در اینکه داریوش مهرجویی یکی از بزرگان سینمای ایران است شکی نیست. اینکه سنتوری می‌تواند یکی از اتفاقات خوب سینمای ایران باشد هم مسلم است. اما غیر از تنگی نظر مسئولین وزارت ساماندهی در مواجهه با علی سنتوری اتفاقات دیگری هم به سرعت این بحران که کشتی شکسته سینما را به گرداب می‌برد کمک می‌کند.
طرفداران سینمای مهرجویی می‌توانند هر طور که دوست دارند از کارگردان هنرمند و محبوبشان حمایت کنند و ما هم به عنوان یک علاقمند سینما از سنتوری لذت ببریم، از سینمای کارگردان فیلم‌های “گاو” و “آقای هالو”.
اما برخورد هواداران مهرجویی مشکلات سنتوری را اضافه می‌کند. سنتوری یک داستان سرراست دارد که می‌تواند هر بدخواهی را علیه خودش بشوراند و سردسته‌ی آن‌ها امثال روزنامه‌ی کیهان است. سنتوری مثل رئیس کیمیایی پر از نماد و نشانه نیست که بعد از چند بار بازنویسی فیلم‌نامه و فاصله گرفتن از داستان اصلی با زیرکی از دیوار مجوز رد شده باشد. سنتوری یک حقیقت مسلم است. از همان روزهای جشنواره‌ی فیلم فجر که فیلم برای نمایش آماده می‌شد با تمام مشکلات پیش از آن، حدس می‌زدم که این مشکلات پایانی نخواهد داشت. تقدیس سنتوری از سوی دوستداران مهرجویی آن هم با شدت زیاد شک ارشادی‌ها را به یقین تبدیل کرد که این فیلم برای آن‌ها مشکل دارد. در حالی که رفتار همین هواداران با رئیس کیمیایی به سود ما طرفداران کیمیایی انجامید. مزخرف خواندن رئیس موجب اکران آن شد. اما سنتوری مفقودالاثر شد. کیمیایی بعد از چهل سال مواجهه با سانسور دیگر متوجه شده است چگونه حتی در یک سکانس حرفش را بزند. قبل از اکران عمومی هم فیلم به گونه‌ای‌ست که جنجال‌هایش پیرامون کیمیایی است نه خود فیلم.
برخورد هواداران مهرجویی با دیگر فیلم‌ها و کارگردانان هم این روزها شدید شده است چیزی که برای سینمای ایران فاجعه است. این همانی‌ست که قاتلین فرهنگ و هنر می‌خواهند. اینکه بهرام رادان با بازیگران دیگر از لحاظ قابلیت مقایسه می‌شود. اینکه محسن چاوشی لقب بهترین خواننده را می‌گیرد. همه و همه آرامش کم مهرجویی را به هم می‌زند.
واقعآ متأسفم که ایرج قادری که شما فیلم‌هایش را فیلفارسی می‌خوانید ولی کلی خاطره است قربانی خشمی می‌شود که مشکلش جای دیگری آب می‌خورد. حالا چون نوبت اکران “محاکمه” بعد از سنتوری بوده و به دلیل توقیفش جایگزین می‌شود مقصر این توقیف ایرج قادری‌ست؟ چرا باید به خاطر مقصری که جواب درستی نمی‌دهد فیلم‌ها و کارگردانان دیگر قربانی شوند؟ درست برخورد نکرده‌ایم. اگر فیلم‌های کارگردانان کوچک را حمایت می‌کردیم اینگونه فیلم کارگردان بزرگمان را قربانی نمی‌دیدیم.
به نظرتان چند فیلم سال‌هاست که منتظر مجوز اکران‌اند؟ چند کارگردان و بازیگر مستعد قید این سینما را به دلیل عدم اکران فیلم‌هایشان زده‌اند؟ به جای کوبیدن بعضی از بازیگران و کارگردانان کمک کنید این محدودیت‌ها کم شود. مثلآ چرا حمید نعمت‌اله بعد از شاهکاری مثل “بوتیک” با بازی درخشان محمدرضا گلزار و گلشیفته فراهانی دیگر فیلمی نساخته است؟ چرا “یک شب” نیکی کریمی اکران نمی‌شود مثل خیلی از اکران نشده‌های دیگر؟
هنر با این وزارت ارشاد خواهد مُرد، به جای قربانی کردن خودی‌ها بیایید به اصل ماجرا اعتراض کنید.
پی‌نوشت: فعلآ از پوسترهای قشنگ سنتوری و آنونس زیبایش لذت ببرید.