از همان بچگی برای ما قصه‌ی زندگی علی‌وار را تعریف می‌کردند. بود و نبودش گردن آن‌هایی که برای ما این قصه را تعریف کردند. قصه چه بود؟ مهم نیست، به هر روی هر کس قصه‌ای دارد. ما کم کم از چیزی که نامش را مذهب گذاشته بودند دور شدیم و عده‌ای به خیال خودشان نزدیک.
اما، در این میان قصه‌ی مرد خوبی هم بود که زندگی‌اش بی‌شباهت به زندگی علی‌واری که برای ما تعریف کردند، نبود. آیت‌الله حسین‌علی منتظری، بزرگی از تبار تن‌هایی‌ها. بزرگ بودی که گوشه‌نشینی‌ات را خواستند و تو سکوت نکردی، سکوت نکردی تا اشک با واژه واژه‌ی این نوشته‌ی من باشد.
ما هم روزی اگر باشد، برای فرزندانمان قصه‌ی زندگی منتظری‌وار را خواهیم گفت. ما مرد بزرگی که تن‌ها بود و تن‌های‌مان نگذاشت را فراموش نخواهیم کرد.
روحت شاد …