وصل تو را دم می‌زدم هر دم…
می‌دانم،
در نبودم،
وصل تو می‌آید.
هنوز نمی دانم با مرگم
این دو سه نام را
با کدام اجازه خواهم برد
انسان،
و عدالت،
و عشق

اگر زخم‌هایم به التیام برسند
فصل خوش‌مرگی است.

روز/مسعود کیمیایی/زخم عقل