«هفته‌های بی‌جمعه»

هفته، هفته نیست بی‌تو
بی‌جمعه‌ی آزادی
از جمعه‌ای که رفتی
این دل ندیده شادی
بعد از تو حدیث ِ عشق
تو دام ِ سقوط افتاد
نیستی ببینی جمعه
اینجا پُره از بی‌داد
خانواده‌ی شنبه
خط زد اسمتُ جمعه!
بدبختی ِ ما کم بود
این بار تو شدی قرعه

نیستی ببینی ای یار، از جمعه‌ای که رفتی
هفته‌های بی‌جمعه، می‌گذره به چه سختی

باز بختک ِ استبداد
روی تن ِ ما افتاد
باز هفته‌ی تحمیلی
به نبود ِ تو تن داد
شب تابیده رو خورشید
آسمون پُر از وهمه
دیکتاتور که چیزی از
آزادی نمی‌فهمه
شاید که تو می‌آیی
جمعه‌ی همین هفته
آزادی تو دست ِ ما
ملی شدن ِ نفته

نیستی ببینی ای یار، از جمعه‌ای که رفتی
هفته‌های بی‌جمعه، می‌گذره به چه سختی

(۲۳ شهریور ۱۳۸۸)