگر سکوته، خیلی حرفا گفتنی نیست
ای برادرای خونی، این برادری تنی نیست
آهنگ رو میتونید از اینجا دانلود کنید.
و خبر دوم، همترانهگی مهرداد آسمانی و ایرج جنتی عطایی در آلبوم جدید مهرداد بود که پس از شنیدنش با مهرداد تماس گرفتم و او این خبر را تایید کرد. حالا مهرداد پس از «جادوی عشق» که با ترانههای زویا زاکاریان منتشر کرد و دو آلبوم موفق «عکس فروی» و «شب سپید» با جاودانهکلام بزرگ ترانه شهیار قنبری، به گل سرخ ترانه، ایرج جنتی عطایی رسیده است. مهمتر از همه اینکه دور از هیاهو و پس از سکوتی دو ساله از مهرداد، این خبر منتشر میشود. گویا باید منتظر خلق یک اثر درخشان دیگر از ملودیساز آسمانی موسیقی این دیار باشیم. روزهای خوب موسیقی در راه است.




بهمن ۲۶م, ۱۳۸۸ در ۱:۳۲ ب.ظ
خبر خوب خودتی خُب.
مثلن شعر؛ واجآرایی با حرف «خ» :))
پاسخ به این نظر
بهمن ۲۶م, ۱۳۸۸ در ۱:۳۴ ب.ظ
اینجانبه سری تکان میدهد و با خودش زمزمه میکند؛
آخرین سنگر سکوته، خیلی حرفا گفتنی نیست
دوباره به خودش تأکید میکند؛
آخرین سنگر …
پاسخ به این نظر
بهمن ۲۶م, ۱۳۸۸ در ۱:۳۷ ب.ظ
البته من دوست داشتم به جای ترانههای «ایرج جنتی عطایی» در آلبوم تازهی «مهرداد» … بماند.
پاسخ به این نظر
بهمن ۲۶م, ۱۳۸۸ در ۲:۰۴ ب.ظ
کامنتِ چهارم
پاسخ به این نظر
foadsa بهمن ۲۶م, ۱۳۸۸ at ۵:۰۴ ب.ظ
:))
پاسخ به این نظر
بهمن ۲۶م, ۱۳۸۸ در ۷:۳۲ ب.ظ
فواد جان!
در مورد خونبازی باید بگویم که کلاماش از “امیر شجره” و آهنگ از “مهرداد قادری” است. هیچکدام را نمیشناسم البته.
شاد زی
پاسخ به این نظر
foadsa بهمن ۲۶م, ۱۳۸۸ at ۷:۵۴ ب.ظ
ممنون محمود جان از اطلاعرسانیت
پاسخ به این نظر
اسفند ۱۴م, ۱۳۸۸ در ۱۰:۰۱ ب.ظ
من فکر می کنم اگه یک نگاهی به کارنامه ی استاد ایرج جنتی عطایی بکنید بعد برید یک نگاهی هم به کارنامه ی شهیار قنبری بکنید می بینید که واژه ی جاودانه کلام بزرگ ترانه را به جنتی عطایی بدید نه شهیار قنبری ، آخه من نمی دونم چرا الکی به هم لقب میدین .
اصلن ترانه های ایرج قابل مقایسه نیست من نمی دونم تا کی میخواید از شهیار تعریف کنید ؟ ترانه هایی مثل جشن دلتنگی ، گل سرخ ، دریایی ، همسفر ، شب شیشه ای ، باور کن ، سقف ، بن بست ، جنگل ، خونه ، مرد من ، مار در محراب ، وطن پرنده پر در خون، طلایه دار ، پوست شیر ، شب گریه ، آخر قصه ، معجزه ی خاموش ، گل و تگرگ ، برادر جان ،چکاوک ، گل بارون زده ، خانه سرخ است ، مرا به خانه ام ببر ستاره های سربی ، و خیلی های دیگه که ایرج سرودن بسیار سر تر از کارای شهیار هستن حالا بماند که من دو جاودانه ترانه ی شاهکار به نام های فــریاد زیر آب و یــاور همیشه مومن !!! رو نگفتم .
پاسخ به این نظر
foadsa اسفند ۱۵م, ۱۳۸۸ at ۶:۲۱ ب.ظ
دوست عزیز، بنده اولن به هیچکدام از هنرمندان مورد علاقهام، لقب استاد نمیدهم به این دلیل: http://rah-e-man.net/2010/02/19/ostad/ دومن، خودم یک ترانهسرا هستم و فکر میکنم انتخاب ترانهسرای محبوب سلیقهایست. به کسی هم الکی لقب نخواهم داد. از نظر من شهیار قنبری به جایگاهی در ترانه رسیده است که توانایی دارد در هر فضا و با دایرهی واژهگانی وسیع ترانهی تاملبرانگیز و ماندنی بنویسد. از نظر من ایرج جنتی عطایی، ترانهسرای بزرگ و قابل احترامی است به خاطر همهی این ترانههایی که نام بردید و بسیار دیگری که از قلم افتاده. اما اگر بنا به اسم بردن باشد، هست ترانههای خلاقتر و ماندگارتری که به نام شهیار قنبری ثبت شده است. و من با تمام احترامی که برای گل سرخ ترانه قائلم، شهیار قنبری را به عنوان ترانهسرای برگزیدهام انتخاب کردهام.
پاسخ به این نظر
اسفند ۱۵م, ۱۳۸۸ در ۱۰:۱۰ ب.ظ
البته که یک سلیقه است اما این سلیقه را نباید در یک جای عمومی به نمایش گذاشت متاسفانه مدتی است که بلاگ ها جایی برای ابراز احساسات شخصی شده اند به هر ترتیب !
بنا به کارنامه ی درخشان تر است اما در مقایسه ی این دو عزیز ، ترانه ی ماندگار شهیار ترانه هایی مثل : بوی خوب گندم ، نماز ، کودکانه ، مرد تنها ، هجرت ، دلکوک ، نون و پنیر و سبزی ، لا لا لا دیگه بسه ، سفرنامه ، جمعه ، دلریخته و نفس هستند می بینید که با خوش بینی تعدادشون به یازده تا شاید یکی دو تا بیشتر و کمتر برسه
به هر حال اگر شما مثلن بگید که کار جنگجو یا برهنگی یا هیچ کجا عزیزتر از وطن نبود از شاهکار های ترانه هستند !!! من تعجب نمی کنم چون این از خواص طرفداران شهیار قنبری است !
کار تهران خیلی وقته … هم کار “رپ ” جالبیست چون فقط میشه این کار رو بصورت رپ اجرا کرد (منظورم ملودی هست ) اگر کار اجرا شده هم دارید خوشحال میشم بدونم .
پاسخ به این نظر
اسفند ۱۵م, ۱۳۸۸ در ۱۰:۱۹ ب.ظ
داشتم فراموش میکردم که من برعکس شما فکر می کنم من اردلان سرفراز رو هم با واژه ی استاد صدا می کنم با اینکه به جنتی عطایی علاقه دارم ، ضمنن کسی که شایسته ی استادیست را باید بیان کرد این نوعی احترامه نه قهقرا رفتن ! به هر حال تا حالا جایی غیر از اینجا کسی برای شهیار پیشوند یا لقب جاودانه کلام بزرگ ترانه !!! را بکار نبرده بود که بردید ! اسم این رو چی میزارید ؟ قهقرا رفتن ! ، غرق شدگی یا ذئب شدگی در هنرمند مورد علاقه ؟
پاسخ به این نظر
foadsa اسفند ۱۶م, ۱۳۸۸ at ۱۲:۵۷ ب.ظ
اتفاقن بلاگها به وجود آمدهاند برای ابراز احساسات شخصی، چون تنها مکانیست در این مملکت که میشود آزاده در آن حرف زد و شنید و شخصی نوشت.
خوب است که شما تعداد ترانههای ماندگار شهیار را به ۱۱ رساندید با همهی علاقهای که به ایشان ندارید و گمان میکنم ترانهی حرف را هم از یاد بردید، بر اساس سلیقهتان میگویم، وگرنه اگر به سلیقهی من باشد خیلی از جاودانهکلامهای او را از یاد بردهاید. البته میبینید که من به شهیار لقبی ندادهام، بلکه جاودانهکلام را به ترانههای او نسبت دادهام و این واژه مختص من است. لقب شهیار برای من همان بزرگ ترانه است و علاقهمندی من به ترانه به لطف نگاه زیبای او در ترانه بوده است.
متاسفانه من هنوز کار اجرا شدهای ندارم، که در صورت اجرا در همین وبلاگ معرفی خواهم کرد.
در ضمن هیچ هنری، استاد ندارد چون هنر در ذات آدمهاست. آموختنی نیست.
پاسخ به این نظر
اسفند ۱۷م, ۱۳۸۸ در ۹:۳۷ ب.ظ
به شخص شهیار علاقه ای ندارم اما هنرش را دوست میدارم ، شخصیت شهیار از وقتی در ذهن من سقوط کرد که اراجیفی همچون همکاری جنتی عطایی با رژیم اسلامی ، حسادت ایرج به شهیار ! و بد جلوه دادن جنتی عطایی و … از زبان قنبری بیان شد گرچه در گذشته هم به خودش علاقه ای نداشتم .
من اگر علاقه ای به هنر شهیار نداشتم اون یازده تا کار رو نام نمی بردم ،که البته من گفتم یکی دو تا بیشتر یا کمتر که حرف یکی از اونا بود. با ترانه ای مثل لا لا لا لا دیگه بسه زندگی کرده ام ، روحیه گرفتم و “اعتراض” کرده ام …
با این تفاسیر علاقه مندم که شما شاهکارای ایشان را نام ببرید.
پاسخ به این نظر
foadsa اسفند ۱۸م, ۱۳۸۸ at ۱۰:۰۴ ق.ظ
چیزی که شهیار در خارج از هنرش نشان میدهد، باب میل من هم نیست، هر چند نمود دیگری از طغیان و سرکشی درونی شهیار است که جلوهی مناسبی ندارد هر از گاهی. من نیز به آرامش و متانت ایرج جنتی عطایی علاقهمندم و او را ستایش میکنم، و خوشحالم که آهنگساز و خوانندهی مورد علاقهام یعنی مهرداد آسمانی آنقدر خوب با ترانههای زویا و شهیار تا کرده است، که بزرگ دیگری از سرزمین ترانه به نام ایرج به او اعتماد کرده و فرزاندنش را دست او سپرده است.
من شاهکاری از شهیار نام نمیبرم چون انتخاب بین ترانههایی که دوستشان دارم سخت است، اما آنقدر جسارت دارم که ترانهای به اسم «معلم بد» را برای درددل با شهیار نوشتهام http://rah-e-man.net/2008/09/11/moaleme-bad/
صحبت ما بر سر علاقهمندیهایمان است. من واژههای شهیار را به شدت میپسندم و میستایم و شما ترانههای ایرج را. نظرتان محترم، پاینده باشید
پاسخ به این نظر