شعر خسته است
حوصله خسته است
وبلاگ خسته است
من خسته است
سرم گیج می‌رود.
تاریخ نوشتن این مطلب شده ۲۰۱۰/۰۱/۱۰ به نظرم جالب است. قرار بود دل تنگ نشود که شده است، اما دل لج‌باز است و سرسخت و بدبخت. قرار بود شعر طولانی‌ای بنویسم در ستایش چشم‌های آن دخترک فال‌فروش توی مترو که گریه‌ی متمایل به آسمان بود و ما به جای مترو او را در پارک ملت دیدیم. این شعر سه قسمت داشت و تا این لحظه از بس قلم خسته بوده حتی یک کلمه از آن نوشته نشده است و احتمال می‌رود که سناریوی آن ننوشته کات شود. راستی چرا من هر وقت شاعر نیستم، خسته‌ام؟