برای تحمل روز سیاه، به تو فکر میکنم
دستهبندی شده در انتخابات ۸۸, سیاست در خرداد ۲۳م، ۱۳۸۸، ۶:۱۷ ق.ظ
این ساعتهایی که گذشت بیدار بودم، بیدار بودیم ما، همهی کسانی که تغییر را برای ایران خواستیم و امید را برای سبز بودن. و چقدر سخت بود لحظه به لحظه اضافه نشدن آراء شیخ و ثابت ماندن اختلاف میان آراء محمود احمدینژاد (که از همان ابتدا میلیون، میلیون به رایهایش افزوده بودند) و میرحسین موسوی.
همهی این ثانیههایی که به سختی گذشت و خواهد گذشت، روز سیاه را باید به شب سپید مبدل کند آنگاه که ما خواستیم بهای آزادی آدمی از مزد گورکن اگر بیشتر نمیشود با آن برابر باشد.
چه کسی باور میکند ۶۵ درصد این مردم این سرزمین به دروغ آری گفتهاند و کمتر از یک درصد دغدغهشان حقوق بشر و تغییر است؟ آنقدر قحطی وجدان آمده که آراء باطله برابر با صفر است و هیچکدام ککشان نمیگزد.
اما من و تو که میدانیم دیروز، آن سیل عظیم انسانی که راه افتاد برای نه گفتن به چه کسی بود. این روزها روزهای سیاه و تلخ و پرحادثهایست. خبرهای خوشی نمیآید اما امید هنوز زنده است، شب سپید در راه است.






خرداد ۲۳م, ۱۳۸۸ در ۶:۴۹ ق.ظ
دمت گرم، امشب رو یادم نمیره که بیدار موندیم… هیچ وقت.
پاسخ به این نظر
خرداد ۲۳م, ۱۳۸۸ در ۱۱:۱۵ ق.ظ
بازنده حتمی انتخابات:مردم ایران
پاسخ به این نظر
خرداد ۲۳م, ۱۳۸۸ در ۱۱:۵۳ ق.ظ
دوستان
اگر توی خونه هامون بنشینیم یعنی این حق ماست که الف نون رئیس جمهور ما بشه! همه به پشت بامها بیاییم و شعار بدهیم. امروز باید کاری کنیم. به همهٔ دوستان خود اطلاع دهید.
پاسخ به این نظر