هزار راه نرفته و هزار کار نکرده دارم! در حال سر و سامان دادن به وب‌سال هستم و به زودی فراگیر کردنش، ترم دانشگاه هم که شروع شده است، راه من رو دارم، زابغر رو دارم و جدیدآ روزنامه‌ی استانی خاتم رو، این وسط طراحی قالب هم دارم. رئیس انجمن نساجی هم گیر داده یه خبرنامه براش ردیف کنم. جز طراحی قالب که آب‌باریکه‌ای داره باقی قضایا نانی به سفره‌مان اضافه نمی‌کند!
به شدت سخن نوشین در مورد فعال بودن من درست است اما غبطه نخورید که سختی بسیار به بار دارد!
البته که دوست دارم و گلایه‌ای نیست. اما یه نکته‌ای که هست اینه که من می‌خوام خوابم رو به طور کامل انجام بدم و این وقت منو کم می‌کنه. حالا بخوام فیلم دیدن و کتاب خوندن و شعر نو نوشتن و ترانه گفتن و مهم‌تر خونه‌تکونی رو به این کارها اضافه کنم یقینآ به انرژی هسته‌ای می‌رسیم. البته که ترمز هم ندارد و قرار است با هم به ته دره برویم!
اینجاست که شاعر، حضرت میخ می‌فرماید: “جامی می و تابی چنان و وقت فراوانم آرزوست” ربطش به ترمز بماند!
به دلیل مورد توجه قرار گرفتن گربه‌های من توسط اهالی وبلاگستان سخت‌عکس‌ترین‌ آن‌ها را رو می‌کنم! خواهر ملوس و پُرفی، عروسک: