یادم باشد اینجا یک رسانه‌ی شخصی است. اینجا را دارم تا بنویسم، تا برای دل خودم بنویسم. یادم باشد اینجا اگر خواننده‌ای دارد که همیشه محترم است، به خاطر همین نوشته‌هاست که من در آن‌ها نظرم را بیان می‌کنم. یادم باشد هر چیزی که می‌نویسم اول باید خودم را خوش بیاید، بعد دیگران خوبی هستند که در موردش نظر می‌دهند و نقد می‌کنند خواه محترمانه و خواه نامحترمانه. یادم باشد هر کسی می‌تواند این نوشته‌ها را بخواند و یا نخواند که من نه می‌توانم و نه باید این خواندن را به کسی تحمیل کنم. همین‌طور هیچ کس نمی‌تواند نوشتن مطلبی را به من تحمیل کند اما همیشه راه برای ایده‌های دیگران باز است.
یادم باشد اعتقادات من هر چه که هست خود تصمیم می‌گیرم که بیانشان کنم، که اینکه اعتقادات یک مسئله‌ی خصوصی است و این خصوصی، خصوصی‌تر ندارد. فقط من گاهی دلم می‌خواهد بعضی را منتشر کنم و بعضی را نه. یادم باشد همانطور که کسی نمی‌تواند مرا مجبور به نوشتن و پیروی از چیزی کند، من هم نمی‌توانم کسی را به نوشتن یا ننوشتن از موضوع و عقیده‌ی خاصی بکنم.
یادم باشد اینجا خوانندگان ثابتی دارد که تفکر و تعقل می‌کنند و خود توانایی آن را دارند که بسنجند و برگزینند. یادم باشد در زندگی هر شخص تابوهایی وجود دارد که مالکیت شکستن آن‌ها با خود اوست. یادم باشد من اگر از عقیده‌ی شخصی فردی خوشم نیاید حق توهین به او را ندارم و همین‌طور حق تحمیل عقیده‌ی خودم را ندارم. یادم باشد ما فقط ابراز عقیده می‌کنیم و هیچ کس پیدا نمی‌شود که کاملآ با کسی هم‌نظر باشد. یادم باشد در این دنیای بزرگ آنقدر نظر و عقیده وجود دارد که من را وادار به تفکر کند پس ممکن است آنچه می‌گویم و می‌نویسم حق نباشد. اما این حق را دارم که آنچه را می‌پسندم بیان کنم. یادم باشد در رسانه‌ی شخصی‌ام حق تصمیم‌گیری در مورد تفکرات و عقاید دیگران را ندارم. یادم باشد نمی‌دانم قهقرا کجاست، شاید قهقرا و ابتذال همین جایی است که من ایستاده‌ام. پس من در حالت کلی فقط می‌توان نقد و نظرم را بگویم، هر کس مختار است بر اعمال شخصی‌ای که انجام می‌دهد مصمم باشد.
یادم باشد سانسور، مرگ است. همیشه از سانسور فرار کرده‌ام. آنچه را می‌خواهم باید بتوانم بیان کنم. یادم باشد در حال تمرینم. تمرین آزادی، و این آزادی تا جایی پایدار است که به دیگران تحمیل ضرر مالی، جانی و روحی نداشته باشد. یادم باشد اگر عملی انجام دادم و بعد با دلیل به خودم ثابت شد که اشتباه بوده، صادقانه قبول کنم. یادم باشد پاسخ ندادن به نظرات دیگران بهتر است از اینکه بی‌دلیل و با پرخاش به آن‌ها پاسخ دهم. یادم باشد بعضی از علاقه‌مندی‌ها سلیقه‌ای است و هیچ کس را به آن‌ها خرده‌ای نیست.
یادم باشد من مسئول اعتقادات و اعمال خویشم و نه دیگران. یادم باشد وبلاگ ملک شخصی است اما اینترنت ملک شخصی نیست. و این قابل تعمیم به کل موضوعات است که در نهایت می‌رسد به اینکه تن آدمی ملک شخصی است اما جامعه و مملکت ملک شخصی کسی نیست که آن را بر اساس عقاید و نظراتش ایده‌آل کند. اینترنت یک نمونه از جامعه است، حتی اگر شخصی در اقلیتی یک نفره هم باشد، هیچ کس حق ندارد او را از بیان عقایدش محروم کند. تنها کاری که یک مخالف می‌تواند بکند این است که خود توجه نکند اما نمی‌تواند حق دیگران را برای دیدن و شنیدن او بگیرد.

توضیح: مسلمآ این یک مطلب کامل نیست و خیلی چیزهای دیگر باید یادم باشد. مطمئنآ تمام این‌ها برای اجرا کردن من است و من در حال تمرین اما نمی‌توانم ادعا کنم که من در حال حاضر اینگونه‌ام. همه‌ی این‌ها برای این است که به خودم یادآوری کنم که مرگ فقط برای همسایه حق نیست. احترام به عقاید دیگران است که احترام می‌اورد. اینکه خود آدمی حریم خصوصی‌اش (تمام زندگی حریم خصوصی است) را در معرض دید دیگران بگذارد شرافتمندانه‌تر از این است که ما با تجسس به زندگی خصوصی دیگران سرک می‌کشیم. امیدوارم تمام این‌ها یادم بماند.