شما فکر کن یک آدمی – اصلآ من نمی‌فهمم چرا هر کس یک اقدام غیرانسانی انجام می‌ده فورآ اسم حیوان رو برازنده‌ش می‌کنند؟ به خدا حیوان‌ها هم وقتی در بینشان حیوان بی‌شعوری پیدا می‌شود به او لقب آدم نمی‌دهند – خب داشتم می‌گفتم یک آدم فاقد عقل و شعور در لحظه یا در کل، پیدا می‌شود و مقادیری اسید به صورت آدم دیگری می‌پاشد.
اگر قرار به مقابله به مثل باشد که دیگر چه نیازی به هزینه کردن برای قانون نوشتن و برگزاری عدالت‌گاه است؟ چیزی که در این شهر زیاد است اسید است، خانواده‌ی آسیب‌دیده یک گالن‌ش را تهیه می‌کند و به صورت فرد مجرم می‌پاشد.
اما ما می‌خواهیم دنیای عادلانه‌تر و متمدن‌تری داشته باشیم، نه؟

- اینجوری حرف نزن، فکر کن اگه آسیب‌دیده از اقوام خودت بود، چه رای‌ای رو برای مجازات می‌خواستی؟

اگر قرار به خون در برابر خون بود، اگر قرار به خنک شدن دل بود، من خودم دست به کار می‌شدم. لااقل بعدها عذاب وجدان می‌گرفتم که چرا فکر نکرده و از روی خشم این کار را کرده‌ام. نه اینکه برای فرار از عذاب وجدان، پس از کلی اندیشیدن و دادگاه رفتن، همان حکم اولیه را این بار به دستور من، تایید دادگاه و به دست شخص دیگری اجرا شده ببینم، همه‌ی حرف در این اندیشه است…