گفتوگوی اینترنتی با مهرداد آسمانی – قسمت سوم
دستهبندی شده در موسیقی در مرداد ۳م، ۱۳۸۸، ۹:۳۸ ق.ظ
من پیشنهادی دارم برای همهی هنرمندانی که این روزها کاری جز حمایت از مردم ایران ندارند. من پیشنهاد میکنم اگر میخواهیم در کنار بچههای میهن باشیم و تاریخ، روزی از این رخداد بزرگ در جهت کمک به آزادی میهن یاد کند، با اعلام تاریخ مشخص همه به ایران بیاییم.
فکرش را بکنید که رسانهها اعلام کنند که یک هواپیما در این تاریخ در فرودگاه تهران به زمین خواهد نشست که در این هواپیما هنرمندان محبوب مردم ایران حضور دارند. برای قرار گرفتن در صف اول تظاهرات آزادیخواهان و برای مبارزه با ظلم و ستم به ایران سفر کردهاند و همهی خطرهای احتمالی را به جان خریدهاند تا در کنار مردم باشند.
من به شما قول میدهم هیچ حرکتی و ضبط هیچ ترانهای به اندازهی این حضور آزادیخواهانه تاثیر نخواهد داشت. این زیباترین و صادقانهترین و مردمیترین حرکتیست که هنرمندان دور از وطن برای مردمشان و برای آزادی میهنشان میتوانند انجام دهند.
من گمان نمیکنم هنرمندان هیچ کجای جهان سکوت میکردند و به صف مبارزاتی مردم کشورشان نمیپیوستند. شک ندارم که هنرمندان همه جای جهان با استفاده از شهرت و محبوبیت و خلاقیتشان میتوانند مهمترین نقش را برای آزادی میهنشان بازی کنند.
پیش از این دو قسمت از گفتوگوی اینترنتی با مهرداد آسمانی را خوندهاید (قسمت اول – قسمت دوم). قسمت سوم و پایانی این گفتوگو در ادامه میآید، با آرزوی موفقیت برای مهرداد آسمانی و همهی کسانی که در این گفتوگو همراه ما بودند. نسخهی پیدیاف این گفتوگو را از اینجا دریافت کنید.
آنسه امیری – وبلاگ دلکده:
آنسه: در مقایسه با سالهای گذشته، تولید موسیقی در خارج از ایران سیر نزولی داشته که دلایل مختلفی هم برای آن ذکر میشود، پرسش من این است که عواقب این سیر نزولی به کجا خواهد انجامید؟
مهرداد: حتمن تولید موسیقی در خارج از کشور سیر نزولی داشته. عوامل این سیر نزولی اول سایتهای دانلود موسیقی، دوم کاپی قاچاق و سوم تولید بد و یا متوسط توسط کسانی که این کار را به خوبی بلد نیستند، است. آیندهی درخشانی در انتظار موسیقی خارج از کشور نخواهد بود.
تولید کمپانیهای موسیقی تقریبن به صفر رسیده، آلبوم هیچ هنرمندی را نمیخرند، چرا که قدرت خریدشان با توجه به درآمد تقریبن صفرشان کم شده. وقتی کمپانی قدرت خرید نداشته باشد آوازخوان، شاعر و آهنگساز نیز قدرت تولیدشان را از دست میدهند. اگر کار تازه هم تولید میشود حتمن هزینهاش را خود آوازخوان تقبل میکند و هیچ درآمدی نیز از تولید اینکار ندارد، فقط تلاش میکند ویترین کار هنریاش را تازه نگه دارد.
آوازخوان باید با اجرای چندین کنسرت تازه، به بخشی از پولی که خرج کرده برسد. حالا خودتان حدس بزنید با توجه به هزینهی سنگینی که برای زندهگی روزمره لازم است کار به کجا خواهد کشید!؟
به نظر میرسد هنرمندان باید در کنار کار هنریشان به کار دیگری نیز بپردازند تا بتوانند با کسب درآمد از کار دوم، زندهگی کنند و با درآمد کنسرتها به ضبط آلبوم بپردازند. از بین بردن موسیقی در غربت همان طرحیست که چندی پیش عرض کردم توسط نظام مردمکُش پیاده شد و شک نکنید وقتی خیالشان از بابت تولید خارج از کشور راحت شد، هنرمندان داخل کشور را هم سروقت سرکوب خواهند کرد.
وقتی موسیقی در غربت را بهکلی نابود کردند آنوقت نیازی هم به تولید داخلی نخواهد داشت و هر کسی که اسم ترانه و موسیقی پاپ را بیاورد را سنگسار خواهند کرد.
تنها راه نجات موسیقی در غربت، مقابله با سایتهای دانلود و آگاه کردن مردم از عواقب کاپی غیرمجاز و زیانهایش برای هنرمندان خواهد بود. امیدوارم با همت هنرمندان و مردم از این راه سخت گذر کنیم.
آنسه: آیا ضبط ترانههای ملی- میهنی و ترانههای سیاسی در شرایطی که اینک در آن قرار گرفتهایم میتواند در حمایت از بچههای ایران موثر باشد؟ هنرمندان ما در چنین شرایطی باید چه کاری انجام بدهند که فقط اینکه بگویند «او هم کاری کرده است» نباشد، چه کاری باید انجام بدهند که نامشان بهعنوان یک هنرمند متعهد و تاثیرگذار در تاریخ ثبت شود؟ و هنرمندان هر کشوری بهجز ایران، اگر چنین اتفاقی برایشان میافتاد چه کار میکردند؟
مهرداد: ضبط ترانههای آزادیخواهانه یکی از راهکارهای حمایت از بچههای ایران است. گفتم که باید ترانههایی باشند که برای نظام تولید خطر بکنند، ترانههایی که درد دل امروز بچههای میهن باشد.
اما من پیشنهادی دارم برای همهی هنرمندانی که این روزها کاری جز حمایت از مردم ایران ندارند. من پیشنهاد میکنم اگر میخواهیم در کنار بچههای میهن باشیم و تاریخ، روزی از این رخداد بزرگ در جهت کمک به آزادی میهن یاد کند، با اعلام تاریخ مشخص همه به ایران بیاییم.
فکرش را بکنید که رسانهها اعلام کنند که یک هواپیما در این تاریخ در فرودگاه تهران به زمین خواهد نشست که در این هواپیما هنرمندان محبوب مردم ایران حضور دارند. برای قرار گرفتن در صف اول تظاهرات آزادیخواهان و برای مبارزه با ظلم و ستم به ایران سفر کردهاند و همهی خطرهای احتمالی را به جان خریدهاند تا در کنار مردم باشند.
من به شما قول میدهم هیچ حرکتی و ضبط هیچ ترانهای به اندازهی این حضور آزادیخواهانه تاثیر نخواهد داشت. این زیباترین و صادقانهترین و مردمیترین حرکتیست که هنرمندان دور از وطن برای مردمشان و برای آزادی میهنشان میتوانند انجام دهند.
من گمان نمیکنم هنرمندان هیچ کجای جهان سکوت میکردند و به صف مبارزاتی مردم کشورشان نمیپیوستند. شک ندارم که هنرمندان همه جای جهان با استفاده از شهرت و محبوبیت و خلاقیتشان میتوانند مهمترین نقش را برای آزادی میهنشان بازی کنند.
آنسه : مهرداد جان! شما هنرمندی هستید که در جنگ ایران و عراق برای وطنتان جنگیدید که این سبب بالاتر رفتن ارزشهای انسانی شماست، چون فقط حرف نزدید، بلکه مردانه وارد میدان کارزار شدید و از خاک سرزمینتان در مقابل دشمن دفاع کردید. و نیز هنرمندی هستید که از همان آغاز کار هنریتان همیشه در صحنهی فعالیتهای سیاسی حضور داشتید و نه فقط در شرایط ویژه برای وطنتان و مردمتان ترانه خواندید و فعال بودید، بلکه کار هنریتان را همیشه به همین روال پیش بردید و در بیشتر تجمعات و گردهماییهای سیاسی حضور داشتید. از دیدگاه هنرمندی مثل شما که عشق به وطناش را به شکل عملی نشان داده، بهتر است چه نوع تفکری بر ایران حکومت کند؟
مهرداد: وقتی از جنگ ایران و عراق حرف میزنید به یاد جوانانی که از خاک میهنشان و از ناموسشان دفاع کنند و به یاد مادران داغدار و بچههای یتیم، این همه مفقودالاثر، این همه معلول جنگی میافتم که برای خاک وطنشان چه کردند. من اصلن کاری نکردم که خودم را وطنپرست بنامم. سالها پیش جوانان وطن با خونشان از خاک وطن دفاع کردند و امروز با خونشان باید از حق خودشان دفاع کنند. انگار سرنوشت جوانان ایران و مادرانشان خوندادن و داغداریست!!
کمترین حق مردم ایران آزادیست. کشور تکحزبی، حتمن کشور آزادی نخواهد بود. باید احزاب آزادانه حق فعالیت و اظهار نظر داشته باشند. باید نمایندهگان واقعی مردم در راس کار قرار بگیرند. باید ادیان حامی حقوق واقعی مردم باشند و رهبرانشان که مورد اعتماد مردم هستند. چشمشان را به روی حقیقت نبندند تا مبادا کسی به نام دین و خدا به حقوق مردم تجاوز کند. دین را وسیله نکند تا حق نفس کشیدن را از مردم سلب کند.
باید همانند تمامی کشورهای پیشرفتهی جهان آزادی رسانههای تصویری و نوشتاری را در کشورمان تجربه کنیم. زندانها را فقط برای کسانی که به حقوق مردم تجاوز میکنند بسازند نه برای کاربلدان و روشنفکرانی که هدفشان خدمت به کشور است. بیکاری و اعتیاد را ریشهکن کنیم با شناخت و کشف استعدادهای سرشاری که میتواند برای کشورمان افتخار بیافریند، امکان رشد اقتصادی و فرهنگی برای کشورمان فراهم کنیم.
با کشتار مردم و سرکوب استعدادها هرگز به روشنایی نخواهیم رسید.
آنسه: شما انسان بسیار متواضعی هستید که میگویید کاری برای وطن نکردهاید درحالیکه شما هم جزو همان جوانانی بودید که با حضورتان در جبههی جنگ از خاک میهنتان و از مردمتان دفاع کردید و این عمل شما بسیار ارزشمند است چرا که در رهایی ایران از دست دشمن و دفاع از خاک میهنتان بهطور مستقیم و عملن سهیم بودهاید و نه فقط با حرف و کلام.
آیا فکرمیکنید پیروزی یا حضور آقای موسوی، سبب تغییرات اساسی درسیستم حاکم بر ایران خواهد شد؟ یا اینکه آقای موسوی بهانهای برای دهنکجی مردم به نظام حاکم است؟
مهرداد: انتخاب و یا حضور آقای موسوی هیچ تغییر اساسی در کشور بهوجود نخواهد آورد. آقای موسوی هیچ حرکتی خلاف نظام جمهوری اسلامی نمیتواند بکند. تصمیم گیرندهی نهایی رهبر است که با حمایت سپاه پاسداران و بسیج و شورای نگهبان، عملن هیچ اختیاری را به رییس جمهور نخواهد داد و اگر خلاف نظر رهبری حرکت کند حتمن به تیر غیب گرفتار خواهد آمد.
به یاد داشته باشید که آقای موسوی نیز خودش از حامیان نظام است و در سخنرانیهایش بارها شنیدهاید که خود را مطیع رهبر میداند و این یعنی احمدینژاد یا هر کس دیگر. پس تفاوت زیادی بین آقای احمدینژاد و آقای موسوی نمیبینم و به نظر میرسد که مردم جان به لب شدهاند و به زبان و روش خودِ نظام دارند با این نظام مبارزه میکنند.
وقتی میگویم به زبان خودشان یعنی اینکه حرفی از تغییر نظام نمیزنند، مرگ بر جمهوری اسلامی نمیگویند و یکی از خودشان را انتخاب کردهاند و میجنگند. این هوشمندانهترین نوع مبارزه با رژیمیست که با شمشیر دین و مذهب گردن میزند، به هیچکس هم رحم نخواهد کرد، خدا را وسیله میکند و گردن میزند.
پس به نظر میرسد مردم برای شروع مبارزه میدانند چه میکنند و زبان این رژیم را بلدند.
آنسه: به نظر شما ایرانیان مقیم خارج از کشور در این سالهای غربتنشینی، رهبری که به او اعتقاد داشته باشند را در خارج از ایران پیدا کردهاند؟
مهرداد: متاسفانه در خارج از کشور به دلایل متعدد هیچ چهرهی موجهی برای رهبری وجود ندارد که اکثریت مردم به او اعتقاد داشته باشند و از او پیروی کنند. چند دستهگی یکی از عواملیست که باعث شده اتحاد ملی در خارج از کشور بهوجود نیاید.
مهمترین بخش این قضیه اینجاست که هیچکس موافق نظام فعلی نیست اما اتحادی هم در کار نیست. ناامید شدن مردم از چهرههای سیاسی، عدم اعتمادشان به رسانهها، هنرمندان و سرخوردهگی از کسانیکه بارها و بارها وطن را دکانی برای درآمد بیشتر کردند، باعث شده مردم به هیچکس اعتماد نکنند، درحالی که کسانی بودند که میتوانستند گزینهی خوبی برای این رهبری باشند تا مردم، رسانهها و هنرمندان را هدایت کنند، اما به دلیل همان چند دستهگی هیچوقت این اتفاق نیفتاد.
این درحالیست که اتحاد ملی در خارج از کشور میتوانست کمک بسیاری به جنبش آزادیخواهی در ایران بکند. شاید تجربهیغربتنشینی را نداشتیم و شاید هم غرور بیشاز حد باعث این چند دستهگی در بین غربتنشینان شد.
آنسه: آیا از دیدگاه شما بازتابهای محافظهکارانه توسط مردم و رسانهها و هنرمندان در خارج از کشور مشاهده شده است؟
مهرداد: حتمن دیده شده. به نظر میرسد ترس از نظام در خارج از کشور بیشتر از داخل دیده میشود، از رسانههای تصویری گرفته تا هنرمندان و مردم. البته باید عرض کنم درصد قابل توجهی هم هستند که با جان و دل برای مردم و کشورشان دل میسوزانند. رسانههایی هستند که حقیقت را میگویند و ایرانیهایی هم هستند که با جان و دل به تظاهرات میروند و میخواهند صدای فریاد مردم داخل کشور باشند.
دلایل این محافظهکاری نیازمند بحثی مفصل است که حتمن روزی به آن خواهیم پرداخت. اما من گمان میکنم مردم داخل کشور راهشان را پیدا کردهاند و با تبلیغات غلط یا گمراهکننده از مسیرشان خارج نمی شوند.
اگر روزی منافع شخصی را فدای منافع ملی کردیم، باید جشن بزرگی برپا کنیم و مطمئن باشیم قدمی بزرگ رو به آزادی کشور برداشتهایم.
این محافظهکاری که شما بهدرستی به آن اشاره کردید نشات گرفته از منافع شخصیست که مردم ایران هم بسیار هوشمندانه به آن پی بردهاند.





ارسال پاسخ