مراقب باش جانت را فدای چه کسی میکنی
دستهبندی شده در سیاست در خرداد ۳۱م، ۱۳۸۸، ۳:۴۳ ب.ظ
روی سخنم با خودمان است، به هر حال آنهایی که رو در روی ما قرار میگیرند دانسته و ندانسته و فریاد «جانم فدای رهبر» سر میدهند، از ما هستند. خودی و غیر خودی نداریم. همه خود ماییم. شمایی که باتوم به دست گرفتهای و نه قدرت خودت بلکه قدرت باتومت را به رخ مردم میکشی، تا وقتی که دستانت به خون مردم آلوده نشده از مایی اما رفیق نیستی. تا وقتی با باتوم و گاز اشکآور رفیقی، رفیق نیستی. میتوانی از ما باشی اگر با مردم آشتی کنی و با خشونت قهر. آنکه دستش به خون مردم آلوده شد، تکلیف مشخصی دارد.
اما عدهای هستند که مردم را دوست دارند اما ذهنهایشان دائم فریاد میزند «جانم فدای رهبر». دوست دارم به عزیزانی که حاضرند جانشان را فدای یک شخص خاص کنند، فرقی نمیکند اسم این شخص خاص چه باشد، بگویم که ارزش جان آدمها برابر است. دیگر همهمان میدانیم خون هیچکس رنگینتر از شخص دیگری نیست. برتری علمی، مذهبی، سیاسی و هر چیز دیگری، جان را ارزش بالاتری نمیبخشد.
ببین، مردمی که این روزها به خیابان میآیند و اعتراض میکنند، جانشان را سپر بلای خودشان کردهاند. معتقدند حقی از آنها دزدیده شده است، بنا بر حق قانونی دیگری به خیابان آمدند اما جوابشان شد خشم و زور و گلوله. آنها برای حقشان ارزش قائلاند. نیاز به مرید و پیشوا هم ندارند. آنها خود میدانند که برای چه به خیابان میآیند. اما رهبر شما گفته است، مسئولیت جان هر کسی پای خودش است. به هر حال هر کس که بر مسند قدرت مینشیند دوست دارد از زیردستانش زهر چشم بگیرد. اما شما که قرار است جانت را فدای رهبر کنی، بدان او مسئولیت جان تو را هم بر گردن نگرفته است. انسانیت در همین حوالی پرسه میزند. کافیست آنرا چنگ بزنی، جان تو ارزش دارد، جان همهی ما به اندازهی هم ارزش دارد. هیچکس بر دیگری برتری ندارد. مراقب باش جانت را فدای چه کسی میکنی…






ارسال پاسخ