می‌نویسم در میان همه‌ی این نوشتن‌های نامربوط به من و تو، اعتراف می‌کنم که دوست داشتن تو از هر سیاستی دلنشین‌تر است. وقتی با این همه فاصله‌ی لعنتی نزدیک منی مثل نفس، که هر دم و بازدمی در بوسه‌های تو خلاصه می‌شود. آغوش مرا اندازه کن با تنت، من به این تبانی عاشقانه رای می‌دهم که به سقوط در قهقرای عریانی منجر خواهد شد. آینه‌ی چشم‌هایت حال و روز مملکت خیال من است. مست و خراب و ویران بغض تو، وقتی که می‌شکند بر گونه‌های من. انگار جز خواب دیدن رؤیای تو، هیچ تکلیفی بر من واجب نیست.

+ عنوان از ترانه‌ی «شطرنج» سروده شده در تاریخ ۲۷ آذر ۱۳۸۷