این که خشونت بد است و جواب خشونت را با خشونت دادن فاجعه را نوشته‌اند و نوشته‌ایم و نوشته‌ام. چند روز پیش در حال رانندگی بودم و به حکم اعدام اجرا شده‌ی اخیر فکر می‌کردم. به آدم‌هایی که برای جلب رضایت خانواده‌ی قربانی تلاش کردند و به رضایت هم رسیدند و به خانواده‌ی قربانی که در ضمن اعلام رضایت به انتقام می‌اندیشیدند.
می‌گویند قانون، قانون است.  همین آدم‌های مدعی دفاع از قانون، به یک قبض جریمه‌ی پلیس که می‌رسند از همه‌ی عالم و آدم طلبکارند.  از چراغ قرمز رد می‌شوند و کمربند ایمنی را نمی‌بندند. اما از یک جریمه‌ی مالی جزئی فرار می‌کنند. اما به سنگسار و اعدام که می‌رسیم، همه قانون‌مند می‌شوند و به مجازات معتقد. حال آن‌که همان عبور از چراغ قرمز می‌تواند سرانجامی تلخ داشته باشد.
در این مملکت همه‌چیز گویا برعکس است. پیش‌گیری و بخشش غیرقانونی و خون‌ریزی قانونی است. نمی‌دانم، فکر می‌کنم سرمشق بچه‌ها باید به «خشونت بد است» تغییر کند …

+ بی‌ربط به موضوع نیست، وبلاگی  به نام «مملکته داریم؟»