این مدرسه استاد ندارد
دستهبندی شده در اجتماعی, اینترنت در دی ۶م، ۱۳۸۷، ۴:۰۱ ب.ظ
ماجراهای اخیر اتفاق افتاده پیرامون فرندفید، نوشتنهای پی در پی در مورد اینکه فرندفید قبلترها بهتر بود و حالا بدتر است. اکانت پاک کردنهای متوالی (نمی گویم بیمورد چون هر کس برای خودش یک دلایلی دارد که به من مربوط نمیشود) اما وقتی میبینم عدهای از تمام شدن فرندفید حرف میزنند یا به هرز رفتن آن، دلم میگیرد.
به عنوان یک عضو کوچک از جامعهی ایرانی فرندفید که از همان اوایل شکلگیری این جامعه عضو آن بودهام، درست از همان موقعی که امکاناتی که نداشت مرا به سختی جذب میکرد. میخواهم بدانم مگر فرندفید شروع شده بود که تمام شود؟ اصلآ برای چه چیزی شروع شد؟
اتفاقات زیادی در این مدت در فرندفید رخ داده است. من آدمی نیستم که حسرت دوران از دست رفته را بخورم، یادآوری میکنم اما در جریان است. زندگی آنلاین هم مثل زندگی آفلاین میگذرد. اما یک فرقی هست. یک تفاوتی باید داشته باشد. این زندگیها. زندگی مجازی و آنلاین آزاد است. این آزادی برای ما که درکش نکردهایم تمرین است. بارها این را گفتهام اما تکرارش ضرری ندارد. ما در حال تمرین دموکراسی و آزادی هستیم.
فرندفید چه با حضور من و شما و چه بدون حضور من و شما در جریان است. اما اتفاق بزرگی که افتاده است نزدیک کردن دوستیهاست. اگر به این اتفاق فکر کنید میفهمید که اتفاق بزرگیست. حتی آنهایی که از فرندفید رفتهاند برای من دوستان خوب و ماندگاری شدهاند. پس فرندفید وسیله است، وسیلهای برای محکم کردن دوستیها.
متاسفانه بعضی از ما ایرانیها نمیدانیم چه میخواهیم. فقط میدانیم یک چیزهایی میخواهیم. میدانیم دموکراسی خوب است اما تا اونجایی که ما صلاح بدونیم برای دیگران. اکثر ماها سانسورچیهای قدری هستیم. خب در سیاست، در فرهنگ، در اجتماع اینگونهایم. آزاد هم نیستیم اما اکنون به یک آزادی مطلقی رسیدهایم که تمامی امکانات را برای ما فراهم کرده است. میتوانیم دوست داشته باشیم. تبادل نظر کنیم. متنفر باشیم. محو کنیم. بلاک کنیم. اما متأسفانه ما حریصیم. همه چیز را میخواهیم و در عین حال نمیخواهیم.
چرا وقتی میتوانیم فرندفید را برای خودمان بهینه کنیم، این کار را انجام نمیدهیم ولی به زمین و زمان و تمام کاربران و فلسفهی وجودی فرندفید ایراد میگیریم؟ این «مدرسهی علوم انسانی» را چرا درک نمیکنیم. گزینههای لیستسازی، لایک، کامنت، هاید، بلاک و … برای چه در نظر گرفته شدهاند؟
چرا فکر میکنیم خارجیها الگوی مناسبی میتوانند برای ما باشند. این اشتباهیست که تاریخ ایران بارها به خود دیده است. شاگردان این مدرسه خود استاد میتوانند باشند. این مدرسه مدیر و معلم و ناظم ندارد. این مدرسه استاد ندارد. شاگرد باید هوشمند باشد و نکتههای دلخواهش را بگیرد.
من نوعی، سررشتهام شعر و ترانه و طنز است، خب چیز دیگری بلد نیستم البته تا جایی که کارم راه بیفتد بلدم. بعضیها متخصص عکسند. بعضیها متخصص آیتی. بعضیها درک سیاسیشان بالاست. از تمام آدمها در فرندفید موجود است. من خودم به شخصه کلی چیز یاد گرفتهام و استفادهها بردهام. درست مثل همین وبلاگ. فرندفید فصلهای زیادی را نگذرانده است یک بهار خوب داشته است، یک تابستان خوب، یک پاییز خوب را تمام کرده است و وارد یک زمستان خوب شده است.
بدانید از این زندگی در جریان چه میخواهید، مطمئنآ میتوانید استفادهی بهتری از آن بکنید. به احترام تمام آنهایی که در فرندفید عضو بودهاند، عضو هستند و عضو خواهند شد از جا برمیخیزم. اختلاف نظرها و عصبانیتها در همهی جامعهها اعم از آزاد و غیر آزاد وجود دارد اما این دلخوریها نباید باعث شود دوستیها از بین برود. به قول آرش کمانگیر عزیز حرف میزنیم، همهی آنهایی که اکانتشان را پاک کردهاند برای من کوچک عزیزند، چه دیگر به فرندفید برنگردند، چه برگردند که قدمشان روی چشم.
مرتبط:
+ فرندفید تمام شد
+ فرندفید شش ماه پیش
+ فرندفید زنده است
+ فرندفید، زنده یا مرد! مسئله این نیست.
+ فرندفید ما و فرندفید آنها




دی ۶م, ۱۳۸۷ در ۵:۰۸ ب.ظ
موافقم. خیلی از ما هنوز نمی دونیم چی میخواهیم و انتظاراتمون چیه. بعضی ها سرگردانند بعضی ها هدف دار و بعضی ها سردرگم! در این جامعه قدم می زنند. من که از طنازی ها و شعرهای ات لذت می برم :)
پاسخ به این نظر
foadsa دی ۶م, ۱۳۸۷ at ۵:۱۵ ب.ظ
ممنون محسن جان، این ندانستن خیلیها را آزار میدهد. من می دانم چه میخواهم و شکایتی ندارم، آنها که سردرگمند دائم در حال شکایتند.
پاسخ به این نظر
دی ۶م, ۱۳۸۷ در ۷:۱۶ ب.ظ
[...] این مدرسه استاد ندارد [...]
دی ۶م, ۱۳۸۷ در ۷:۳۲ ب.ظ
درسته دقیقا
پاسخ به این نظر
دی ۶م, ۱۳۸۷ در ۸:۰۹ ب.ظ
عالی بود فواد جان کاملا باهات موافقم ! ما ها گاهی تکلیفمون با خودمون معلوم نیست و برای هر چیزی دنبال بهانه و تصیر کار میگردیم. الحق که گل گفتی . موفق باشی
پاسخ به این نظر
دی ۶م, ۱۳۸۷ در ۹:۲۰ ب.ظ
اوهوم
موافقم
همیشه زنده و در جریانه
اونایی که درگیر حاشیه هاش می شن
یا به فرعیاتش توجه می کنن
فقط فرصت از دست می دن و وقتشون رو تلف می کنن
پاسخ به این نظر
دی ۶م, ۱۳۸۷ در ۹:۵۰ ب.ظ
موافقم که خیلی احتیاج داریم که تمرین دموکراسی کنیم و ایرادهای خودمونو برطرف کنیم. ما هرکدوممون یه دیکتاتور کوچیک داریم که از خونواده یا اجتماعمون گرفتیم و کمتر پیش اومده که در به فضای باز به چالش بکشیمش.
پاسخ به این نظر
دی ۶م, ۱۳۸۷ در ۱۰:۵۹ ب.ظ
ما انسان ها فقط بلدیم شعار آزادی بدیم همین که پامون به یه جای نسبتا آزاد باز شد خودمون شروع میکنیم به اعمال محدودیت و دوباره روز از نو روزی از نو. به نظر من ایرانی و غیر ایرانی هم نداره ویژگی انسان بودنه
پاسخ به این نظر
دی ۶م, ۱۳۸۷ در ۱۱:۳۶ ب.ظ
نظر منو خوندی، به هر حال، موافقم یک جاهایی، مخصوصا اون نکته که باید یاد بگیریم بدون معلم و ناظم، خودمون راهو پیدا کنیم. این خیلی خیلی مهمه!
پاسخ به این نظر
دی ۷م, ۱۳۸۷ در ۱۲:۳۲ ق.ظ
:)
پاسخ به این نظر
دی ۷م, ۱۳۸۷ در ۸:۲۴ ق.ظ
کوتاه، گویا و در یک کلام عالی بود! ممنون فواد. :-)
فرندفید رو همیشه بهخاطر این دوست داشته و خواهم داشت که ۱٫ مجموعه رنگ و وارنگی هست از گلچینی از آدمهای آنلاین همه جا! ۲٫ قادر هست فاصلههایی رو (که مخصوصا بین فارسیزبانها) گاه باعث ایجاد دلتنگی، آزردگی، سوءتفاهم و یا رقابت ناجور میشه، بهطرز خارق العادهای از میان برداره. ۳٫ جو تمیز و نسبتا آرومی داره و… چندین تا علت دیگه که الان خوب یادم نیست. ;-)
درسته، منم خیلی وقتها از بعضی چیزهایی که در فرندفید میبینم چندان خوشحال نمیشم، اما این فقط نظر شخصی منه و نمیتونم به خاطرش کل جمعی که این شبکه رو میسازند ببرم زیر سوال! مخصوصا اینکه باور دارم توی این دنیا هیچ چیز کامل، بدون نقص و بر وفق مراد من نخواهد بود و چنین توقعی بیجاست.
بهنظر من پاککردن اکانت چیزی نیست جز پاککردن صورت مسئله. کسی که خودش رو حذف میکنه، یعنی از پس تحلیل مشکل فرندفید یا مشکل خودش با فرندفید (مشکلاتی که فکر میکنه وجود داره) برنیومده و به همین سادگی از زیر بارش شونه خالی میکنه.
پاسخ به این نظر
دی ۷م, ۱۳۸۷ در ۸:۵۵ ب.ظ
من تا اون جاییش که کاربران اکنتشونو بی دلیل پاک می کنن و به جای پاک کردن باید تو چنین جامعه ای مفید تر واقع بشیم و اینا باهات موافقم. اما به هر حال هر جامعه اشکلاتی بهش وارده.چه اشکالی داره ادم گاهی اوقات چنین محیطی رو لاقل از دید خودش نقد کنه.
پاسخ به این نظر
foadsa دی ۷م, ۱۳۸۷ at ۹:۴۲ ب.ظ
نقد داریم تا نقد، مشکل اینجاست که ما گاهی فکر میکنیم سند جایی را که کاربرش هستیم به نام ما زدهاند. محیط رو میشه از دیدگاه خودمون نقد کنیم اما چه کسی تعیین میکند دیدگاه ما وحی منزل است؟ با زور نمیشود جامعهای را به سمتی که خودمان می خواهیم هدایت کنیم، جامعهی ایران را میشود اما جامعهی آزاد را نه. این خصوصیت جوامع زنده است.
پاسخ به این نظر
دی ۷م, ۱۳۸۷ در ۱۱:۴۴ ب.ظ
[...] این مدرسه استاد ندارد [...]
دی ۹م, ۱۳۸۷ در ۱۲:۰۲ ق.ظ
شیرررررررررررررررررررررررررررررررررره
پاسخ به این نظر
دی ۱۰م, ۱۳۸۷ در ۸:۰۲ ق.ظ
فواد عزیز!
همانگونه که در ابتدای پستم نوشتم، فقط برایم “جالب بود” بدانم که آیا همه دنیا فرندفید را مثل ما بکار می برند! و در اواسط متن دوباره تاکید کردم که “البته این نگاه به هیچ وجه علمی نیست و بنده ادعایی درباره صحت کامل آن ندارم.” و این موضوع با “الگو قرار دادن خارجی ها” بسیار متفاوت است!
از سوی دیگر در ادامه می آورم “یادم است که اولها، حضور در فرندفید از آن جهت برایم جالب بود…” و مسلماً از این جمله بر می آید که بنده نظر و سلیقه شخصی خود را بیان نموده ام و شاهدش “م” در “برایم” است! و آنچه را که بعنوان آزردگی های ذهنی ام از آنها نام برده ام “شخم زدنهای بی مورد، گپ زدنهای بدون هدف، لایک زدنهای مافیایی و…” است نه آن بخشی از فرندفید که باعث گرم شدن دوستیها می شود. و هنوز هم معتقدم که با حذف این موارد (که کم هم نیستند) می توان فرندفید سرزنده تری داشت.
بله! فرندفید همچنان زنده است همانگونه که یاهو۳۶۰ و رومهای یاهو زنده اند! (البته فرفر ما سرزنده تر از آنهاست!)
پاسخ به این نظر
foadsa دی ۱۰م, ۱۳۸۷ at ۱۰:۴۲ ق.ظ
باز هم میگویم ما نمیتوانیم برای جامعهای خط مشی مشخص کنیم…
پاسخ به این نظر
صادق دی ۱۰م, ۱۳۸۷ at ۱۱:۳۹ ق.ظ
درباره جوامعی که آزادی مطلق بر انها حکم فرماست (از جمله فرفر) با شما موافقم.
قصد من هم تنها بررسی موضوع و بیان نگاه شخصی من بود. اگر تصمیم به دادن خط مشی داشتم، راهکار ارائه می کردم.اما مسلماً هر راهکاری محکوم به شکست است، همانگونه که پیش از این برخی چنین اشتباهی را کرده بودند و من مخالفت کردم.
پاسخ به این نظر
دی ۱۰م, ۱۳۸۷ در ۹:۳۶ ب.ظ
دست دست دست نوشته جالبی بود فواد من از یکی که چند دیروز پریروز اکانتش و پاک کرد خیلی ناراحتم اصن باید بلاکش کنم حالا ببین! :))تو تویتر هم مسخره بازی زیاد در میاره
پاسخ به این نظر
اسفند ۱۷م, ۱۳۸۷ در ۱۱:۳۳ ب.ظ
[...] این مدرسه استاد ندارد از آرشیو [...]