لوله‌ی این تفنگا رو، پُر کردن از گل کاغذی
اینو اونا می‌گن نه من، یه وقتی دست تکون ندی
من می‌گم توی هر کدوم می‌گن توی هرکدومش، یه گوله نیست خیابونه
یکطرفه، پر زد و خورد، خلاصه که خونریزونه
دستتو دستاتُ از جیب در نیار، یکدفه اشتباه می‌شه
تو هم از این زمین بری، مشت کسی وا نمی‌شه
آسه برو، آسه بیا، چیزی نگو، کاری نکن
بخور، بخواب، سگدو بزن، یه جوری از ریشه و بُن
لوله‌ی این تفنگا رو، تازه خریدن به خدا
یه نابغه زاویه‌شو، کرده مماس با استوا
می‌خوان یه کاری بکنن، نسل سگا رو بردارن
اما فقط یه عالمه آدم توی خاک می‌کارن
گوش کن ببین که چی می‌گه، فلان رئیس تو کنفرانس
اصلاً مهم نیست بچه‌ای، که می‌فروشه کیک و آدامس
دنیا باید قشنگ بشه، با حرفای صد تا یه غاز
چه عیبی داره جغد شب، صبح بکنه چشماشو باز با حکم جغد شبی که، زخمیه از صدای ساز
لوله‌ی این تفنگا رو ساختن با زحمت زیاد
چه ربطی داره به شما، حتی اگه به صلح نیاد

(پاییز ١٣٨۶)

بعدنوشت: با تشکر از احسان مصلحی