اسمایلیهای ما
دستهبندی شده در شخصی در بهمن ۴م، ۱۳۸۸، ۱۱:۱۳ ب.ظ
:) :( :(( :)) :* >:D<
اسمایلیهایی هستند که برای من و تو بیشرین کاربرد را در یاهو مسنجر دارند. داشتم فکر میکردم به اینکه چقدر حس این اسمایلیها به ما نزدیک است و چقدر دور. :) :( :(( با این اسمایلیها رابطهی خوبی برقرار میکنم. اما حس میکنم همیشه یک فاصلهی دوری بین ما و این اسمایلیها وجود دارد یعنی :)) و :*، نه اینکه خودمان نخواهیم. اما غریبی میکنند با ما. شاید یک روز برسد که ما هم مثل :)) بخندیم و مثل :* ببوسیم و مثل >:D< در آغوش بگیریم. آن روز کاش نزدیک باشد.





بهمن ۵م, ۱۳۸۸ در ۸:۴۲ ب.ظ
منم امیدوارم اون روز برسه ولی بعید میدونم!!
پاسخ به این نظر
بهمن ۶م, ۱۳۸۸ در ۷:۰۲ ب.ظ
ما به اینا نزدیک هستیم چون خودمون از اینا استفاده میکنیم آره شاید اون حس ما مثل اینا صادق و این قدر آشکار نباشه…ولی کاش میشد تو دلمون این احساس ها رو داشته باشیم و درکشون کنیم نه ظاهر.
پاسخ به این نظر
بهمن ۱۸م, ۱۳۸۸ در ۱۰:۰۹ ب.ظ
اول بگم این پست رو خیلی دوست دارم ، یادم نیست اولین بار کجا خوندموش ، توی گودرم شیر شده بود ، یا یکی برام میلش کرد ولی همین بود خوب یادمه که یهو منو کند و برد به تمام خاطرات بوسه ها و بغل هایی که توی مسنجر فرستادم یا گرفتم و دوست داشتم واقعی بودند ، واقعی و گرم… ولی نبودند و نخواهند شد ، منظورم دقیقا همان بوسه ها و بغل هست که واقعی نخواهد شد . بعد ها بوسه ها و بغل های دیگری واقعی شدند اما آن ها نبودند ، آن بوسه ها که ناگهان توی تنهایی یاهو مسنجر می فرستادم یا که می گرفتم ، درست مثل حس افتادن اولین دانه های باران بود روی صورتم ، دانه هایی که خبر از باران دارند :)
دوم بگم واقعا دلم می خواست این پست و جوابم را توی بلاگم آپ کنم اما چیزی مثل همان حسی که آن روزها نمی گذاشت بوسه ها جان بگیرند اکنون هم نمی گذارد که این پست را توی بلاگ آپ کنم
سوم و آخر اینکه برای هر بوسه وآغوشی یک فرشته وجود دارد که مثل پینوکیو روزی آن ها را واقعی خواهد کرد :) درست مثل پینوکیو با تمام خواستنش و با تمام سختی هایش
پاسخ به این نظر