قضاوت سانسور درباره‌ی یک اثر هنری، اگر درست نباشد، نتیجه‌ای ندارد جز آنکه یک جامعه را از یک اثر هنری، از یک نگاه متفاوت، از آگاهی محروم کند. من طرفدار هرج و مرج نیستم. درباره‌ی شغل‌سازان، هیاهوگران و غیرهنرمندان متظاهر به هنرمند بودن حرف نمی‌زنم. من می‌گویم یک هنرمند، با ذات هنرمندانه‌ی خود، با کار و اثرش، پیشنهاد می‌کند. این پیشنهاد هنرمندانه، واکنش خاص خود را در جامعه و در میان مخاطبان خود خواهد یافت.
وقتی می‌گویند سینما باید رشد کند، باید این یا آن باشد، به فلان سطح برسد، جهانی شود، صدای ما را در جهان منعکس کند و … می‌پرسم در مقابل این انتظارات چه خدماتی به این سینما می‌دهید؟ مگر می‌شود گلوی یک خواننده را با این دل‌خوشی که دهان او را کاملآ نبسته‌ایم، اندکی فشار داد و بعد از او خواست که با صدای اصلی و کامل خود آواز بخواند؟ ما ادعای دستیابی به یک سینمای جهانی را داریم، من می‌پرسم که آیا به اندازه‌ی وسعت حرفی که می‌زنیم، به اندازه‌ی گستره‌ی حرفی که برای دنیا داریم به سینما آزادی داده‌ایم؟ من این وسعت را باید در عکس‌هایم تصویر کنم و این تصویر باید به اندازه‌ی جهانی که برای آن فیلم می‌سازم، آزاد باشد. دنیا از آزادی چه ضرری دیده است؟ آن‌ها که می‌گویند آزادی را باید در حد گنجایش فرهنگی یک ملت به آن‌ها داد، به مردم توهین می‌کنند و به نظر من، برعکس، این میزان آزادی است که حجم و گنجایش و سطح فرهنگی مردم را تعیین می‌کند.

مسعود کیمیایی در گفتگو با فرج سرکوهی و غلامحسین ذاکری سال ۱۳۷۰
قیصر نماد انسان معترض/رضا شکراله – حمید توران‌پور/نشر قصیده/صفحه‌ی ۲۰۵