علیرضای عزیز من رو دعوت کرده به بازی عکس‌های دوران کودکی. هر چند به گواه شاهدان و ناظران هیچ‌کدام از عکس‌های دوران کودکی من قابل قیاس با دوران حاضر نیستند. اما به هر حال بنده هم دوران خوشی داشته‌ام آن روزها. شاعر می‌فرماید:

منُ ببر به کودکی
به قصه‌های الکی
به دنیای قشنگی که
یکی بود و نبود یکی

در عکس زیر گویا قصد خوردن عکاس با چشم‌های من بوده است.

در دو عکس زیر نکته‌ی قابل توجه، گردنبند قیمتی اینجانب می‌باشد که دهن من را آب می‌انداخته است.

و این عکس هم در سن ۴ سالگی بنده را مشتاق به تغییر جنسیت نشان می‌دهد.

در آخر از میلاد، احسان، فرشاد، افیون و مهران دعوت می‌کنم که این بازی رو ادامه بدن.