اخلاقیات غیرانسانی
دستهبندی شده در ادبیات, حقوق بشر, شعر در مرداد ۱۸م، ۱۳۸۶، ۱۱:۱۰ ب.ظ
دوستانی که اخلاقیات را پیش میکشند و چون شاید خودشان از همجنسگراها متنفرند میگویند مصاحبه با ساقی قهرمان به دلیل گرایشات جنسی او نباید صورت میگرفته چند لحظه ساقی را از معادله کنار بگذارند. فرض کنید عمر خیام زنده بود و در این دوران زندگی میکرد. اصلآ بگذریم از اینکه آیا در چنین حالتی همین عدهای که شاعر بودن کسی را تعیین میکنند او را شاعر خطاب میکردند یا خیر. گیریم که همین محبوبیت را هم داشت و رباعیهایش زبانزد همه بود. با اینکه تمام این فرضها بعید است چون در چنین جامعهای که خودش را درگیر اعتقادات و اخلاقیاتش کرده اگر حافظ هم متولد میشد جان سالم به در نمیبرد چه رسد به خیام.
حالا یک روزنامهای مثل شرق با عمر خیام مصاحبهای ترتیب میداد و با او در مورد زبان شعریاش گفتگو میکرد و درصد بالایی از عوام و حتی خواص از زبان شعری خیام چیزی دستگیرشان نمیشد. در هر صورت حتی اگر شعر شاعر قابل فهم باشد زبان شاعر چیزهایی دارد که مختص خود شاعر است و همهفهم نیست و برای همین است که شاعر شده است.
فکر میکنید فردای این مصاحبه پیر شریعت و مذهب، حسین شریعتمداری در کیهان با روزنامهی شرق چه برخوردی میکرد. شک نداشته باشید که مینوشت: “شاعر مورد بحث ع.خ. که یکی از کافرین به نام است و از روانپریشی ذهنی رنج میبرد. در اشعارش ترویج شرب خمر و کفر را میکند و به اسلام و سایر ادیان الهی به دیدهی تمسخر نگریسته است. این شاعر که شواهدی مبنی بر گرایش ذهنیاش به صهیونیسم در دست است در اشعارش به علمای دینی توهین کرده و علاقه دارد شأن زنان را پایین بیاورد و بیناموسی را رواج دهد که در رباعی زیر کاملآ مشخص است:
شیخی به زنی فاحشه گفتا: مستی
هر لحظه به دام دگری پا بستی
گفتا: شیخا، هر آنچه گویی هستم،
اما تو چنانکه مینمایی هستی؟
قابل ذکر است که ع.خ. هیچگونه اعتقادی به بهشت و جهنم ندارد و دائمالخمر است و معشوقهباز است.”
بعد عدهای که گویا از احترام به عقاید و آزادیهای شخصی فقط ذکر نامش را یاد گرفتهاند و به جای بحث پیرامون موضوع اصلی به پایبندی به اعتقادات خودشان رجوع میکنند مینوشتند که هرچند که پروندهی روزنامه از پیش بسته بود اما نباید بیاحتیاطی میکردند و کاملآ مشخص است که روزنامه از سوابق عقیدتی شاعر اطلاعی نداشته است وگرنه چون از نظر شرع مقدس آن اعتقادات را گناه میداند تن به چاپ این گفتگو نمیداد!
به جان خودم اگر میشد با خیام و حافظ هم اینگونه برخورد میکردند چنانکه با شاملو و فروغ و دیگران صورت دادند. حالا برمیگردیم سراغ ساقی قهرمان. مصاحبه در مورد زبان زنانهی او در شعر است و به حق که گفتگوی سنگینیست. هیچکجای مصاحبه بحث به اعتقادات جنسی شاعر کشیده نمیشود و این از نکات مثبت گقتگو است چون حوزه ادبیات است نه جامعه یا هرچیز دیگر. اینکه آیا شعرهای ساقی قهرمان شعر است یا نه، آیا اصلآ ارزش بحث را دارد هم نکتهایست که مطمئنآ مجتبی پورمحسن درک کرده است. هیچکس حق ندارد اگر از شعری خوشش نمیآید آنرا ضعیف بخواند مگر اینکه تعریف جامعی از شعر بداند که یقینآ بزرگترین شاعران هم نمیدانند. مگر ادبا و بزرگان فرهنگ نبودند که به مبارزه با زبان نیما برخواستند اما حالا ما نیما را میپرستیم؟ قصدم مقایسه نیست فقط تفاوت دیدگاهها در شعر است پس نوشتههای ساقی قهرمان شعر است و حتی یک خط از یک شعر هم ارزش بحث دارد.
اما جالب اینجاست که بعد از این گفتگو تنها چیزی که مطرح نشد همان مطلب مورد بحث بود یعنی شعر ساقی و زبان زنانهی او! جمعی ساقی را به خاطر اعتقاداتش کوبیدند و جمعی مجتبی پورمحسن را مسئول این واقعه نامیدند و این همان هدف حسین شریعتمداریست. هیچکس در مقابل این کیهان و حسین شریعتمداری نمیایستد که فرهنگ و هنر و اندیشهی ما را یکجا به فاک فنا داده است. از همه افتضاحتر عذرخواهی روزنامهی شرق بود که کفهی ترازو را به سود کیهان سنگین کرد. همینطور عذرخواهی مجتبی پورمحسن به خاطر گناهی که نکرده و ارائهی نظراتش در مورد عقیدهی جنسی شاعر. اگر از ساقی قهرمان و همجنسگراییش اطلاعی نداشتید، متأسفم حتمآ آرشام پارسیپور را هم نمیشناسید! خود من برای آگاهی هم که شده هفت شمارهی آخر نشریهی چراغ را دارم. مطمئنآ یک جای کار شما که وظیفهتان اطلاعرسانی است میلنگد مگر اینترنت ندارید؟
چرا طفره میروید؟ برای رسیدن به آزادی باید همهچیز را در نظر گرفت. اگر دوست دارید آزادی بیان داشته باشید باید بدانید که آزادی جنسی و هویتی هم جزء آزادیهاییست که حکومتهای دموکرات باید برای مردمشان فراهم کنند. اخلاقیات را بیخود به رخ نکشید که اخلاق این است که به عقاید هم احترام بگذاریم تا جایی که به آزادی شخصی دیگران آسیبی نرساند به قول نازلی کاموری چه کسی قرار است شهید راه آزادی جنسی ما باشد؟
جناب شکرالهی شما که اینگونه به خوبی میتوانید این مسئله را تفسیر کنید چه نیازی است که تنفر خود از همجنسگرایی شاعر را به خواننده تلقین کنید؟
به هر حال بازخوردهای این مصاحبه با شاعر همجسگرا به طور واضح نشان داد که فاصلهی زیادی بین به اصطلاح روشنفکران و مردم عادی نیست و امید ما به اینکه روزی بدون بحث در مورد اعتقادات و حوزهی شخصی فرد به کارهای باارزشی که ممکن است انجام داده باشد یا نه پرداخته شود آرزویی محال است که به این زودیها میسر نمیشود. موقع عمل که میشود همهمان سروته یک کرباسیم.
پینوشت: روزی که گفتگوی هممیهن با رضا براهنی + را میخواندم با خود فکر میکردم چقدر خوب است که بدون توجه به اعتقادات و ذهنیت شخصی شاعر با او به مناظرهای چنین مفید آگاهکننده نشست و ای کاش که همینطور که میشود در مورد ادبیات مهاجرت بحث کرد میشد در مورد موسیقی مهاجرت هم بحث کرد و با آهنگسازها و خوانندههایی که روزی در ایران محبوب بودند و حالا به دلایلی مهاجرند مصاحبه کرد. به هر حال زیاد فاصلهای بین ادبیات و موسیقی و شاید سینمای مهاجرت نباید باشد اما اینروزها میفهمم که همین ادبیات هم دردسرساز است چه رسد به موسیقی و خوانندگانی که از نظر حاکمان مستهجن و ضدانقلابند.
پینوشت۲: اینجاست که متوجه میشویم چطور است که در جایی از دنیا فیلمهای زیبایی چون Loving Annabelle و Brokeback Mountain در حمایت از همجنسبازها ساخته میشود یا در فیلمی چون Gia زندگی یک مدل لزبین به تصویر کشیده میشود. بماند که اینجا هنوز دگرجنسگراها هم زندگی عادی خود را نمیتوانند داشته باشند نمیگویم مردم عادی که در اکثر نقاط دنیا دیگر همجنسگراها را جزء مردم عادی به حساب میآورند.






مرداد ۱۹م, ۱۳۸۶ در ۱۲:۲۹ ق.ظ
واقعا مسئله ی خیلی سختیه .
منظورم قضیه ی شرق و بسته شدنش نیست . چه اینکه این فقط بهانه ای بیش نبود.دیر یا زود بسته میشد .
در مورد همجنس بازی می گفتم . اینکه این بیماریه یا یه تفکر یا چیزی مثل رنگ پوست که دست خود آدم نیست .
پاسخ به این نظر
مرداد ۱۹م, ۱۳۸۶ در ۳:۵۱ ق.ظ
شریعتمداری رو خیلی باحال گفتی . در ضمن Loving Anabelle خیلی فیلم خاصی نیست به نظر من
=============
فؤاد: از نظر من قشنگ بود، در مورد کوهستان بروکبک که شک نداری؟
پاسخ به این نظر
مرداد ۱۹م, ۱۳۸۶ در ۸:۲۱ ق.ظ
به نظر خودت عادین؟ فکر کن دوستایی که خودشون و دوستیشون برات فوقالعاده عزیزن گی بودن و ازت…
اونهایی که سرزنش می کنی موید کار بی نهایت زشت تعطیلی شرق نیست. اما اگه همجنسگرایی روشنفکریه ما که عطاش رو به لقاش بخشیدیم!
===========================
فؤاد: نگفتم همجنسگرایی روشنفکریه، برخورد ماست که صحیح نیست شاید بعدها بیشتر بفهمیم. در مورد دوستانی هم که گفتی مطمئنآ اونا گی باشند دلیل نمیشه که گرایش جنسی من هم مثل اونا باشه
پاسخ به این نظر
مرداد ۱۹م, ۱۳۸۶ در ۸:۵۷ ق.ظ
می خوام از آخر به اول بیام. این که گفتی فیلم هایی در حمایت از هم جنس گراها ساخته می شه خودش یه توهین ئه. یعنی چی حمایت از هم جنس گراها؟ مگه نمی گیم که هم جنس گراها شهروند عادی ی جامعه هستن؟ پس داستان حمایت دیگه چی ئه. شاید بهتر بود از «درباره ی هم جنس گراها» استفاده می کردی. رخشان بنی اعتماد تو اولین دوره ی جشنواره ی فیلم های ساخته شده توسط زنان یه حرف خوبی زد. گفت که همین جدا کردن جشنواره ی زن و مرد خودش یه جور تبعیض ئه.
رضا شکرالهی توی اون دو خطی که پانویس کرده فقط اینو نوشته که خاست گاه ادبیات ساقی قهرمان از روی کرد شخصی ش در مسائل جنسی ش می آد و این خوب نیست. خب من با این نظر خوابگرد مخالف ام. اما گمون نکنم حکم نابودی ی شکراللهی به این دلیل چندان منصفانه باشه. بعدش هم گفته که از هم جنس بازی متنفرئه که این هم احساس شخصی ی خودش ئه و ربطی به فعالیت هاش نداره. مثلن خود من هیچ احساسی نسبت به روابط خصوصی ی افراد ندارم. به من چه. هرکی هرجور حال می کنه بکنه.
خانم کام وری اشاره ی خوبی کردن. ولی خب این مثل ترکی رو هم باید درنظر داشت که گاماس گاماس. ما توی فرهنگی زندگی می کنیم که هنوز نام بردن از بزرگان بدون پیش وند و پس وند، کفر محسوب می شه. انتظار ندارین ه توی این فرهنگ از فردا راه و در مورد آزادی های جنسی، که توی دین رسمی و هنجاری ی جامعه مون یه خطط کلفت قرمز دورش کشیده شده، حرف بزنیم. این چیزا محافظه کاری نیست. اصلاحات ئه. عیب نداره که سیاست مدارا اصلاحات رو ابزار دست شون کردن برای رسیدن به قدرت و بعدشم فراموشش کردن. مردم باید اصلاحات رو ادامه بدن.
در مورد کسانی هم که می گن مصاحبه هه غیر اخلاقی بوده، باید اینو ازشون پرسید که کجای مصاحبه درباره ی غیراخلاقیات بحث شده؟ این، بساطی بوده که کیهان راه انداخته. اما خب من هم معتقدم اگه توی این دوران و این کشور خواستیم یه چیزی درباره ی هم جنس گرایی بنویسیم، باید محتاطانه عمل کنیم. هنوز گام های اول ئه و جامعه فرق بین هم جنس بازی و بچه بازی رو هم حتا نمی دونه. فراموش نکنیم که ما تو آسیا زندگی می کنیم. جایی که به هر حال یه چیزایی رو به عنوان اخلاق می شتاسن و رد شدن از خطش گناه بزرگی ئه. آسیا زادگاه تمدن ئه و من به آسیایی بودنم افتخار می کنم.به همین دلیل نباید با بولدوزر همه چیزشو یهو زیر و رو کرد.
توی هند چندسال پیش یه فیلمی ساخته شد به نام آتش. درباره ی ارتباط دو خواهر با هم دیگه. این فیلم خیلی زود از پرده اومد پایین و به ش اعتراض شد. در حالی که حتا اون فیلم هم حرکت محتاطانه ای کرده بود. خب حالا خودت ببین برای به دست آوردن آزادی های این تیپی، چند سال باید تلاش کرد و فرهنگ سازی کرد.
ببخشید زیاد حرف زدم. امیدوارم کامنت دونیت محدودیت کلمه نداشته باشه.
پاسخ به این نظر
مرداد ۱۹م, ۱۳۸۶ در ۹:۱۴ ق.ظ
سلام
به نظر شما قیاس ساقی قهرمان با ابر مردی چون خیام قیاس درستی است
من در خارج از کشور زندگی می کنم ولی هرگز دوست ندارم شعری از اشعار این زن را خواهر یا همسرم بخواند چون تماما حرفهای زشت و رکیک کوچه و بازار است که ما حتی در مقابل نزدیکترین دوستانمان هم شاید شرم از به زبان آوردنشان داشته باشیم
این زن نه تنها خیام و فروغ نیست بلکه به نظرم یک بیمار روانی است بیماری که احتمالا کودکی سخت وپیچیده ای داشته است و …
==========================
فؤاد: با خیام مقایسه نکردم با تفکر مقایسه کردم، تو فکر میکنی اگر خیام اینقدر بزرگ نبود و از طرف دنیا تأیید نشده بود الآن اینگونه مورد احترام ایرانیها بود؟
شاید گرایش جنسی تو هم از نظر عدهای بیماری باشد آیا برخورد اینگونه صحیح است؟
پاسخ به این نظر
مرداد ۲۰م, ۱۳۸۶ در ۱۲:۱۹ ق.ظ
در مورد کوهستان بروکبک باهات موافقم
پاسخ به این نظر
مرداد ۲۰م, ۱۳۸۶ در ۱:۰۳ ق.ظ
در هر حال نباید آن مصاحبه چاپ می شد . خود شرقی ها هم متوجه اشتباهشان شده اند.
==========
فؤاد: در حالی متوجه اشتباهشان شدهاند که به مصاحبه شونده توهین کردند. این قابل پذیرش نیست.
پاسخ به این نظر