تو خود من، خود منی
دستهبندی شده در متن ترانهی دیگران در بهمن ۲۸م، ۱۳۸۶، ۹:۰۷ ب.ظ
اون لحظهای که عشق تو، تو خلوت دلم نشست
هزار هزار حباب نور، در دل تاریکم شکست
تو فصل پاییز تنم، دستات به یاریم نشست
برگای زرد خشکمو، به شاخههام دوباره بست
سپیدهای و در منی، لحظه به لحظه با منی
نزدیکتر از من به منی، تو خود من، خود منی
نزدیکتر از من به منی
سپیدهای و در منی، لحظه به لحظه با منی
شبگریهی تلخ منو، کسی به جز تو نشنید
دست نوازش به سرم، کسی به حز تو نکشید
جز تو صبورانه کسی، با من خسته تا نکرد
هیچ کسی مثل تو منو، نشناخت و باورم نکرد
اون لحظهای که عشق تو، تو خلوت دلم نشست
هزار هزار حباب نور، در دل تاریکم شکست
تو فصل پاییز تنم، دستات به یاریم نشست
برگای زرد خشکمو، به شاخههام دوباره بست
سپیدهای و در منی، لحظه به لحظه با منی
نزدیکتر از من به منی، تو خود من، خود منی
نزدیکتر از من به منی
سپیدهای و در منی، لحظه به لحظه با منی
=====================
سپیده
خواننده: جمشید
آلبوم: اولین نگاه
ترانهسرا: مهین آبادانی
آهنگ و تنظیم: کاظم عالمی
لینک ویدئو






ارسال پاسخ